Contact

معرفی هیجده فیلم برتر هالیود

فیلم هالیوود و تماشای آن یکی از بهترین سرگرمی ها محسوب می شود. تعداد فیلم های هالیوودی در سال های اخیر بسیار زیاد بوده است. برخی از منابع تعداد فیلم های هالیوودی را در هر سال تا حدود 800 فیلم هم عنوان کرده اند. قطعا خیلی از فیلم های هالیوودی درجه یک نیستند اما واقعا برخی از فیلم های هالیوود شاهکارند!

عمدتا می توان با توجه به جشنواره بهترین فیلم هالیوود را شناخت. اما مطمئنا ممکن است بهترین فیلم های هالیوود از نگاه تماشاگران با بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر از نظر منتقدین و سینماگران متفاوت باشد. به همین دلیل ما به هر دو موضوع توجه کردیه ایم و در این نقد و بررسی از میزبان فا مگ با توجه به ژانر فیلم های هالیوود اکشن و فیلم های هالیوود عاشقانه و بهترین فیلم های هالیوود جنگی را گنجانده ایم. اگر چه در یک مقاله جداگانه بهترین فیلم های جهان را ذکر کردیم اما در اینجا نیز چند فیلم در این سبک ها نیز معرفی می کنیم. فیلم های هالیوودی فانتزی مثل آواتار و دزدان دریایی کارائیب نیز جزو فیلم های برتر هالیوود در سال های اخیر بودند

که به تشریح آنها پرداخته ایم. خوشبختانه بهترین فیلم های هالیوود دوبله فارسی هستند و اگر علاقه ای به زیرنویس ندارید می توانید دوبله فارسی آنها را تماشا کنید. سعی کرده ایم 30 تا از بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر را معرفی کنیم. البته انتخاب بهترین فیلم هالیوودی واقعا کار سختی است و تعداد آنها هم قطعا از 30 عدد بیشتر است.

بهترین فیلم های هالیوود

فیلم هالیوود

این صنعت بزرگ آمریکا با استفاده از بودجه های کلان و البته سخت افزارهای فوق حرفه ای به همراه بهترین بازیگران و عوامل فیلمسازی، بخش عمده ای از اقتصاد آمریکا و البته فرهنگ سازی آمریکایی محسوب می شود. در واقع جنبه فرهنگ سازی آمریکایی این فیلم ها بیشتر است. به عبارتی دیگر در انواع فیلم هالیوودی سبک زندگی غربی مدنظر استراتژیست های آمریکایی آموزش داده می شود. در اغلب فیلم های هالیوودی شخصیت اصلی داستان نامیرا، جان سخت، فوق العاده قوی، همیشه پولدار و… است. همچنین در اغلب فیلم های آمریکایی هالیوود نشان داده می شود که همه مردم آمریکا پولدار هستند و مشکل مالی ندارند. واقعا می توانید به عدد انگشتان دست فیلم هالیوودی نام ببرید که شخصیت اصلی داستان فقیر باشد

. (برعکس فیلم های ایرانی!) اگر هم فیلمی باشد که در آن شخصیت داستان فقیر است (مثل در جستجوی خوشبختی 2006) در پایان فیلم میلیاردر می شود! بالاخره وقتی در فیلم باید رویای آمریکایی را نشان دهید همین است دیگر.

در فیلم گرگ وال استریت، یک جوان ساده (لئوناردو دی کاپریو ) وارد وال استریت می شود و بدون هیچ پارتی و رابطه ای، در عرض چند ماه میلیاردر میشود! انگار نه انگار که وزارت خزانه داری آمریکا رسما اعلام کرده است که تعداد فقیر در آمریکا (به کسی که کمتر از 6 دلار در روز درآمد داشته باشد در آمریکا فقیر گفته می شود) 45 میلیون نفر است و لس آنجلس 650 هزار نفر کارتن خواب دارد و فاصله طبقاتی در آن بیداد می کند! آدم بد فیلم ها هم یا روسی یا مسلمان ها هستند و شخصیت آمریکایی فیلم است که دنیا را نجات می دهد. جاسوسان آمریکایی فقط به فکر بشریت هستند و بقیه کشورها، یک مشت انسان های عقب افتاده هستند و فقط آمریکایی ها باید از آنها محافظت کنند! جوری که در آخر همه فیلم ها پرچم آمریکا به اهتزاز در می آید و ما مخاطبین باید از اینکه خداوند آمریکا را آفرید اشک شوق بریزیم! بدی قضیه این است که خیلی از مخاطبان هم به سادگی باور می کند که آمریکا سرزمین فرصت ها است. البته واقعا هست اما برای افراد با نفوذ. در واقع همه جای دنیا برای افراد با نفوذ سرزمین فرصت ها است!

بهترین فیلم های هالیوودی

هالیوود به منطقه وسیعی از شهر لس آنجلس گفته می شود که در واقع محل استقرار اغلب شرکت های فیلم سازی است. این منطقه به قدری وسعت دارد که قرار است به تنهایی تبدیل به شهر شود. از سال 1910 این منطقه از هالیوود گسترش یافت و در آن شهرک های سینمایی متعدد، سالن های تئاتر و سینما، محل های برگزاری کنسرت ها و ساختمان های زیادی تاسیس شد. کل این منطقه چیزی حدود 170 هزار نفر جمعیت دارد که در واقع همه آنها عوامل فیلم های سینمایی و سریال هستند. در این مقاله بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر و بهترین فیلم های هالیوود از نگاه تماشاگران را بررسی کردیم.

1- مرد ایرلندی The Irishman

فیلم های هالیوودی

فرانک شیرن اگر چه رئیس سندیکای کارگری است، اما با مافیا در ارتباط است. او خود را به مافیا مدیون می داند. اما با آنها به مشکل می حورد.

:

ت

مارتین اسکورسیزی با کوله باری از تجربه در سال 2019 یکی دیگر از داستان های مافیایی دهه 70 میلادی را روایت می کند. داستان واقعی فردی به نام فرانک شیرن که اگر چه رئیس سندیکای کارگری آمریکا را بر عهده داشت، اما با مافیا در ارتباط بود. مارتین اسکورسیزی باز هم همانند فیلم مخمصه، رابرت دنیرو و آل پاچینو را روبروی هم قرار داده است!سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2019جنایی209مارتین اسکورسیزینتفلیکس

00:00

داستان فیلم هالیوود مرد ایرلندی در مورد شخصیتی به نام فرانک شیرن است. او قبلا به عنوان راننده کامیون کار می کرده، اما اکنون توانسته به عنوان رئیس سندیکای کارگری فعالیت کند. فرانک به صورت مخفی با راسل بوفالینو (گانگستر ایتالیایی الاصل) که رئیس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی آمریکا است ارتباط دارد و در این همکاری دست به قتل نیز می زند. او قصد دارد با یک مافیای دیگر یعنی جیمی هوفا نیز همکاری کند. چرا که به او احساس دین دارد. اما با هوفا به مشکل می خورد و …

حقایق فیلم هالیوود مرد ایرلندی

داستان این فیلم واقعی است. در واقع مارتین اسکورسیزی این زمان یعنی دهه 70 را به خوب درک کرده است. از این رو در سراسر فیلم کنایه هایی به حوادث سیاسی پس از جنگ جهانی دوم می زند. فرانک شیرن سهم بزرگی در فساد و گشترش جرائم سازمان یافته در دهه 70 میلادی در آمریکا داشت و به او به عنوان یکی از عوامل اصلی رکود اقتصادی در دهه 70 هم نام برده می شود. جو پسی از بازیگرانی که تا حالا چندین بار اعلام بازنشتگی کرده اما مارتین اسکورسیزی دوباره او را قانع کرد در این فیلم هالیوود بازی کند. جالب است بدانید این اولین همکاری آل پاچینو با اسکورسیزی است. در حالی که آنها وارد دهه نهم زندگیشان می شوند! جلوه های ویژه یکی از سخت ترین مراحل تدوین این فیلم هالیوود بود. چرا که باید چهره بازیگران را به اندازه قابل قبولی تغییر می دادند!

آیا The Irishman ارزش دیدن دارد؟

مرد ایرلندی در گلدن گلوب و اسکار نامزد جوایز متعددی شد. این فیلم در گلدن گلوب برای بهترین فیلم درام، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر اصلی و بهترین بازیگر نقش مکمل نامزد شد. در اسکار نود و دوم نیز در همین بخش ها نامزد بود. در پنج روز اول نمایش این فیلم بیش از 17 میلیون نفر آنرا دیدند.

رابرت دنیرو
آل پاچینو
جو پاسی
جسی پلیمونس

بازیگران فیلم هالیوود مرد ایرلندینقشتوضیحاترابرات دنیروفرانک شیرنشخصیت اصلی داستانآل پاچینو جیمی هوفارئیس باند مافیاجو پسیراسل بوفالینو بزرگترین مافیای دهه 70 آمریکاجسی پلیمونسچوکی از افراد هوفا

بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر

فیلم های زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر هستند که از لحاظ ماهیتی شبیه به فیلم مرد ایرلندی هستند. البته فیلم های هالیوودی دیگری هستند که می توان آن ها را همانند مرد ایرلندی دانیت اما به همین سه فیلم اکتفا می کنیم:

اینستاگرام میزبان فا مگ
  • روزی روزگاری در آمریکا Once Upon a Time in America: گانگستر معروفی پس از مدت ها دوباره به بروکلین باز می گردد. او با گذشته تاریک خود مواجه می شود و سعی در جبران دارد.
  • کازینو Casino: دو دوست صمیمی به خاطر پول و طمع دست به جنایت های زیادی می زنند. یکی از آنها مافیا و دیگری مدیر یک قمارخانه است که حالا دشمن یکدیگر شده اند.
  • رفقای خوب Goodfellas: هنری که عاشق گانگستر شدن است، به عنوان یک پادو وارد دنیای گانگسترها می شود. او می تواند رفته رفته به جایگاه های بالا در مافیا برسد.

2- معاون Vice

بهترین فیلم هالیوود

این فیلم روایتگر زندگی سیاسی یکی از جنجالی ترین سیاستمداران امریکایی یعنی دیک چنی است که از سال 2001 تا 2009 معاوناول ریاست جمهوری امریکا بود.

محدثه در 1 دقیقه خلاصه فیلم معاون را میگه:

سلبریتی های هالیوودی نیز مانند سلبریتی های همه کشورها! هر از چندگاهی برای سیاستمداران خوش رقصی می کنند. اما نمیدانند که سیاستمداران فقط از آنها برا رای آوردن استفاده ابزاری می کنند و پس از رسیدن به قدرت، اهمیتی به آنها نخواهند داد! این موضوع در سال 2018 وقتی رئیس جمهور آمریکا یک جمهوریخواه بود بیشتر نمایان شد! اسطوره ساختن از دیک چنی در فیلم هالیوود معاون بدون شک یک شوی تبلیغاتی به نفع جمهوریخواهان برای انتخاب کنگره و سنا بود.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2018زندگی نامه درام132آدام مک کیآناپیورنا پیکچرز

این فیلم زندگی سیاسی دیک چنی معاون اول جورج بوش پسر را روایت می کند. دیک چنی در ابتدا عضوی از کابینه ریچارد نیکسون بود. بعدها وزیر دفاع بوش پدر و در نهایت معاون اول بوش پسر شد. دیک چنی بیشتر به خاطر شخصیت علمی و کتاب معروفش به نام (چرا جهان به آمریکا نیاز دارد) معروف شد. فیلم در واقع اسطوره سازی از اوست. وگرنه اغلب دیدگاه های او در مورد آمریکا مخصوصا در دوره اوباما و ترامپ محقق نشد.

هدف از ساخت فیلم معاون

مسلم است که چنین فیلمی در سال 2018 که مردم به شدت از دست دموکرات ها خسته و عصبانی هستند فیلم پرفروشی خواهد بود. ساختن فیلم انتقادی در سال آخر هر دولتی در هر جای جهان به نظر پر سود خواهد بود. اما به راستی چرا این فیلم ها در ابتدای کار دولت ها ساخته نمیشوند و ایا سلبریتی های آمریکایی هم مثل سلبریتیهای دیگر کشورها فقط به فکر منافع خودشان هستند؟

حقایق فیلم Vice

کریستین بیل 20 کیلوگرم اضافه کرد، سرش را تراشید، ابروهایش را سفید کرد و برای ضخیم کردن گردنش برای نقش چنی ورزش های قدرتی انجام داد. همچنین گریم سنگین او برای این فیلم هالیوود هم خیلی زمانبر بود. دیک چنی در واقعیت مشکلات قلبی داست. کریستین بیل به همین دلیل مطالعاتی روی حملات قلبی و بیماران قلبی انجام داد. اما این مطالعات یک جا به درد آدام مک کی خورد. در هنگام ضبط یکی از سکانس ها، آدام مک کی دچار حمله خفیف قلبی شد و کریستین بیل به کمک دانش خود به او کم کرد!

کریستین بیل
ایمی ادامز

00:00

استیو کارل

ورود یا تازه وارد یا رسیدن اثر تحسین شده دیگری از دنی ویلنوو است. او دوباره به ژانر مورد علاقه اش یعنی فیلم های علمی تخیلی رفته و داستانی

جسی پلیمونس

 بازیگران فیلم هالیوود معاوننقشتوضیحاتکریستین بیل دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکاایمی ادامزلین چنی همسر دیک چنیاستیو کارل دونالد رامسفلدوزیر دولت بوشجسی پلیمونس کرتراوی داستان

فیلم های سیاسی و اقتصادی هالیوود

فیلم های زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوودی متناسب با موضوعات روز آمریکا هستند:

  • رکود بزرگ The Big Short: چهار اقتصادان رکود اقتصادی را در آمریکا پیش بینی کرده اند. اما بانک ها به حرف آنها توجهی نمی کنند. از این رو این 4 نفر قصد مبازره با بانک ها رادارند.
  • اخاذی آمریکایی American Hustle: ایروینگ و سیدنی برای یک پلیس فدرال به صورت مخفیانه کار میکنند. اما یک رئیس مافیا قصد دارد آنها را وارد سازمان خودش کند.
  • انکرمن افسانه ران بورگوندی Anchorman The Legend of Ron Burgundy: ران بوگوندی یک گوینده حرفه ای در شبکه های تلویزیونی است. اما با ورود یک رقیب جدید شغلش به خطر می افتد.

3- ارقام پنهان Hidden Figures

فیلم های هالیوودی

محدثه در 1 دقیقه خلاصه فیلم کاه:

سه زن ریاضیدان و نخبه در ناسا استخدام می شوند. آن ها قصد دارند سخت ترین معادلات فیزیک را حل کنند تا آمریکا بتواند عقب ماندگی خود در رقابت فضایی با شوروی را از بین ببرد.

پخش‌کننده صوت

میگه:

پخش‌کننده صوت

00:0

دهه دوم قرن بیستم را می توان دهه فیلم های زن محور در هالیوود نامید. هالیوود متوجه شد که اگر فیلم هایی با محوریت زنان و یا سیاهپوستان بسازد گیشه را فتح خواهد کرد. همین طور هم شد و در این سالها شاهد فیلم های با محوریت زنان و ابرقهرمانان زن و البته سیاهپوست هم بودیم. فیلم ارقام پنهان یکی از فیلم های هالیوودی است که اتفاقا چون هم شخصیت های اصلی زن و هم سیاهپوست بودند بیشتر از 214 میلیون دلار در گیشه فروخت.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2016درام تاریخی126تئودور ملفیفاکس قرن بیستم

رقابت فضایی بین آمریکا و شوروی به نقطه اوج خود رسیده است. شوروی به مراتب از آمریکا در این زمینه قدرتمندتر و جلوتر است. به همین دلیل ناسا قصد دارد با پروژه های جدیدتر عقب ماندگی خود را از شوروی جبران کند. از این رو سه زن ریاضیدان و نخبه برای حل مسائل مختلف کیهان شناسی در ناسا استخدام می شوند. حضور سه زن سیاهپوست در ناسا باعث می شود همه توجهات به سوی آنها جلب شود.

حقایق جالب و خواندنی فیلم سینمایی ارقام پنهان

زمانی که تاراجی هنسون برای نقش اصلی انتخاب شد، با کاترین جانسون واقعی که 98 سال سن داشت ملاقات کرد تا درباره شخصیتی که قرار بود آن را نقش آفرینی کند صحبت کند. خود خانم کاترین جانسون نیز برای دریافت جایزه اسکار شخصا حضور داشت. مارک آرمسترانگ، پسر نیل آرمسترانگ فضانورد آپولو 11 یکی از افرادی بود که در اکثر پشت صحنه ها حضور داشت و مشاوره های فضایی و علمی را به فیلم سازان ارائه می کرد. این فیلم جذاب توانست در سال های 2016 و 2017 در 31 بخش مختلف جوایزی را دریافت کند.

آیا فیلم سینمایی Hidden Figures ارزش تماشا کردن دارد؟

این فیلم هالیوود به به عنوان نامزد بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل و همچنین بهترین فیلم نامه اقتباسی، بهترین موسیقی و بهترین بازیگر تقش اول زن در اغلب جشنواره مورد تحسین و تمجید قرار گرفت. از طرفی به شدت از طرف جامعه سیاپوستان آمریکا تحسین شد. کلا سیاه پوستان فیلم های هالیوودی با موضوع نؤادپرستی را دوست دارند!

 تاراجی هنسون
اوکتاویا اسپنسر

00:00

ماهرشالا علی
کوین کاستنر

بازیگران فیلم هالیوود ارقام پنهاننقشتوضیحاتتاراجی هنسونکاترین جانسون ریاضی دان و فیزیک دان آمریکاییاوکتاویا اسپنسردووتنی وان ریاضی دان و سرپرست گروهماهرشالا علی جیم حانسونافسر نظامی و عاشق کاترین کوین کاستنر آل هریسونرئیس کارگروه ویژه فضا

فیلم های هالیوودی با موضوع تاریخ معاصر

فیلم های زیر جزو بهترین فیلم های هالیوودی در مورد تاریخ معاصر با محوریت سیاه پوستان هیتند:

  • سلما Selma: این فیلم روایت گر تلاش های مارتین لوتر کینگ برای به دست آوردن حق رای مشاوی بری سیاهپوستان در دهه 60 میلادی است.
  • بهترین دشمنان The Best of Enemies: یک فعال مدنی قصد دارد به هر شکلی با تفکرات نزادپرستانه یک سازمان سیاسی مقابله کند.
  • پیشخدمت The Butler: این فیلم روایت داستان زندگی سیسیل گیل است که 32 سال پیشخدمت 8 رئیس جمهور آمریکا بوده است.

4- خیابان آواز Sing Street

فیلم هالیوودی

کانر با مشکلات زیادی در میانه نوجوانی خود دست و پنجه نرم می کند. در همین حین عاشق و دلبسته رافینا می شود و دوست دارد آرزوهای او را برآورده کند.

فیلم انگیزشی و جوان پسند (یا شاید هم نوجوان پسند!) خیایان آواز یکی دیگر از آثار موزیکال و زیبای هالیوود است که اتفاقا جزو فیلم های خوب سال 2016 هم بود. این فیلم هیجان انگیز و پرانرژی به یک گروه ایرلندی در دهه 80 میلادی می پردازد که با تلاش فراوان می توانند موسیقی راک را به جوانان ایرلندی بشناسانند.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2016موزیکال درام کمدی105جان کارتیواینستین

کانر نوجوان حساسی است که دارای مشکلات زیادی است. او با خانواده خود رابطه خوبی ندارد و از اینکه همه مردم موسیقی پاپ گوش می دهند متنفر است! از طرفی حالش نیز از مدرسه رفتن به هم می خورد. یک روز دختری به رافینا را می بیند و دلبسته او می شود. از آنجایی که رافینا علاقه مند به موسیقی راک است او نیز سعی می کند با تشکیل یک گروه موسیقی راک اند رول دل رافینا را بیش از پیش به دست بیاورد…

نکاتی جالب در مورد فیلم سینمایی خیابان آواز

در یکی از سکانس های فیلم هالیوود خیابان آواز شخصیتی از داستان می گوید نمی تواند از همسرش طلاق بگیرد. این موضوع کاملا درست است. طلاق در سال 1997 در ایرلند رسمیت یافت و تا قبل از آن امکان پذیر نبود! بازیگران این فیلم در واقعیت هم موزیسین هستند. پدر مارک مک کنا (شخصیت ایمون) یکی از موسیقیدانان بزرگ است. آهنگ هایی که در این فیلم هالیوود پخش شد برای مدتی نیز به صدر جدول بیلبورد موسیقی هم رفت. تمام سکانس های این فیلم در دابلین پایتخت ایرلند تصویربرداری شده است.

چرا فیلم Sing Street را پیسنهاد می کنید؟

این فیلم هالیوود در جشنواره های مختلف مورد تمجید و تحسین واقع شده است. مثلا در گلدن گلوب به عنوان نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم موزیکال و کمدی معرفی شد. جک رینور نیز به خاطر بازی تاثیرگذارش در این فیلم جوایز زیادی را کسب کرد. جالب است بدانید که تئاتر این فیلم هالیوود در برادوی (منطقه مشهور تئاتر در نیویورک امریکا) هر ساله برگزار می شود.

فردیا والش پیلو
لوسی بوینتون
جک رینور
آیدن گیلن

 بازیگران فیلم خیابان آوازنقشتوضیحاتفردیا والش پیلوکانر شخصیت اصلی داستانلوسی بوینتونرافینا معشوقه کانرجک رینوربرندنبرادر کانرآیدین گیلان رابرتپدر کانر

فیلمهای موزیکال هالیوودی

فیلم های هالیوودی زیر نیز مشابه فیلم خیابان آواز تمی موزیکال دارند.

  • شروع کن Begin Again: گرتا و دیو با هم ترانه می سرایند و عاشقانه هم را دوست دارند. اما دیو پس از پیوستنش به یک گروه موسیقی خودش را گم می کند و گرتا را ترک می کند.
  • هیچ جا پسر Nowhere Boy: این فیلم هالیوود داستان زندگی جان لنون موسیقی دان معروف را نشان می دهد.
  • تعهدات The Commitments: این فیم نیز در مورد موسیقیدانی به نام جیمی ربیت است که قصد دارد سبک جدیدی از موسیقی را به مردم ایرلند معرفی کند.

5- حصارها Fences

بهترین فیلم های هالیوود از نگاه تماشاگران

تروی مشکلات مالی زیادی دارد و نمی توان از پس مخارجش بر بیاید. او به پولی که قرار است دولت به عنوان غرامت به برادر معلولش بدهد، چشم دوخته است.

سومین تجربه کاگردانی دنزل واشینگتن یکی از بهترین آثار او محسوب می شود. باز هم داستان تبعیض نژادی و باز هم دهه 50 میلادی. او در این فیلم وضع بد سیاهپوستان دهه 50 را به تصویر می کشد. بازی خوب خودش در این فیلم هالیوود قطعا یکی از نقش آفرینی های ماندگار او خواهد بود.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2016درام139دنزل واشینگتنماکرو مدیا

تروی و جیم رفتگر های منطقه پیتسبورگ پنسیلوانیا هستند. تروی به خاطر اینکه نتوانست به خاطر رنگ پوستش یک ورزشکار شود، مجبور به رفتگری شد. فقر در همه جنبه های زندگی آنها نفوذ کرده است. اما دولت قرار است به برادر تروی به خاطر مجروح شدن در جنگ جهانی غرامت 3000 دلاری بدهد. تروی برای این پول نقشه می کشد. او قصد دارد با پول برادرش یک خانه ای کوچک بخرد. اما نگه داری از برادرش که به علت جراحت در جنگ حالا با مشکلات ذهنی روبرو شده است هم چالش های او را زیادتر کرده است.

درباره فیلم سینمایی حصارها

این فیلم هالیوود اقتباسی جذاب از رمان حصارها اثر آگوست ویلسون لاست. ویلسون به علت بیماری در سال 2005 درگذشت تا او نیز جز افرادی محسوب شود که در هنگام نامزدی برای گلدن گلوب و و اسکار فوت کرده باشد. حصارها هر ساله در قالب تئاتر نمایش داده می شود و جوایز مختلف تونی (معتبرترین جشنواره تئاتر جهان) را برنده می شود. دنزل واشینگتن اعلام کرده است که برای این که بتواند این فیلم هالیوود را به خوبی بسازد، 114 بار به تماشا ی تئاتر حصارها رفته است!

جوایز و افتخارات فیلم Fences

سومین تجربه دنزل واشینگتن برای او نامزدی در 4 جایزه اسکار را داشت. نامزدی بهترین فیلم، نامزدی بهترین فیلم نامه اقتباسی، نامزدی بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل زن بخش هایی بودند که برای حصارها در اسکار و گلدن گلوب افتخار آمیز بودند.

دنزل واشینگتن
ویولا دیویس
ویولا دیویس
 ادوین هاج

 بازیگران فیلم هالیوود حصارهانقشتوضیحاتدنزل واشینگتن تروی شخصیت اصلی داستان ویولا دیویس رز همسر تروی استفان هندرسن جیم دوست ترویادوین هاجکوریپسر تروی

فیلم های سینمایی مشابه فیلم حصارها

فیلم های زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوودی در سال های اخیر هستند که از نظر محتوا مشابه به حصارها هستند:

  • رودخانه ای از میان آن می گذرد A River Runs Through It: نورمن و پل عاشق ماهیگیری هستند. اما اصول تربیت خانوادگی آنها به گونه ای است که آنها باید درس بخوانند!
  • خورشید برمی آید A Raisin in the Sun: والتر در زندگی خود به سختی می تواند مخارجش را پرداخت کند. او به همراه خانواده اش در یک خانه کوچک و شبیه زندان زندگی می کنند.
  • زندگی من My Life: باب جونز که به نظر زندگی بسیار خوبی دارد ناگهان متوجه می شود که سرطان کلیه دارد و چند ماه دیگر خواهد مرد.

6- ورود Arrival

فیلم های هالیوودی فانتزی

.یک زبان شناس قصد دارد با موجودات فضایی ارتباط کلامی داشته باشد. این موجودات عجیب در سفینه های مختلف و بهطرز عجیبی روی زمین فرود آمده اند.

ورود یا تازه وارد یا رسیدن اثر تحسین شده دیگری از دنی ویلنوو است. او دوباره به ژانر مورد علاقه اش یعنی فیلم های علمی تخیلی رفته و داستانی را روایت می کند که جذابیت های خاص خودش را دارد. ورود سفینه های فضایی به زمین و تلاش انسانها برای ارتباط داشتن با آنها.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2016 درام علمی تخیلی116دنی ولنوولاوابر فیلمز

دورازده سفینه عجیب و غریب در نقاط مختلف جهان مشاهده می شوند. در این سفینه ها موجوداتی وجود دارند که به همان اندازه عجب و غریبند! ارتش آمریکا قصد دارد هر طور شده با این موجودات ارتباط برقرار کند. اما به نظر، آنها زبان انسان ها را نمی فهمند. به همین دلیل ارتش آمریکا از یک زبانشناس ماهر به نام لوئیس می خواهد که با استفاده از دانش خود با این موجودات ارتباط برقرار کند…

حقایق جالب فیلم ورود 2016

دنی ولنوو تقریبا برای این فیلم هالیوود یک زبان بصری و البته بیگانه! خلق کردند. او همچنین از دانشمندان مختلفی کمک گرفت تا بتواند با توجه به سیگنالها و صداهایی که از فضا شنیده اند یک زبان جدید بسازد. او برای این که سفینه چه شکلی هم باشد تحقیق زیادی کرد و در نهایتا به شکل سفینه ای شد که در فیلم می بینیم. کل پیام این فیلم شاید این باشد که انسانها در مقابل موجودات بیگانه محکوم به نابودی هستند، مگر اینکه بتوانند زبان آنها را یاد گیرند و با آنها ارتباط برقرار کنند.

آیا فیلم Arrival ارزش دیدن دارد؟

بازی زیبای ایمی آدامز در این فیلم تحسین زیادی را برانگیخت. او در گلدن گلوب و اسکار نامزذ بهترین بازیگر زن شد. در کل، این فیلم هالیوود در 8 بخش نامزد اسکار شد اما فقط توانست اسکار بهترین صدا را از آن خود کند. موسیقی یوهان یوهانسن نیز برای تک تک سکانس های فیلم جذاب و زیبا بود.

ایمی ادامز
جرمی رنر
فورست ویتاکر
مارتین هندرسن

 بازیگران فیلم ورودنقشتوضیحاتایمی آدامزلوئیسی بنکسزبان شناس و متخصص ازتباط با موجودات بیگانه!جرمی رانریان دونلی دانشمند فیزیکفورست ویتاکرکلنل وبر افسر نظامی ارتش مارتین هندرسن هالپرنافسر سیا

فیلم های هالیوودی در سبک علمی تخیلی

فیلم های زیر همگی از بهترین فیلم های هالیوودی در ژانر علمی تخیلی هیتند:

  • تماس Contact: چند ستاره شناس سیگنال های عجیبی از فضا دریافت می کنند. آن ها قصد دارند دستگاهی پیشرفته تر برای ارتباط با موجودات فضایی بسازند.
  • برخورد نزدیک از نوع سوم Close Encounters of the Third Kind: رونی فردی است که از نزدیک یک سفینه فضایی را دیده است. او برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر از این سفینه فضایی به دنبال آن ها می رود.
  • نابودی Annihilation: سه دانشمند تصمیم میگرند به دنبال همسر یک زیست شناس در مکانی عجیب شوند. این سفر برای آنها حطرات زیادی را به همراه خواهد داشت.

7- سیکاریو Sicario

معرفی فیلم هالیوود

کیت که پلیسی اخلاق مدار است به ماموریتی در مرز مکزیک و آمریکا می رود. اما متوجه می شود همکارانش خیلی اخلاق مدار نیستند!

جنگ مواد مخدر در مرزهای مکزیک و آمریکا اینقدر وسیع و مهم است که می توان به اندازه کافی در مورد آنها فیلم و سریال ساخت. فیلم هالیوود سیکاریو روایتگر داستانی از این اتفاقات است که دنی ویلنوو (کارگردان فیلم تل ماسه) آن را ساخته است. او قسمت دوم این فیلم را هم ساخته که البته به پای قسمت اول نمی رسد.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2015اکشن جنایی121دنی ولنوولاینز گیت2018اکشن جنایی122استفانو سولیماری سینما

کیت میسر مامور باهوش FBI است که به تازگی ارتقای درجه یافته است. او به یک ماموریت سخت به مرز آمریکا و مکزیک می رود تا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر را دستگیر کند. او به یک گروه ویژه برای مبارزه با مواد مخدر می پیوندد و با آنها به مکزیک می رود. این تیم امنیتی و ویژه برای کشتن تبهکاران مکزیکی خیلی به اصول اخلاقی پایند نیستند و به خشن ترین شکل ممکن آنها را می کشند. موضوعی که برای مامور میسر کمی سخت است. چرا که او به شدت فردی اخلاق گرا و ضد خشونت است…

 حقایق خواندنی فیلم سیکاریو

وازه سیکاریو اصطلاحی است که به قاتلان و گانگسترهای مکزیکی گفته می شود. این فیلم بیشتر در مرزهای آمریکا و مکزیک پر شده است و کل فیلم، موضوع مورد علاقه ویلنوو است. خشونت بی حد و حصر. موضوعی که اگر چه در اغلب فیلمهای او شاهد هستیم اما در این فیلم هالیوود حقیقتا خشونت به صورت وسیع تر و افسارگسیخته تری رخ می دهد!!! البته این موضوع نمی تواند کیفیت و سطح بالای فیلم را خدشه دار کند. فیلم یکی از بهترین آثار اکشن جنایی است. جالب است بدانید که امیلی بلانت به آب و هوای مکزیک آلرژی داشت و به همین دلیل بیمار شد و نمی توانست غذا بخورد. او در حین فیلم برداری از طریق سرم تغذیه می شد!

آیا فیلم اکشن Sicario را ببینیم؟

این فیلم برای فیلمبرداری بی نظیر و هیجانی، موسیقی التهاب ور و تدوین فوق العاده اش تحسین شده است. موسیقی این فیلم در واقع الهام گرفته از موسیقی پرالتهاب و تهدیدآمیز! آرواره ها اثر استیون اسپیلبرگ است. از این رو اگر به سبک اکشن جنایی علاقه مند هستید توصیه می کنیم حتما این فیلم را ببینید.

امیلی بلانت
بنیسیو دل تورو 
جاش برولین
جون برانتال

بازیگران فیلم سیکاریونقشتوضیحاتامیلی بلانتکیت میسر مامور FBIبنیسیو دل تورو آلخاندرودادستان سابق مکزیکی که تبدیل به قاتل شده است. جاش برولین مت افسر سیا جون برنتالتدافسر پلیس آمریکایی

بهترین فیلم های هالیوود اکشن 

فیلم های زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوودی در ژانر اکشن و جنایی محسوب می شوند:

  • وحشی ها Savages: دو برادر قصد دارند در مقابل یک گروه از تبهکاران بایستند. این گروه از تبهکاران قصد دارند مال و اموال
  • اگر سنگ از آسمان ببارد Hell or High Water: دو برادر قصد دارند به یک بانک دستبرد بزنند و با پول به دست آمده مزرعه خانوادگیشان را حفظ کنند .
  • سیکاریو 2 روز سرباز Sicario Day of the Soldado: دو روز پس از پایان قسمت اول، دوباره جنگ مواد مخدر در مرز آمریکا و مکزیک از سر گرفته می شود و مت گرور با الخاندرو دوباره بر اوضاع مسلط می شوند.
  • 8- بروکلین Brooklyn
  • الیس با کمک خواهر رز به آمریکا مهاجرت می کند. او سعی می کند در آمریکا خود را با شرایط وقف بدهد. اما خبر فوت خواهرش را می شنود.
  • اگر علاقه مند به فیلمی احساسی و رمانتیک هستید که تک تک واژگان آن تا مدت ها در ذهن شما بماند حتما فیلم بروکلین را تماشا کنید. اثری زیبا و جذاب از جان کراولی که مهمترین ویژگی ان رتباط برقرار کردن با مخاطب است. به دلیل همین خصیصه بود که این فیلم به شدت مورد استقبال قرار گرفت.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2015درام111جان کراولیوالدگیتس
  • داستان این فیلم شاید برای کسانی که قصد مهاجرت دارند یا مهاجرت کرده اند خیلی ملموس است! فیلم هالیوود بروکلین در مورد دختری به نام الیس است. او در شهری کوچک در ایرلند زندگی می کند و هیچ امیدی به پیشرفت ندارد. به همین دلیل با همکاری خواهرش رز به آمریکا مهاجرت می کند. در ابتدا مشکلات زیادی برای تطبیق دادن خوذش با زندگی در آمریکا دارد اما رفته رفته با همه مشکلات و از جمله دلتنگیش برای خواهر و مادرش کنار می آید. او می تواند در آمریکا کاری پیدا کند و در خانه ای مستقر شود. اما ناگهان خبر مرگ خواهرش را می شنود. به همین دلیل به ایرلند بر می گردد. اما …
  • حقایق جالب در مورد فیلم بروکلین
  • بیشتر تصویربرداری این فیلم هالیوود در ایرلند و کانادا است. چرا که نتوانستند به خوبی بروکلین 1950 را در خود آمریکا شبیه سازی کنند. سرشه رونان در حالی خبر نامزدی برای گلدن گلوب را دریافت کرد که در سالن آرایشی بود. به همین دلیل از فرط خوشحالی همه افراد داخل آرایشگاه را مهمان کرد! امری کوهن برای این که بتواند نقش خود را به خوبی ایفا کند چندین روز پشت سرهم فیلم های مارلون براندو را دید . چرا که اعتقاد داشت او باید همانند مارلو براندو بازی کند.
  • چرا باید فیلم Brooklyn را ببینید؟
  • بروکلین در جشنواره های مختلفی تحسین شد و بیش از 50 بار نامزد دریافت جایزه در بخش های مختلف از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهتین تدوین و بهترین فیلم نامه اقتباسی شد. در اسکار 2016 هم در سه بخش نامزد شد. توصیه می کنیم حتما این فیلم سراسر احساس را تماشا کنید. همانطور که گفتیم احتمالا روایت این داستان برای شما ملموس باشد!
  • بازیگران فیلم هالیوود بروکلیننقشتوضیحاتسرشه رونان الیس شخصیت اصلی داستاندامنال گلیسونجیم فارل عاشق آلیس در ایرلنداموری کوهنتونی عاشق آلیسنورا جین نونه شیلا دوست الیس
  •  فیلم های مشابه با فیلم سینمایی بروکلین
  • فیلم های هالیوودی زیر مشابه فیلم بروکلین هستند و داستان های جالبی را روایت می کنند:
  • روزگار آدلین The Age of Adaline: آدلین متوجه می شود که همه دوستان و اطرافیان او پیر می شوند و می میرند اما او سنش زیاد نمی شود!
  • شکلات Chocolat: ویان و دخترش به شهری جدید مهاجرت می کنند و در آنجا مغازه شکلات فروشی راه می اندازند. اما یک گروه از مردم شهر قصد دارند مغازه آنها را تخریب کنند.
  • زنان کوچک Little Women: این فیلم هالیوود روایت زندگی 4 خواهر است که پس از جنگ جهانی دوم قصد دارند برای آینده خودشان فکری کنند.
  • 9- مریخی The Martian
  • در طی یک ماموریت فضایی در مریخ، یک طوفان سهمگین به وقوع می پیوندد. گروه فضانوردان فکر می کنند در این طوفان مارک مرده است و مریخ را ترک می کنند. اما مارک در مریخ به هوش می آید.
  • محدثه در 1 دقیقه خلاصه فیلم مریخی را میگه:
  • پخش‌کننده صوت
  • 00:00
  • 00:00
  • در سال 2015 دو فیلم عالی در ژانر بقا ساخته شد. یکی از گور برخاسته و دیگری مریخی. هر دو نیز در نوع خود کم نظیرند. در مریخی دوباره ریدلی اسکات با بازیگر محبوبش مت دیمن همکاری کرده و یکی از جالب ترین فیلم های فضایی چند سال اخیر را ساخته است.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2015علمی تخیلی بقا141ریدلی اسکاتفاکس قرن بیستم
  • یک گروه شش نفره از فضانوردان برای یک ماموریت مهم به مریخ می روند. این ماموریت یک ماهه است. اما به دلیل یک طوفان بزرگ مجبور می شوند روز 18 به زمین برگردند. از آنجایی که مارک علائم حیاتی ندارد دوستانش فکر می کنند که او مرده و جسد او را در مریخ رها می کنند. اما مارک نمرده است و فردای حادثه به هوش می آید. مارک با دانش گیاه شناسی خود در فضا سیب زمینی می کارد و به هر شکلی شده خودش را زنده نگه می دارد. با سیگنالهایی که مارک ارسال می کند ناسا در می یابد که مارک زنده است ولی …
  • بررسی فیلم مریخی
  • بدون شک دقیق ترین فیلم فضایی چند سال اخیر همین فیلم هالیوود است. البته از ریدلی اسکات هم همین انتظار را داشتیم. او همواره به جزپی ترین موضوعات علمی پایبند. است. شاید برخی از سوالات علمی در فیلم بین سیاره ای پاسخ داده نشوند اما این نقطه ضعف در مریخی نیست.
  • حقایق فیلم The Martian
  • مت دیمن به مدت 35 روز در یک محیط بسته زندگی کرد تا شخصیت اصلی را به خوبی درک کند. یکی از اصلی ترین سوالات در مورد فیلم هالیوود مریخی این است که چرا با این که مشکلی در لباس مارک به وجود می آید، اما او مچاله یا منفجر نمی شود. بدن انسان میتواند بدون مشکل تا چند دقیقه در خلا بماند. از طرفی فشار در مریخ به اندازه زیادی نیست. از این رو از لحاظ علمی نمی توان به این سکانس مشکلی وارد کرد.
  •  بازیگران فیلم هالیوود مریخینقشتوضیحات مت دیمن مارک واتنی بخشی از تیم Ares III و شخصیت اصلی داستان جسیکا چیستنملیسا لوئیسزمین شناس و فرمانده ماموریت Ares IIIکریستین ویگ آنه مونتراسمدیر روابط رسانه ای ناسا جف دنیلز تدی سندرسمدیر ناسا
  •  بهترین فیلم های سینمای علمی تخیلی هالیوودی
  • فیلم های هالیوودی زیادی در ژانر علمی تخیلی با موصوع فضا و ماموریت های فضایی در چند ساله اخیر ساخته شده است:
  • ماه Moon: یک فضانورد ماموریت دارد تا در عرض سه سال سطح ماه را مورد بررسی قرار دهد.
  • آپولو 13 Apollo 13: این فیلم ماموریت آپولو 11 بر ماه را به گونه ای هیجانی و زیبا به تصویر می کشد.
  • مسافران Passengers: یک فضاپیما باید هزار مسافر را که در کپسول های خاصی خواب هستند به یک سیاره برساند. اما دوتن از مسافران آن 90 سال زودتر به مقصد می رسند.
  • 10-فرا ماشین Ex Machina
  • کالب اسمیت به خاطر برنده شدن در یک مسابقه برنامه نویسی برای یک هفته به عمارت رپیس شرکت فراخوانده می شود. او در آنجا با یک ربات جدید روبرو می شود.:
  • -فرا ماشین Ex Machina
  • بهترین فیلم های هالیوود اکشن
  • کالب اسمیت به خاطر برنده شدن در یک مسابقه برنامه نویسی برای یک هفته به عمارت رپیس شرکت فراخوانده می شود. او در آنجا با یک ربات جدید روبرو می شود.محدثه در 1 دقیقه خلاصه اکس ماکینا را میگه:
  • پخش‌کننده صوت
  • 00:00
  • 00:00
  • اکس ماکیتا یا فراماشین یک تریلر روان شناختی و البته علمی تخیلی است که اولین تجربه کارگردانی الکس گارلند است. پدر او یک روانشناس بزرگ در انگلیس بوده و پدر بزرگش نیز در حوزه زیست شناسی جایزه نوبل گرفته. از این رو ادغام مفاهیم روان شناسی و علمی در فیلم هایش خیلی جای تعجب ندارد! مخصوصا کتاب ساحل او که در سال 1996 غوغا به پا کرد!
  • سال ساخت ژانر زمان (دقیقه) کارگردان کمپانی تولید کننده
  • 2015 تخیلی- تریلر 108 الکس گارلند دی ان ای فیلمز
  • کالب اسمیت که برنامه نویسی ماهر است در یک مسابقه برنامه نویسی پیروز شده و حالا به عنوان جایزه می تواند یک هفته در خانه متعلق به رئیس شرکتش زندگی کند. خانه ای عجیب و غریب که در واقع در آنجا قرار است روی یک ربات و توانایی های او آزمایشاتی صورت بگیرد. رباتی به نام ایوا که در واقع اولین هوش مصنوعی واقعی جهان است و کالب باید او را از نظر هوشمندی مورد آزمایش قرار دهد. شاید هم خودش مورد آزمایش قرار بگیرد!!!
  • فکت های فیلم اکس ماشینا
  • لوکیشن خانه در نروژ است. نام شخصیت های هم کاملا معنی دار انتخاب شده. ایوا همان حوا اولین زن در ادیان ابراهیمی است. ناتان نام عبری داوود پیامبر است. کالب هم همان جاسوسی بود که توسط حضرت موسی برای ارزیابی سرزمین موعود فرستاد. خیلی از سازمان های اینترنتی از این فیلم انتقاد کردند. آنها اعتقاد داشتند پیام فیلم این است که سازمان های مخابرایت و اینترنتی از اطلاعات کاربران را سوءاستفاده می کنند. البته به احتمال زیاد این کار را می کنند! قرارداد فیسبوک با ارتش امریکا نمی توان بی دلیل باشد!!!
  • آیا فیلم Ex Machina ارزش تماشا دارد؟
  • سال 1976 در هالیوود عینک های واقعیت مجازی پیش بینی شد. چقدر احتمال دارد ایوا نیز واقعا توسط اپل یا گوگل در سال های آینده ساخته شود؟ آیا واقعا به گفته استیو جابز بزرگترین دشمن بشر هوش مصنوعی خواهد بود؟ به راستی ما در مقابل کامپیوترها چقدر قوی هستیم؟
  • بازیگران فیلم اکس ماکینا نقش توضیحات
  • دامنال گلیسن دامنل گلیسون کالب اسمیت یرنامه نویس شرکت بلوبوک محبوب‌ ترین موتور جستجوی وب جهان!
  • آلیسیا ویکاندر آلیسا ویکاندر ایوا ربات انسان نما
  • اسکار ایزاک اسکار ایزاک نیتان رئیس شرکت بلوبوک
  • سونویا میزونو سونویا میزونو کیوکو ربات خدمتکار نیتان
  • فیلم ها و سریال های مشابه اکس ماکینا
  • سریال دنیای غرب شباهت زیادی به فیلم هالیوود اکس ماکینا دارد. فیلم های هالیوودی من مادر هستم و ماشین نیز به همین شکل هستند.
  • سریال دنیای غرب Westworld: در آینده ای نه چندان دور میزبانها که ربات های بسیار پیشرفته ای هستند در یک پارک زندگی می کنند. انسان ها این ربات ها را برای اهداف خاصی ساخته اند.
  • من مادر هستم I Am Mother: یک نوجوان به همراه رباتی به نام مادر در یک زیرزمین مخوف زندگی می کنند. این نوجوان قصد دارد بشریت که منقرض شده است را دوباره احیا کند.
  • ماشین The Machine: دو نوجوان قصد دارند با ساخت یک روبات پیشرفته به انسانها کمک کنند. اما این روبات دشمن انسانها می شود!
  • 11- فوکوس Focus
  • بهترین فیلم های هالیوود دوبله فارسی
  • نیک کلاهبرداری باسابقه است اما جس یک جیب بر تازه کار است. این دو نفر دلبسته هم می شوند اما نیکی اعتقاد دارد نباید عاشق همکار شد!محدثه در 1 دقیقه خلاصه فیلم تمرکز را میگه:
  • پخش‌کننده صوت
  • 00:00
  • 00:00
  • فیلم کمدی رمانتیک تمرکز از جمله فیلم هایی است که روی مفاهیم قمار و کلاه برداری و شارلاتان بازی استوار است! این فیلم هالیوود با بازی دو بازیگر کاملا متفاوت سینمای آمریکا یعنی ویل اسمیت و مارگو رابی یک تناقض جالب اما دوست داستنی را نمابیش می دهد! بدون شک یکی از بهترین کمدی رمانتیک های سال 2015 همین فیلم تمرکز یا فوکوس است.
  • سال ساخت ژانر زمان (دقیقه) کارگردان کمپانی تولید کننده
  • 2015 کمدی رمانتیک درام 104 گلن فیکارا برادران وارنر
  • نیکی کلاهبردار و قماربازی شیاد و با سابقه است که با جیب بری بی تجربه به نام جس آشنا می شود. نیکی سعی می کند تا راه و روش کلاهبرداری را به جس آموزش دهد. بین این دو رابطه عاطفی شکل می گیرد. اما نیک آموخته نباید عاشق همکارش شود. مخصوصا در چنین مشاغلی! نیکی جس را رها می کند و برای شخصی به نام گریکا کار می کند که یک قمارباز بزرگ آرژانتینی است. اما متوجه می شود که جس وارد زندگی گریکا شده است و …
  • فکت های فیلم تمرکز
  • مارگو رابی بعد از گرگ وال استریت به یکی از پرکارترین بازیگران هالیوود تبدیل شد. در سال 2015 او وقتی که فیلمبرداری یک نقش را به پایان رساند برای تفریح به کرواسی رفت. اما همان روز به او زنگ زدند و به او گفتند باید به آمریکا برگردد و برای فیلم فوکوس تست بدهد. او کلا چند دقیقه در کرواسی بود! و به سرعت ازمسیر فرانسه به آمریکا برگشت. جالب است بدانید که در زمان تست بازیگری برای فوکوس او زودتر از ویل اسمیت به استودیو رسید. مارگو رابی اعتقاد داشت که این وقت شناسی اش باعث شده تا این نقش را بگیرد! ویل اسمیت شنا بلد نبود و در این فیلم هالیوود شنا یاد گرفت!
  • نقد فیلم Focus
  • فیلم هالیوود تمرکز به خاطر بازی دو بازیگر که اتفاقا شیمی مناسبی برای این نقش ها دارند! توانسته مخاطب را راضی کند. اما از میانه فیلم به بعد و با تغییر داستان، در واقع مخاطب را سردر گم می کند. اما اصل غافلگیری و کشش در این فیلم به خوبی رعایت شده و از این رو می توان به این فیلم نمره خوبی داد. مخصوصا ویل اسمیت سعی کرده با بازی در این فیلم پاسخی قاطع به منتقدینش دهد.
  • بازیگران فیلم تمرکزنقشتوضیحاتویل اسمیتنیکی شخصیت اصلی داستان، قمارباز و کلاهبردارمارگو رابیجسمعشوقه نیکیرودریگو سانتورورافائل میلیونر آرژانتینیمکس وون سیدواوونساز افراد رافائل
  • فیلم های هالیوودی برتر
  • فیلم های زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوودی در سبک کلاهبرداری هستند.
  • اکنون مرا می بینی Now You See Me: یک گروه شعبده باز توانسته اند به یک بانک دستبرد بزنند. از این رو اف بی آی به دنبال آن ها است.
  • خارج از دید Out of Sight: داستان این فیلم در مورد شخصیتی به نام جک فولی است که می تواند به کمک دوستش از زندان بگریز. او یک سارق بانک است و برای سرقت های بیشتر برنامه ریزی می کند.
  • یازده یار اوشن Ocean’s Eleven: دنی به همراه 10 نفر از دوستانش قصد سرقتی بزرگ دارند. آنها می خواهند به طور همزمان به سه قمارخانه بزرگ در لاس و گاس دستبرد بزنند.
  • 12- شبگرد Nightcrawler
  • لوئیس شبها به محلات خطرناک لس انجلس می رود و از جرم و جنایت آنجا فیلم برداری می کند. او این فیلم ها را به یک خبرنگار شبکه خبری می فروشد.:
  • آیا حاضرید شبها به محلات خطرناک یک شهر بزرگ بروید و از جرم و جنایت ها فیلم بگیرید تا آنها را در شبکه های خبری صبح انتشار دهید؟ این پیشنهاد عجیب درون مایه فیلم شبگرد به کارگردانی دان گیلروی و با بازی یکی از بدشانس ترین بازیگر های هالیوود یعنی جیک جیلنهال است. بدشانس از این نظر که هر سال فیلم خوب و نقش سختی بازی کرده، دقیقا همان سال بازیگری بزرگتر، فیلم بهتری بازی کرده تا او همیشه دستش از جایزه کوتاه بماند!سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2014تریلر نوآر117دان گیلرویاوپن رود فیلمز
  • لوئیس جوانی آفتابه دزد است که با دزدی های کوچک امرار معاش می کند. او به طور اتفاقی در می یابد که شبکه های خبری برای اخبار جرم و جنایت پول خوبی میدهند. از این رو شب ها به مناطق خطرناک لس انجلس می رود و از جرایم بسیار زیاد شهر فرشتگان! فیلم می گیرد و آن ها ر ا به یک خبرنگار شبکه خبری می فروشد. اما فیلم گرفتن از این مناطق برای لوپیس خیلی هم بی دردسر نیست.
  • حقایق خواندنی و جالب فیلم سینمایی شبگرد
  • چون این نقش نیاز به شب بیداری های زیاد داشت جیک جیلنهال واقعا مدتی شبها نمی خواهید. او در یکی از سکانس ها که باید در مقابل صحنه با خود حرف بزند به صورت بداهه آینه را می شکند. دست او می برد و در یک عمل جراحی چهل و شش بخیه بر می دارد. در برخی از سکانس ها اگر دقت کنید او معمولا دستش را پشت کمرش گذاشته که به دلیل همین اتفاق است. جیک جیلنهال در همه جشنواره های معتبر فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول شد به جز اسکار! این موضوع سبب شد برخی از منتقدان تصور کنند که داوران جشنواره ها با او خصومت شخصی دارند. شاید هم از پدرش (استیون جیلنهال کارگردان معروف هالیوود) خوششان نمی آید. فیلم کلا در 28 روز فیلمبرداری شد.
  • چرا Nightcrawler؟
  • این فیلم از منظر اغلب منتقدین فیلم خوبی توصیف شد و نمره 95 از 100 را از سایت راتن تومیتوز گرفته است. جیک جیلنهال نیز نقش خود را به خوبی بازی کرده است. این که این داستان واقعی است یا نه خیلی مشخص نیست. اما برخی از شبکه های خبری واقعا برای اخبار درجه یک موثق پول می دهند! البته به نظر بیشتر این شبکه ها ی خبری شبکه هایی باشند که سطح پایینی دارند!
  • بازیگران فیلم شبگردنقشتوضیحاتجیک جیلنهاللوئیس بلومشخصیت اصلی داستان رنه روسو نینا کارگردان اخبار صبحگاهیریز احمد ریک همکار لوئیس بیل پکستون جوی از افرادی که اولین بار پیشنهاد این شغل را به لوئیس کرد!
  • بهترین فیلم های سینمایی هالیوود
  • فیلم های هالیوودی زیر مشابه فیلم شبگرد هستند. اگر از این فیلم خوشتان آمده است حتما فیلم های هالیوودی زیر را هم ببینید:
  • روز تمرین Training Day: جیک پلیس تازه کاری است که باید به بخش مبارزه با مواد مخدر برود. او باید قبل از .ورود به این بخش زیر نظر هریس تمرین کند.
  • راننده تاکسی Taxi Driver: تراویس دچار بی خواابی شده است. به همین دلیل تصمیم میگرد شبها به عنان راننده تاکسی کار کند.
  • رانندگی Drive: یک راننده که در پروزه های سینمایی فهالیت می کند شب ها برای خلافکارت و تبه کاران کار می کند.
  • 13- نظریه همه چیز The Theory of Everything
  • این فیلم زیبا داستان زندگی استیون هاوکینگ را از دوران جوانی و آشنایی با همسرش جین وایلد را روایت می کند.
  • محدثه در 1 دقیقه خلاصه فیلم نظریه همه چیز را میگه:
  • پخش‌کننده صوت
  • 00:00
  • 00:00
  • فیلم رمانتیک و درام نظریه همه چیز زندگی نامه استیون هاوکینگ فیزیکدان نظری و کیهان شناس معروف انگلیسی است. در واقع این فیلم هالیوود برگرفته از کتابی است که همسر سابق هاوکینگ نگارش کرده است و داستان آشنایی و ازدواج با هاوکینگ را روایت می کند. این شخصیت بزرگ علمی از این فیلم رضایت داشته و بازی بازیگران را ستوده است.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2014رمانتیک درام123جیمز مارشورکینگ تایتل فیلمز
  • در دهه 1960 میلادی جین وایلد دانشجوی رشته هنر و استیون هاوکینگ دانشجوی فیزیک دانشگاه کمبریج عاشق یکدیگر هستند. زندگی آنها سراسر عشق و زیبایی است تا اینکه در 21 سالگی مشخص می شود که استیون یک بیماری کشنده به نام ALS دارد. با این حال جین با عشق و علاقه کنار همسر خود می ماند و مادر سه فرزند او می شود. اما با فروپاشی هر چه بیشتر بدن استیون و همچنین شهرت علمی او، رابطه آنها دچار مشکل می شود و مسیر زندگی آنها تغییرات اساسی می کند.
  • بیماری استیون هاوکینگ در فیلم تئوری همه چیز
  • بیماری عجیب استیون هاوکینگ یک بیماری نورون های حرکتی است که باعث تخریب غیرقابل ترمیم در دستگاه عصبی می شود. این بیماری سبب می شود فرد مبتلا فلج شود. جالب است بدانید که به استیون هاوکینک و همسرش گفته شد که بیش از دو سال زنده نخواهد ماند. اما او با تلاش بسیار تا 55 سال بعد از آن ماجرا زندگی کرد که خودش یک معجزه در علم پزشکی به شمار می رود. به طور قطع آشنایی و عشق و علاقه به جین وایلد در بهبود بیماری و یا حداقل طاقت آوردن او تاثیرگذار بود. او در سال 2018 و در 76 سالگی درگذشت.
  • فیلم هالیوود The Theory of Everything
  • فیلم توانست نظر مثبت منقدین و کارشناسان را به خود جلب کند. ادغام زندگی هاوکینگ با مسائل علمی پیچیده فیزیک، هنر جیمز مارش کارگردان این اثر محسوب می شود. بازی بی نظیر ادی ردمین برای او در سال 2014 جوایز زیادی از جمله بفتا و اسکار داشت. موسیقی متن این فیلم نیز مورد تحسین قرا گرفت. توصیه می کنیم حتما این فیلم جذاب را ببینید تا بیش از پیش با این شخصیت علمی آشنا شوید.
  • بازیگران فیلم نظریه همه چیزنقشتوضیحاتادی ردمین استیون هاوکینگ فیزیک دان انگلیسی فلیستی جونزجین همسر استیونامیلی واتسونیریل وایدمادر جیندیوید

فیلم های هالیوود در ژانر علمی

فیلم های زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوودی در سبک علمی و زندگی نامه ای هستند:

  •  هاوکینگ Hawking: این فیلم نیز به زندگی شخصی و علمی استیون هاوکینگ می پردازد.
  •  تمپل گراندین Temple Grandin: تمپل گراندین از ابتدا به اوتیسم مبتلا بود. اما با تلاش بسیار توانست در زمینه کشاورزی به عنوان یکی از دانشمندان بزرگ تبدیل شود.
  • ویل هانتینگ نابغه Good Will Hunting: ویل هانتینگ یک نابغه است. اما این استعدادش را به هیچ کس نگفته و به عنوان یک سرذایدار در دانشگاه ماساچوست فعالیت می کند.

14- بازی تقلید The Imitation Game

بهترین فیلم های هالیوود جنگی

ارتش نازی در پی فتح انگلستان هستند. یک گروه از دانمشندان ریاضی بریتانیایی قصد دارند رمز کدهای فرماندهان نازیها را بشکنند.

یکی از تاثیرگذارترین فیلم های علمی در سال 2014 فیلم هالیوود بازی تقلید است. این فیلم سینمایی در مورد زندگی یکی از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم و پدر علم کامپیوتر یعنی آلن تورینگ است. کارهای تورینگ مخصوصا در بحبوحه جنگ جهانی سبب شد توازن قدرت در جنگ جهانی به سود متفقین تغییر پیدا کند. چرا که توانستند پیام های آلمانی را به طور نامحسوس شنود کنند.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2014درام تریلر تاریخی114مورتن تیلدامبلک بر پیکچرز

ارتش هیتلر مصمم به فتح انگلستان است و با بمباران های مداوم لندن، بریتانیا تا آستانه شکست در برابر هیتلر پیش رفته است. در این هنگام چند دانشمند بریتانیایی قصد دارند تا مکالمات آلمانی ها که به صورت رمزنگاری شده در دستگاه انیگما هستند، شنود کنند و از این طریق بتوانند به ارتش نازی ها صدمه بزنند. کاری که به نظر غیر ممکن است. اما آلن تورینگ به همراه چند جوان نخبه دستگاهی درست می کنند که می تواند کدهای آلمانی ها را بشکند و از این طریق بدانند که حملات و عملیات های بعدی آلمانها از کجا و به چه صورتی است.

آلن تورینگ در فیلم بازی تقلید

آلن تورینگ با ساختن دستگاه خود به نام ماشین تورینگ عملا توانست سرنوشت جنگ را تغییر دهد. به گفته اکثر کارشناسان و مورخان، اگر ماشین تورینگ ساخته نمی شد، هیتلر کل اروپا را فتح می کرد. به همین دلیل به جرئت می توان گفت عامل اصلی نابودی ارتش نازی و پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم را ماشین تورینگ و لو رفتن عملیات های نازی ها دانست.

فیلم سینمایی هالیوودی The Imitation Game

بازی تقلید بزرگترین اختراع آلن تورینگ، ریاضی دان، دانشمند کامیپوتر، منطق دان و رمزنگار انگلیسی است. البته این بازی واقعا ربطی به فیلم ندارد. این بازی سه شرکت کننده دارد. زن و مرد و یک بازجو. در این بازی بازجو باید با چند سوال، جنسیت شرکت کنندگان دیگر را تشخیص دهد. هر دو شرکت کننده قصد دارند بازجو را فریب دهند. تورینگ به جای زن و مرد، از کامپیوتر استفاده کرد و پایه گذار هوش مصنوعی شد. جالب است بدانید که کامپیوتر توانسته باره در این بازی انسان را شکست دهد! زندگی شخصی او نیز آبستن حوادث بسیار زیادی بود.

بندیکت کامبربچ
کایرا نایلی
چالیس دانس
متیو گوده

بازیگران فیلم هالیوود بازی تقلیدنقشتوضیحاتبندیکت کامبربچ آلن تورینگ داشنسمند برجشته انگلیسی و مخترع ماشین تورینگکیرا نایلیجوان کلارک یکی از اعضای پروزه انیگماچارلس دنس

الستر دنیستوندانشمند بریتانیاییمتیو گودههیوج الکساندرداشنمند ایرلندی گروه تورینگ

فیلم های مشابه با فیلم سینمایی بازی تقلید

فیلم های هالیوودی زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر هستند که با محوریت دانشمندان ساخته شده اند.

  • ذهن زیبا A Beautiful Mind: این فیلم داستان زندگی یکی از توابغ ریاضی دنیا یعنی جان نش است.
  • مردی که ی نهایت را می شناخت The Man Who Knew Infinity: سرینیواسا رامانوجان یک ریاضی دان نابغه است که این فیلم روایتگر زندگی پر مشغله او است.
  • انیگما Enigma: این فیلم نیز تلاش های تام جریکو یکی دیگر از دانشمندان ریاضی بریتانیایی را به تصویر می کشد.

15- شکار The Hunt

بهترین فیلم های هالیوود ترسناک

یک دختر بچه که در مهد کودک نگهداری می شود برای بازی و شوخی اتهامی را به یکی از کارکنان آنجا نسبت می دهد. موضوعی که اغلب افراد در مهد کودک آن را باور می کنند.

این فیلم نیز محصول مشترک سینمای هالیوود و سینمای دانمارک است. توماس وینتربرگ که اصالتا فرانسوی است کارنامه موفقی در ساخت فیلم های کوتاه و بلند دارد، حالا در فیلم شکار قصد دارد روی اعصاب مخاطب راه برود! فیلم درام شکار اگر چه توجه ویژه ای کودکان دارد اما اظهارنظرهای بی دلیل و قضاوت های سریع انسان ها را به چالش می کشد.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2013درام115توماس وینتربرگنوردیسک فیلم

لوکاس در یک مهدکودک مسئول نگهداری کودکان است. او تنها است و جدا از همسرش زندگی می کند. زندگی او کاملا ساده و تکراری سپری می شود تا اینکه دختر یکی از دوستانش که در مهدکودک نگهداری می شود، به او اتهام بزرگی می زند. دروغی بچگانه که اتفاقا آدم بزرگ های داستان آن را کاملا راست می دانند و جدی می گیرند…

نکات جالب فیلم شکار

عبارت بچه ها دروغ نمی گویند در واقع یکی از راهکارهای آدم بزرگ های داستان برای خلاص شدن از زیر باز عذاب وجدان خودشان است. قضاوتی بی تامل که اصل ترین هدف داستان در واقع به چالش کشیدن آن است. از حقایق فیلم هم می توان گفت که توماس بولارسن (شخصیت تئو) در زندگی واقعی یک دائم الخمر است. به همین دلیل این موضوع به اندازه کافی برای گروه فیلمسازی دردسرساز بود.

جوایز فیلم The Hunt

این فیلم توانست در کن 2012 خوش بدرخشد. در فستیوال جهانی کن این فیلم برای مدس میکلسن جایزه بهترین بازیگر و برای توماس وینتربرگ جایزه ویژه هیئت ژوری را داشت. در بفتا و اسکار نیز این فیلم مورد تمجید قرار گرفت. توصیه می کنیم حتما این فیلم جذاب را ببینید تا قبول کنید نمی توان به حرف هر کسی اعتماد کرد! حتی اگر راست را باید از بچه شنید!

مدس میکلسن
توماس بولارسن
آنیکا ودرکوپ
لاسه فوگلستروم

بازیگران فیلم شکارنقشتوضیحات مدس میکلسن لوکاس شخصیت اصلی داستانتوماس بولارسنتئوبهترین دوست لوکاسآنیکا ودرکوپ کلارا دختر تئولاسه فوگلستروممارکوس پسر لوکاس

فیلمهای هالیوودی مشابه فیلم شکار

فیلم های هالیوودی زیر نیز از لحاظ محتوا و داستان مانند فیلم شکار هستند:

  • کالواری Calvary: یک کشیش قصد دارد درستکاری را در بین مردم رواج دهد. یک فرد که خود را گناه ترین مردم دنیا می داند با او ملاقات می کند.
  • یک دور دیگر Another Round: این فیلم دانمارکی در مورد 4 معلم که قصد دارند کار خطرناکی را انجام بدهند. این کار سلامت آنها را تهدید می کند.
  • جدایی Detachment: یک معلم در مدرسه جدیدش با دانش آموزان و همکارانش به مشکلات زیادی می خورد. او سعی دارد این مشکلات را مدیریت کند.

16- کاپیتان فیلیپس Captain Phillips

بهترین فیلم های هالیوود اکشن

یک کشتی باری آمریکایی مورد حمله دزدان دریایی سومالیایی قرار می گیرد. کاپیتن سعی دارد خدمه کشتی خود را از دست دزدان نجات دهد.

در آوریل 2009 یک کشتی باری آمریکایی از آلاباما به سمت مقصد خود در حال حرکت است. تقریبا در میانه مسیر یک گروه از دزدان دریایی سومالیایی به کشتی حمله می کنند. آنها به دنبال پول هستند و از همین رو همه سرنشینان کشتی را گروگان می گیرند. کاپیتان کشتی ریچارد فیلیپس باید از همه هوش و ذکاوت خود استفاده کند تا جان خدمه را نجات دهد. اما رئیس دزدن دریایی به جر پول هیچ چیز نمی فهمد…

درباره فیلم کاپیتان فیلیپس

جالب است بدانید در واقعیت یکی از خدمه کشتی از خود کاپیتان فیلیپس شکایت کرد. او ادعا داشت که فیلیپس چند ساعت قبل تر از این حادثه، از وجود دزدان دریایی آگاه بوده اما کم کاری کرده است و به توصیه های ایمنی توجه نکرده است. برخاد عبدی که نقش رئیس گروه دزدان درایی را بازی کرد برای این نقش فقط 65 هزا دلار دستمزد گرفت. او با این پول مغازه فروش گوشی تلفن همراه راه اندازی کرد! تمام سکانس های این فیلم هالیوود روی ماکت دریا تصویربرداری شده است. یک حوض بسیار بزرگ که شبیه سازی دریا است و تکانهای بسیار زیادی می خورد!

چرا فیلم Captain Phillips را توصیه می کنیم؟

این فیلم نامزد دریافت جوایز زیادی در بخش های بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل، بهترین فیلم نامه اقتباسی، بهترین تدوین و بهترین صدا از جشنواره های مختلف شد. توصیه می کنیم حتما این تریلر اکشن با بازی زیبای تام هنکس را ببینید. البته با این دانش که مثل همیشه آدم بد فیلم غی آمریکایی است و آدم خوب فیلم یک آمریکایی صلح طلب!

تام هنکس
کاترینا کنر
برخاد عبدی
برخاد عبدی رحمان

بازیگران فیلم کاپیتان فیلیپسنقشتوضیحاتتام هنکسریچارد فیلیپسکاپیتان کشتی آمریکایی کاترینا کنرآدرینا همسر ریچاردبرخاد عبدی موسرئیس دزدان دریاییبرخاد عبدی رحمان بیلال از افراد موس

فیلم های مشابه با فیلم کاپیتان فیلیپس

فیلم های هالیوودی زیر جزو بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر هستند:

  • اتاق امن Panic Room: مگ و دخترش در یک خانه جدید مستقر می شوند. سه سارق قصد دارند به این خانه دستبرد بزنند.
  • افق آب های عمیق Deepwater Horizon: این فیلم در واقع داستان فاجعه نفتی بزرگ در خلیج مکزیک در سال 2010 را روایت می کند.
  • یک دزدی A Hijacking: این فیلم نیز دز مورد خدمه یک کشتی باری دانمارکی است. دزدان دریایی سومالیایی به این کشتی حمله می کنند.

17- جاذبه Gravity

بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر

رایان استون و مت کوالسکی برای تعمیر تلکسوپ های ایستگاه فضایی می روند. اما دچار سانحه می شوند و در فضا سرگردان می شوند.

محدثه در 1 دقیقه خلاصه فیلم جاذبه را میگه:

پخش‌کننده صوت

00:00

00:00

جاذبه یا گرانش یا گراویتی، چهاردمین و شاید شاخص ترین اثر کارگردان مکزیکی و گیاهخوار! آلفونسو کوارون است. از او فیلم هایی مانند رما و هزارتوی پن و هری پاتر را سراغ داریم. او به همان اندازه که در کارگردانی موفق بوده، یک تدوینگر با استعداد است و در اغلب فیلم هایش از جمله جاذبه نیز خودش کار تدوین را انجام داده است.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2013درام علمی تخیلی91آلفونسو کوارونبرادران وارنر

یک گروه 5 نفره از مهندسان ناسا برای تعمیر تلکسوپ به ایستگاه فضایی می روند. در همین حین یک ماهواه روسی دچار مشکل شده و ترکش های زیادی از آن در فضا رها می شود که تعدادی از آن ها به ایستگاه فضایی اصابت می کنند. فضاپیمای آمریکایی منهدم و دو سرنشین آن یعنی رایان استون و مت کوالسکی در فضا سرگردان می شوند. به واسطه آنکه کپسول اکسیژن آنها در حال تمام شدن است باید به سرعت خود را نجات دهند اما …

درباره فیلم جاذبه

شاید مهمترین پیام فیلم توجه به وجود زباله ها یا اشیای مختلف در اطراف زمین است. ده ها میلیون قطعه کوچک و بزرگ به عنوان زباله فضایی با سرعتی حدود 17500 مایل در ساعت در اطراف زمین در گردشند که واقعا برای ایستگاه های فضایی یک معضل بزرگ محسوب می شوند. باز هم مثل همیشه در فیلم های هالیوودی عامل اصلی مشکلات روس ها معرفی می شوند. ساندرا بلاک بازی بسیار عالی داشت. ایرانی ها به خاطر اینکه ساندرا بلاک جایزه اسکار را به اصغر فرهادی تقدیم کرده، او را به خوبی می شناسند. از طرفی جورج کلونی هم به خاطر تهیه کنندگی فیلم ضد ایرانی آرگو برای ایرانی ها آشنا است! البته از جنبه ای دیگر!

آیا فیلم Gravity هالیوود را ببینیم؟

گراویتی در اسکار 2014 در 7 بخش نامزد شد. و جایزه بهترین کارگردانی و تدوین (هر دو برای آلفونسو کوارون) را از آن خود کرد. این فیلم هالیوود در گیشه موفق بود و بیش از 720 میلیون دلار فروخت. در حالی که حدود 110 میلیون دلار بودجه برای آن صرف شده بود.

 ساندرا بلاک
جورج کلونی
اد هریس
کایل گالنر

بازیگران فیلم جاذبهنقشتوضیحاتساندرا بلاک رایان استونفضانورد ناساجورج کلونیمت کوالسکیدیگر فضانورد ناسا که آخرین ماموریتش را سپری می کنداد هریسهیوستونمامور کنترل در ناساکایل گالنرشریف عضو ایستگاه فضایی

فیلم های مشابه با جاذبه

فیلم های فضایی زیر نیز جزو بهترین فیلم های هالیوود در سال های اخیر در این ژانر هستند. در کل فیلم های هالیوودی زیادی در چند سال اخیر با این سبک ساخته شده است.

  • به سوی ستارگان Ad Astra: روی مک براید قصد دارد در یک ماموریت به سیاره نپتون برود. او قصد دارد به دنبال پدر گمشده اش نیز بگردد.
  • بین ستاره ای Interstellar: گروهی از ستاره شناسان قصد دارند که تا از طریق یک کرم چاله به سیاره ای شبیه به زمین برسند.
  • پرومتئوس Prometheus: یک تیم تحقیقاتی به فضا سفر می کنند. هدف آنها این است که منشا حیات را پیدا کنند.

18- سی دقیقه پس از نیمه‌شب Zero Dark Thirty

بهترین فیلم های هالیوود جنگی

مایا به عنوان یک مامور حرفه ای سیا قصد دارد به همراه تکاوران نیروی دریایی ارتش محل اختفای بن لادن حمله کنند. هدف کشتن بن لادن است.

بیشتر بدانید

پخش‌کننده صوت

00:00

بن لادن به اندازه ای مرموز و جان سخت بود که هالیوود برایش چند فیلم بسازد. فیلم هالیوود سی دقیقه پس از نیمه شب روایت گر عملیات سازمان اطلاعات آمریکا برای دستگیری یا قتل بن لادن است. فیلمی سیاسی که کارین بیگلو از کارگردانان صاحب سبک آمریکایی آن را ساخته است.سال ساختژانرزمان (دقیقه)کارگردانکمپانی تولید کننده2012 مهیج درام157کاترین بیگلوکلمبیا پیکچرز

پس از حملات 11 سپتامبر، تلاش ها برای دستگیری اسامه بن لادن آغاز می شود. مایا که مامور سازمان سیا است با زندانیان عضو گره

تمام سرگرمی ما در ایران بعد از ظهر  های روز خوب جمعه   رفتن به سینما و دیدن  دو فیلم  با یک بلیط بود  آنهم هر هفته   اکثر موضوعات فیلم ها 

 وسترن بود و  بر سر جنگهای داخلی امریکا بود  جایی در نقد ابن فیلم ها نوشته بود

فیلم شروع میشد کلینت ایستوود با همان لباس های معروف و استیل خاص خودش، وارد شهری میشود. زورگویی دو گاوچران به یک مرد

 و فرزند خردسالش از همین ابتدا نشان دهنده این است که در این شهر خبری از عدالت نیست! 

خبری از کلانترها و مارشال های گردن کلفت نیست.

 اینجا اسلحه حرف اول و آخر را میزند. بیوه زن ها و مغازه های بسته و تعطیل شده

 اینجا، در نگاه اول نظر هر کسی را جلب میکند. از مهمان تازه وارد به شهر سن میگل، با گلوله استقبال میشود… تنها یک ناقوس زن کلیسا و یک تابوت ساز در این شهر کار می کنند

 که هر دو به کفن و دفن افراد مشغولند!

 کافه متروکه ای هم در شهر وجود دارد که مرز میان دو طرف شهر است

. با وجود اینکه کاباره شهر بسیار سوت و کور و مرده ای است، اما درآمد خیلی زیادی را کسب میکند. اما این پول فقط برای دو مرد حکم فرمای این شهر و افراد آنهاست.

 در غرب وحشی برای مدت بسیار زیادی مشروب و اسلحه بزرگترین تجارت خلافکاران بود. سن میگل به سبب اینکه در نزدیکی مرز واقع شده، از این تجارت به خوبی بهره می برد. 

در دوره ای که جنگ میان جنوب و شمال قاره آمریکا در جریان بود بسیاری از گانگسترها به قانون شکنی عادت کرده بودند 

در زمانی که هنوز آمریکا تبدیل به این آمریکا نشده بود، 

دو قشر بزرگ، تشکیل دهنده اصلی این کشور بودند. در جنوب ایالت هایی با مردمانی تندخو و مکزیکی که از نسل سرخپوستان بودند 

و به ایالت های برده معروف بودند و در شمال و همچنین شرق، ایالت هایی با مردمانی که از نسل تاجران و استعمارگران بریتانیایی بودند

 و به یانکی ها شهرت داشتند. 

در زمانی که قانون برای این کشور هنوز معنا پیدا نکرده بود، ایالت های جنوبی برده داری می کردند و از برده های آفریقایی به رایگان بهره می بردند. اما ایالت های شمالی که اندکی پیشرفته تر بودند، در صدد قانون مند شدن بودند. 

آبراهام لینکلن رئیس جمهور ایالت های شمالی بود

 و جفرسون دیویس رئیس جمهور یازده ایالت جنوبی بود

. این یازده ایالت علاقه ای به قانون ترک برده داری نداشتند 

به همین علت، میان این دو قشر، جنگ سختی در گرفت.

 ایالت های شمالی با یونیفرم های سرمه ای و ایالت های جنوبی با یونیفرم های خاکستری

 تجهیز شده بودند. در طی این جنگ خون زیادی ریخته شد

 اما سود اصلی را خلافکاران و گانگستر ها بردند. 

آن ها که به دور از جنگ در پی دزدی و تجارت غیر قانونی بودند،

 توانستند دوره ای را در تاریخ رقم بزنند که ما امروزه آنرا با نام وسترن میشناسیم

. در سال 1864 ایالت های شمالی توانستند که پایتخت جنوبی ها، ریچموند را فتح کنند. 

جنرال لی که فرماندهی نیرو های نظامی جنوبی ها را بر عهده داشت، به علت نداشتن مهمات و سرباز به اندازه کافی، بالاخره در 9 آوریل 1865 تسلیم شد

 و جنگ به سود یانکی ها پایان یافت.

پس از موفقیت فیلم (یک مشت دلار 1964)، فیلم (به خاطر چند دلار بیشتر 1965) ساخته شد و سپس چهارمین فیلم برتر تاریخ، یعنی فیلم (خوب، بد، زشت 1966) ساخته شد که با گذشت 46 سال، هنوز هم نماد اصلی ژانر وسترن است. یک مشت دلار فیلمی است که لوکیشن زیادی ندارد و تمام اتفاقات فیلم، در یک شهر مرزی به وقوع می پیوندد.

بازی کلینت ایست وود که شهرت خود را با بازی در سینمای وسترن به دست آورده است،.. بیشتر بخوانید 

نقد های سینماییhttp://ataizizseler.com/2021/07/15/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c/

،.

.

سیدهای دورغین

از دوره صفویان و قاجار به بعد، تعداد مدعیان سیادت زیادتر از معمول شد و این، در جامعه‌ ایرانی آن دوره راز پنهانی نبود. به هرحال امتیازات مالی از قبیل پرداخت «مال امام» و خُمس که گاه «مال سید» هم نامیده می‌شد و در عین حال اعتباری که سیدها از سوی مردم و دولت می‌دیدند، مشوق اصلی این قبیل ادعاهای روزافزون سیادت بود. با این ترتیب گروه-گروه افراد دغل کار به مناطقی می‌رفتند که کسی آنها را نمی‌شناخت و خود را به عنوان سادات «راستین» جا می‌زدند.

معمولا هم کافی بود عبایی بر تن، کمربند سبزی دور کمر و احتمالا عمامه سبزی بر سر داشته باشند، چرا که به گفته «هانری لایارد» حتی شک و سوال در باره صحت ادعای سیادت یک شخص «کُفر» شمرده می‌شد.

آب دهان سید‌ها هم «دوای هر درد» محسوب می‌شد. مادران تکه قندی آورده از سید خواهش می‌کردند که سید آن را با آب دهان خود خیس کند، سپس آن را بُرده به کودک بیمار خود می‌دادند. حتی زنانی که حاضر نبودند به هیچ عنوان صورت خود را حتی به حکیم‌ها نشان دهند، رضایت می‌دادند که یک سید روی قسمت‌های محرم بدن آنان دعایی بنویسد تا مثلا باردار شوند و یا محبت و وفاداری شوهرانشان را جلب کند.

بس آلن دونالدسون، یک زن آمریکایی و میسیونر که در سال ۱۹۱۰ به‌ایران آمده، چندین سال در تهران و مشهد آموزگاری کرده بود، در کتاب معروف خود بنام «جادو و فولکلور اسلامی در ایران» داستان کسی بنام «سید شاه» در مشهد را تعریف می‌کند که مرد متمولی بود و از مردم پول جمع می‌کرد تا میان فقرا تقسیم کند. در روزهای مخصوص دینی، انبوه مردم رو به سوی خانه سید شاه می‌گذاشتند تا سکه پولی از او بگیرند. این سکه‌ها «تبرّک» محسوب می‌شد چرا که دست سید به آن خورده بود و مردم باور داشتند که‌این سکه‌ها خوش‌یُمن هستند. وقتی سید از خانه بیرون می‌رفت، مردم کوشش می‌کردند دست «مبارک» سید را فقط یک بار لمس کنند. سید در ضمن خودش را «معلم اخلاق» جماعت حس می‌کرد و به همین دلیل همیشه چوبدست‌های خُرد و کلانی با خود به همراه داشت.

هنگامی که مردی را می‌دید که سرش را از ته نتراشیده و برعکس ریشش را تراشیده، با یک چوبدست کوچک به سر آن مرد می‌زد تا او را تنبیه کند و هرگاه زنی را می‌دید که به نظر سید پوشش‌اش به قدر کافی رعایت اصول اسلامی را نمی‌کند، باز با یک چوبدست محکم بر سر آن زن می‌زد. یکی از همین زنان به نویسنده کتاب، بس دونالدسون، گفته بود که یک بار پس از خوردن ضربه‌های چوبدست سید شاه، سرش ساعت‌ها درد می‌کرد.

همش جهل و بساط دروغ و حقه بازی شده بسیاری سید‌های دروغین هم برای خودشان شجره‌نامه تهیه کرده بودند. اکثر این شجره نامه‌ها در شهر سامره (یکی از شهر‌های مقدس شیعیان در عراق کنونی) جعل می‌شد و از این جهت بین مردم به‌این قبیل اشخاص «سید‌های سامره» می‌گفتند.

نکته دیگری که یادآور وجود و فراوانی سیدهای دروغین است، تعداد زیاد و حتی روزافزون امامزاده‌ها در ایران است. ظاهرا همه ‌این امامزاده‌ها عبارت از قبر‌های کسانی است که سید یعنی از نوادگان دوازده امام شیعیان بوده‌اند. به همین دلیل مردم برای نذر، خیرات، دعا و نیاز به زیارت این مقبره‌ها می‌روند و با این ترتیب این امامزاده‌ها تبدیل به مراکز درآمد برای افراد ذینفع شده‌اند.

در سال ۱۸۸۵ دیولافوا به نقل از مدرس مکتب‌خانه‌ای در قزوین می‌نویسد که او خود بیش از بیست امامزاده را در ایران می‌شناسد که گویا سید معینی با همان نام و نشان در همه ‌این امامزاده‌ها مدفون است و با این ترتیب معلوم می‌شود اقلا ۱۹ مورد از آنها و شاید هم همه آنها یا قبر کس دیگری هستند و یا اصولا در آنجا کسی دفن نشده است.
از متن گفتار
برای نمونه در سال ۱۸۸۵ دیولافوا به نقل از مدرس مکتب‌خانه‌ای در قزوین می‌نویسد که او خود بیش از بیست امامزاده را در ایران می‌شناسد که گویا سید معینی با همان نام و نشان در همه ‌این امامزاده‌ها مدفون است و با این ترتیب معلوم می‌شود اقلا ۱۹ مورد از آنها و شاید هم همه آنها یا قبر کس دیگری هستند و یا اصولا در آنجا کسی دفن نشده است. یعنی به نظر آن مدرس اصلا لازم هم نیست قبری واقعا مدفن امامزاده‌ای باشد تا آن مکان به عنوان «امامزاده» اعلان و قبول شود و به محل زیارت، دعا و نذر و نیاز مردم تبدیل گردد.

در مورد شمار سادات ایران در حوالی سال ۱۹۰۰ چنین گفته است: «ایران پر از سید است که همه جا را فراگرفته‌اند. اینها علی‌الاصول قشری تنبل و بی‌فایده هستند که کار نمی‌کنند، اما انتظار دارند که دیگران زندگی آنان را تامین کنند. خواجه‌های ترکمن هم همین خاصیت‌ها را دارا هستند.»

دیگر سیاحان اروپایی مانند فاولر، ویلسون و بریکتو نیز مشاهدات مشابهی روایت کرده‌اند. به گفته هوگو گروته، در سال ۱۹۰۷ در ایران حدودا ۱۰۰ هزار سید زندگی می‌کردند. یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی که در ایران زندگی کرده و حتی کتاب‌های درسی به فارسی نوشته بود، می‌گوید  که در سال‌های ۱۸۵۰ سیدها حدود دو درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند. برخی سیاحان دیگر اروپایی قرن نوزدهم تعداد سید‌های ایران را حتی تا ۲۰ در صد جمعیت شهری کشور تخمین زده‌اند که احتمالا مبالغه‌آمیز است، اما به هر حال این گمانه‌زنی نشان می‌دهد که فراوانی سادات در شهر‌ها باعث ایجاد چنین تصوری در میان سیاحان خارجی شده است. این تصور کمی هم به تمرکز تعداد سادات در شهرهایی از قبیل مشهد، قم، شوشترو دزفول مربوط می‌شود که دارای مقبره امام و یا امامزاده‌های مهم و معروف هستند.

فلویر می‌نویسد در بلوچستان تعداد سیدها در مقایسه با مثلا یزد و دیگر شهر‌های ایران زیاد نبود. او ادامه می‌دهد که «در کرمان از هر دو مرد و یا پسر بچه یک نفرشان سید است و من هرگز در عمرم تا این اندازه از دست مدعیان تبار محمد به تنگ نیامده بودم.»
به همین ترتیب، به گفته ویلیام کنت لوفتوس در دزفول از هر سه نفر یک نفر یا از اولاد پیغمبر بود و یا جزو اشخاص معتبر مذهبی شهر به شمار می‌آمد.
سادات ایران (۲)؛ سیدهای دروغیندر دومین بخش از چکیده رساله ویلم فلور، ایران‌شناس هلندی، درباره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار، خلاصه‌ای از بخش مربوط به «سیدهای دروغین» و شمار سادات در ایران ارائه می‌شود.

https://www.radiofarda.com/a/iranian-sayyeds-history-2/28856894.html

.

در جنگ جهانی دوم کانادا قبل از امریکا به ژاپن حمله کرد

تاریخ تکرار خواهد شد همان بلایی که سز ژاپنی ها در آورردند بر سر حزب الله رژیم خواهند آورد همان بلایی که سرفیل نگون بخت در شهر قصه آوردند ،دقیقآ برسر مردم ایران آوردند.ناکسانیکه فیل رادوره کردند، همان رمال وملایان و حجتیه های مبارز با بهائیان و چپولهای خائن ضد ملی بودند برای همین مملکتی درست کردند که استقلال در آن تیم است آ زادی میدان است جمهوری خیا با ن است
دروغ حلال است شا دی حرام است ا عدا م اصلاح ا ست. ریا.. ایما ن است وایما ن کشک است و
برای نان است
https://www.radiofarda.com/a/khamenei-and-the-dream-of-Islamic-civilization/29893
با آغاز جنگ جهانی دوم در اقیانوس آرام و به‌دنبال حملهٔ نیروهای ژاپنی به متفقین، تبعیض نسبت به ژاپنی‌های مقیم کانادا بسیار بیشتر شد. پس از حادثهٔ حمله به پرل هاربر و با تصویب «قانون تدابیر جنگی» در کانادا، مهاجران ژاپنی به‌عنوان «عناصر خارجی دشمن» طبقه‌بندی شدند. در چهاردهم ژانویهٔ ۱۹۴۲، دولت قانونی را تصویب کرد که بر مبنای آن تمام مردان ژاپنی بین ۱۸ تا ۴۵ سال باید حداقل یک‌صد مایل از مناطق ساحلی بریتیش کلمبیا فاصله می‌گرفتند. افرادی که در این مناطق ساکن بودند، به اردوگاهی در جَسپر واقع در آلبرتا منتقل می‌شدند. سه هفتهٔ بعد، این قانون به «تمام افرادی که اصالتاً ژاپنی‌اند» تعمیم پیدا کرد و در مجموع ۲۷٬۰۰۰ نفر دستگیر و بدون هیچ دادگاه، محاکمه و اثبات جرمی محکوم و راهی اردوگاه‌ها شدند و به‌دنبال آن تمام املاک، دارایی‌ها و اموالشان در اختیار دولت قرار گرفت.

ویلیام لیون مکنزی کینگ آخرین دورهٔ نخست‌وزیری خود را بین سال‌های ۱۹۳۵ و ۱۹۴۸ پشت سر می‌گذاشت؛ او پیش‌ از این هم به‌عنوان نخست‌وزیر کانادا منصوب شده بود، اما بیشتر به‌دلیل فعالیتش در طول این دوره و سال‌های گذر از جنگ جهانی شناخته می‌شود. ازجمله سیاست‌های او در طول دوران جنگ می‌توان به برقراری بیمهٔ بیکاری و امضای توافقنامهٔ گمرکی با بریتانیا و ایالات‌ متحده اشاره کرد. اگرچه بدون شک او خودش را مردی خیرخواه و نیکوکار قلمداد می‌کرد، درهرصورت پرورش‌یافتهٔ آن دوران بود و ارزش‌هایی مشترک با دیگر کانادایی‌های آن دوران داشت. او بدون شک فردی نژادپرست و یهودستیز بود و بیش از هر فرد دیگری در کابینه، مسئولیت دورنگه‌داشتن مهاجران یهودی را از خاک کانادا در طول جنگ جهانی، به‌عهده داشت. او در کتاب خاطرات خود بارها عنوان کرده بود که به‌خاطر ساخت بمب‌هایی که عامل کشتار بی‌گناهان است، اندوه شدیدی در قلبش احساس می‌کند، اما پس از حادثهٔ انفجار بمب اتم در هیروشیما و ناکازاکی در کتاب خاطراتش این‌چنین نوشت: «جای بسی خوشبختی است که این بمب به‌جای سفیدپوستان اروپایی برای مردم ژاپن مورد استفاده قرار گرفت.»

بازداشت ژاپنی-کانادایی‌ها
ژاپنی‌های بازداشت‌‌شده‌ای که در سال ۱۹۴۲ به کار ساخت بزرگراه یلوهلد (Yellowhead Highway) در غرب کانادا گمارده شده بودند
در طول جنگ جهانی اول، بسیاری از ژاپنی‌ها برای حضور در میدان نبرد داوطلب شدند تا بتوانند حقوق ازدست‌رفتهٔ خود به‌عنوان شهروندان کانادایی را به‌دست آورند و از سنگینی نگاه تبعیض‌آمیز مردم کانادا بکاهند، اما دولت وقت کانادا تقاضای آن‌ها را، همانند بسیاری از مهاجران و بومیان آمریکای شمالی، نپذیرفت. آن‌ها حتی به ارتش و دولت کانادا پیشنهاد تشکیل یک هنگ متشکل از مهاجران را ارائه کردند که آن هم در نهایت از سوی ارتش رد شد. اصرار بسیار زیاد آن‌ها برای کمک به کانادا برای حضور در میدان نبرد، باعث شد تا در نهایت برای انجام کارهای مربوط به پشتیبانی و جذب نیرو در نقاط دورافتاده به خدمت گرفته شوند. خدمتی که در نهایت هیچ تأثیری روی وضعیت و رتبهٔ اجتماعی آن‌ها نداشت.

حمله به پرل هاربر در هفتم دسامبر ۱۹۴۱ باعث شد بخش اعظمی از بریتیش کلمبیا، ازجمله اعضای دولت محلی، روزنامه‌ها و صاحبان مشاغل برای دفاع از مقررات کانادا، درخواست خود برای بازداشت ژاپنی‌ها را اعلام کنند. در بریتیش کلمبیا این ترس وجود داشت که ماهیگیران ژاپنی در حقیقت در حال گشت‌زنی و آماده‌سازی زمینه برای حضور نیروهای ژاپنی در مرزهای ساحلی‌اند، و در واقع به‌عنوان جاسوس به ارتش ژاپن کمک می‌کنند. مناطق ساحلی بریتیش کلمبیا در کنار اقیانوس آرام قرار داشت و به‌همین دلیل گمان می‌شد مقصد بعدی حملهٔ نیروهای ژاپنی خواهد بود. در طول دههٔ ۱۹۴۰ بیش از ۲۲٬۰۰۰ ژاپنی مقیم کانادا (که ۱۴٬۰۰۰ نفر از آن‌ها در کانادا متولد شده بودند) به اردوگاه‌های بازداشت اعزام شدند. به‌دلیل آنکه هیچ مدرکی مبنی بر جاسوسی و خیانت ژاپنی‌ها وجود نداشت، نخست‌وزیر مکنزی کینگ دستور بازداشت موقت آن‌ها را صادر کرد.

در ۲۴ فوریهٔ ۱۹۴۲، قانونی تحت عنوان «قانون تدابیر جنگی» به‌تصویب رسید که بر اساس آن دولت کانادا اجازه داشت «تمام افرادی را که دارای اصالت ژاپنی‌اند» دستگیر و بازداشت نماید.

ژاپنی‌ها با پشتکار و بهره‌وری مثال‌زدنی خود توانسته بودند در تمام بخش‌های صنعت کانادا نفوذ کرده و به‌راحتی گوی سبقت را از کارگران سفیدپوست بربایند. آن‌ها تقریباً به‌شکل کامل صنعت ماهیگیری را به تسخیر خود درآورده بودند، به‌طوری‌که در سال ۱۹۱۹ تعداد مجوزهای ماهیگیری صادرشده برای ژاپنی‌ها به ۳۲۶۷ عدد رسیده بود. این تعداد مجوز برای ماهیگیران کانادایی زنگ خطر را به‌ صدا درآورده و باعث شده بود در مقابل حریفان سخت‌کوش ژاپنی احساس خطر کنند. با تشکیل مدارس ژاپنی‌زبان، ساخت معابد بودایی و ازدواج در سنین پایین، بسیاری از ژاپنی‌ها به بی‌علاقگی و عدم وفاداری نسبت به فرهنگ کانادایی و تلاش برای تغییر آن محکوم شدند.

رفتارهای صورت گرفته طی دوره جنگ با کانادایی‌های ژاپنی‌تبار تا سال‌ها مایه شرمساری مقامات دولتی بود. در سال ۱۹۶۱، لویی سن-لوران (وزیر خارجه سابق) در مصاحبه‌ای تلویزیونی از اقدام دولت برای توقیف اموال ژاپنی‌تباران و اقلیت‌های نژادی دفاع کرد. البته این موضع همه مقامات دولتی نبود. در سال ۱۹۶۴، لستر پیرسون (نخست وزیر وقت) اقدام برای کوچ اجباری ژاپنی‌تباران را «لکه‌ای سیاه» در تاریخ کانادا خواند.

در دهه ۱۹۷۰، کانادایی‌های ژاپنی‌تبار مثل آمریکایی‌های ژاپنی‌تبار اقدام به برگزاری یک سری رویداد و کمپین برای یادآوری خاطرات روزهای سخت گذشته کردند. اتحایده ملی کانادایی‌های ژاپنی‌تبار (NAJC) و برخی گروه‌های دیگر، کمپینی را برای درخواست غرامت از دولت آغاز کردند. با این وجود، این کمپین با مقاومت دولت روبرو شد. کهنه‌سربازان کانادایی که طی دوره جنگ در اسارت ژاپنی‌ها بودند، با این درخواست‌ها مخالفت می‌کردند. با وجود اینکه پی‌یر ترودو (نخست‌وزیر وقت) از اقدامات صورت گرفته طی آن دوران ابراز تاسف می‌کرد، با دادن غرامت به بازماندگان مخالف بود.

اما دولت محافظه‌کار برایان مولرونی با درخواست‌های ژاپنی‌تباران همراه شد. در اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی، گفتگوها در این زمینه آغاز شد. با این وجود، دولت حاضر نبود خیلی سریع، بودجه‌ای بابت این کار اختصاص دهد. مذاکرات درباره اینکه آیا این غرامت باید به افراد به صورت تکی پرداخت شود و یا اینکه به صورت کلی به مجموعه‌ای از ژاپنی‌تباران داده شود جریان داشت.

اما ظاهرا این بار هم قرار بود کانادا پیرو همسایه جنوبی باشد! در سپتامبر ۱۹۸۸ قانونی در کنگره آمریکا برای پرداخت غرامت به ژاپنی‌تباران تصویب شد و شش هفته بعد نیز بالاخره دولت کانادا با سازمان‌های حامی کانادایی‌های ژاپنی‌تبار به توافق رسید.

بر اساس این توافق، دولت فدرال ضمن عذرخواهی رسمی، باید مبلغ ۲۱ هزار به هر بازمانده ژاپنی‌تبار پرداخت می‌کرد. همچنین یک صندوق با سرمایه ۱۲ میلیون دلار برای ژاپنی‌تباران تاسیس شد و مبلغی نیز در اختیار بنیاد روابط نژادی کانادا قرار گرفت تا برای پروژه‌های مرتبط با حقوق بشر هزینه کند.

منبع

جنگ‌ جهانی جنگ جهانی دوم ژاپنی‌تباران کانادایی کانادا
بازداشت و کار اجباری

Continue reading “در جنگ جهانی دوم کانادا قبل از امریکا به ژاپن حمله کرد”

عباس معروفی؛ مرگ شهسوار ادبیات مدرن ایران

علی امینی نجفی، پژوهشگر مسائل فرهنگی

عباس معروفی در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران زاده شد

عباس معروفی قربانی بیماری درمان‌ناپذیری شد که غم و اندوه به جانش انداخته بود. به گفته خودش: «سیمین دانشور به من گفت: «غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یک وقت معروفی!» و من غصه خوردم».

او در اوایل سال ۱۳۹۹ از ابتلای خود به سرطان لنفاوی خبر داد. در بیمارستان “شاریته” برلین زیر چندین عمل جراحی سنگین رفت و امیدوار بود بر عفریت سرطان چیره شود: «در تونلی تاریک به نقطه‌های روشنی فکر می‌کنم که اگر برخیزم هفت کتاب نیمه‌کاره‌ام را تمام کنم و باز چند درخت بکارم».

این نبرد نابرابر سرانجام با شکستی تلخ پایان گرفت.    

عباس معروفی در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران زاده شد. به گفته خودش در بازارچه نایب‌السلطنه که از محلات مجاور بازار تهران در جنوب شهر است. خانواده از بازاریان توانگر و سنت‌گرا است که قصد دارد فرزند را با قالب‌های تنگ سنتی تربیت کند، اما پسر یاغی در پناه خیال‌پردازی، برای خود دنیایی جداگانه می‌سازد: «فهمیدم که اگر تمام ثروت پدرم را به من بدهند با یک دقیقه خیال‌های خودم عوض نمی‌کنم. نجاری و طلاسازی و عطاری یاد گرفتم. گرسنگی کشیدم. مرد شدم». (به نقل از مصاحبه با وبگاه الفبا)  

پس از گرفتن دیپلم از دبیرستان شبانه مروی و پایان خدمت سربازی در رشته ادبیات دراماتیک دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل کرد و حدود یازده سال در دبیرستان‌های تهران به کار دبیری ادبیات مشغول شد.

عشق به ادبیات داستانی از نوجوانی با او بود: «از چهارده سالگی شروع کردم به رونویسی داستان‌های آنتون چخوف. نگاه انسانی و در ضمن انتقادی چخوف به جامعه را دوست داشتم. سه سال داستان‌های چخوف را رونویسی می‌کردم تا یواش یواش یاد بگیرم که گاهی چیزی را تغییر دهم. اسم شهری را عوض کنم. آدمی تازه به داستان بیاورم، حادثه‌ای بسازم و بعد در یک فضای عجیب دست و پا بزنم. آنجاها بود که پخته شدم، اما تجربه نداشتم، معلم نداشتم».

کمبود نداشتن معلم و راهنما، آنگونه که در بیوگرافی خود آورده، به برکت دوستی با محمد محمدعلی جبران می‌شود که او را با محمدعلی سپانلوی شاعر آشنا می‌کند و به واسطه او با هوشنگ گلشیری. در کلاس‌های داستان‌نویسی نویسنده نوگرا و سرشناس شرکت می‌کند و حال با عزمی آگاهانه به شکلی جدی‌تر و حرفه‌ای تر قلم می‌زند.

عباس معروفی نخستین کتاب خود به عنوان «روبروی آفتاب»، مجموعه داستان‌های کوتاه، را به سال ۱۳۵۹ انتشار می‌دهد و همکاری پرباری را با نشریات فرهنگی و ادبی شروع می‌کند.   

چند سال بعد و با انتشار رمان «سمفونی مردگان» در سال ۱۳۶۸ بود که نام معروفی بر سر زبان‌ها افتاد. ذوق سرشار، تخیل شگرف و زبان شیوای کتاب منتقدان را به ستایش واداشت و معروفی را بر جایگاهی برجسته در ادبیات مدرن نشاند. نگاه کنجکاو ادب‌دوستان به نویسنده جوانی دوخته شد، که نام و پیشینه چندانی نداشت اما ذهنیت پیچیده و بیان پخته‌ی او از استعدادی بی‌مانند خبر می‌داد. او بیش از ۳۲ سال نداشت و پنج سال بر سر رمان خود وقت گذاشته بود.

تصنیف یک رمان سمفونیک

توضیح تصویر،سمفونی مردگان و سال بلوا دو کتاب پرخواننده عباس معروفی

رمان «سمفونی مردگان» سرگذشت اندوهبار یک خانواده ساکن اردبیل را در حوالی ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰ روایت می‌کند. جابر اورخانی، صاحب دکان آجیل و 

و خشکبارفروشی با چهار فرزندش، یوسف، آیدین، آیدا و اورهان سرنوشتی تلخ دارند. رمان با مهارت و تمرکزی استادانه مکان و زمان را درهم می‌ریزد و رویدادها را با نگاهی کاوشگر و بی‌تاب و زبانی فرز و چابک در برابر خواننده مجسم می‌کند. برای نمونه نویسنده به جای پرگویی درباره سرمای کشنده، سوز سرما را با تصاویری موجز و جاندار به جان خواننده می‌اندازد: «برف همه را وا گذاشته بود. سکوتی غریب کوچه و خیابان را گرفته بود. لوله‌های آب یخ زده بود. ماشین‌ها کار نمی‌کردند. در خیابان‌ها کپه‌های برف روی هم تلنبار شده بود. کاسب‌ها پیاده‌روها را روفته بودند اما هنوز نیم متری از بارش شب پیش روی زمین خوابیده بود، و کلاغ‌ها شهر را فتح کرده بودند، بر هر درختی چند کلاغ…» و چند روز بعد: «از آن همه هیاهو و همهمه کلاغ‌های کاج مانده‌اند که چاقتر و پیرتر روی شاخه‌ها جا به جا می‌شوند و با صدای دریده‌شان می‌گویند: برف… برف.» (ص ۱۷)  

کتاب با نگاه تازه و بیان استادانه‌اش به یکی از قله‌های ادبیات مدرن ایران بدل شد و تا امروز دستمایه صدها نقد و نوشته و دهها رساله دانشگاهی بوده است. منتقدان تمام زوایای کتاب را کاویده، نقاط ضعف و قوت آن را نشان داده‌اند. برای نمونه گفته شده است که تک‌گفتار درونی آیدین (سوجی) در فصل یا “موومان چهارم” رمان از فصل اول “خشم و هیاهو” رمان معروف ویلیام فاکنر تأثیر گرفته که یک روز از زندگی ذهنی بنجی، مردی سی و ساله اما عقب مانده را بازگو می‌کند. یا گفته شده که بارزترین محور تماتیک رمان، یعنی دشمنی کینه‌توزانه‌ی اورهان با برادر مهربانش آیدین، یادآور خصومت شرورانه مختار با برادر مهربان و فرهیخته‌اش رسول، فرزندان ارباب حسن آریان در رمان “دل کور” نوشته اسماعیل فصیح است.

معروفی پس از «سمفونی» در داستان‌ها و رمان‌های بعدی خود جنبه‌های دیگری از ذوق نوجویانه و بیان استادانه خود را به نمایش گذاشت: سال بلوا (۱۳۷۱)، پیکر فرهاد (۱۳۸۱)، فریدون سه پسر داشت (۱۳۸۲)، ذوب شده (۱۳۸۸)، تماما مخصوص (۱۳۸۹)، نام تمام مردگان یحیاست (۱۳۹۷) و…

توضیح تصویر،مجله گردون طی سال‌های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۴ منتشر شد که با استقبال روبرو شد

مجله و نشر «گردون»

عباس معروفی بر پایه اعتبار نویسندگی و به برکت فضای نسبتا بازی که با جلوس محمد خاتمی بر کرسی وزارت ارشاد پدید آمده بود، از پاییز ۱۳۶۹ به انتشار مجله گردون دست زد و به زودی آن را به یکی از مجلات پربار ادبی تبدیل کرد که طیفی گسترده از نویسندگان و ادیبان نوگرا با آن همکاری داشتند. در پیوند با این مجله، نشر گردون و «جایزه قلم زرین گردون» شکل گرفت که در پرورش و تشویق نویسندگان جوان نقشی برجسته داشت.

معروفی با انتشار گردون، که حال و هوای آن، نیروهای خشک‌اندیش و انحصارطلب را خوش نمی‌آمد، وارد گردونه‌ای از دردسرها و مصیبت‌های حقوقی شد که فصلی جانگداز از حکایت رویارویی پایان‌ناپذیر نویسندگان ایرانی با سیستم سانسور و اختناق است.

در سال ۱۳۷۰ مدیر گردون به تحریک نیروهای تندرو به دادستانی انقلاب جلب شد و با رأی قاضی حجت‌الاسلام آقایی، حکم اعدام گرفت. معروفی یک سالی در بیم جان سپری کرد تا این که حکم کذایی در دادگاه تجدید نظر نقض شد. پس از تبرئه سردبیر، مجله پس از بیش از یک سال توقیف، دوره دوم انتشار را از فروردین ۱۳۷۲ شروع کرد و کار خود را تا اسفند ۷۴ ادامه داد اما دردسرهای حقوقی هم همچنان ادامه داشت.

«در سال ۱۳۷۴ با شکایت پی‌گیر و شش ساله کیهان، کیهان هوایی، حزب‌الله دانشگاه تهران در سه دادگاه پیاپی با حضور ۱۴ عضو هیئت منصفه و سران مؤتلفه (عسگر اولادی، بادامچیان، رازینی، حبیبی و…) به شلاق و زندان و دو سال ممنوعیت از نوشتن محکوم شدم». (مصاحبه یادشده)

معروفی تصریح می‌کند که «سه چهار سالی تیم سعید امامی» در تعقیب او بوده است. همان گروه شروری که عزم خود را جزم کرده بود که نویسندگان دگراندیش را به دیار عدم بفرستد، و در این راه چندین گام «موفق» نیز برداشت! سرانجام معروفی که از هر سو جان خود را در خطر می‌دید، با تمهیداتی موفق به فرار از کشور شد. «در یازده اسفند ۱۳۷۴ علیرغم میلم ناچار به ترک وطن و اقامت در آلمان شدم».

معروفی پس از اقامتی هفت ماهه در «خانه

«خانه هاینریش بل» در شهر کوچک دورن اقامت گزید و سپس به همراه خانواده به برلین اثاث‌کشی کرد.

او در برلین «خانه هنر و ادبیات هدایت» را پایه‌گذاری کرد که از ۱۳۸۲ به مثابه یک کانون یا آموزشگاه فرهنگی، کلاس‌ها و کارگاه‌های متعدد ادبی برگزار نمود
توضیح تصویر،او در برلین «خانه هنر و ادبیات هدایت» را پایه‌گذاری کرد که از ۱۳۸۲ به مثابه یک کانون یا آموزشگاه فرهنگی، کلاس‌ها و کارگاه‌های متعدد ادبی برگزار نمود

نویسنده تبعیدی

عباس معروفی همواره تلاشگر و پرتکاپو بود و در دشوارترین شرایط نیز راهی برای تلاش و فعالیت فرهنگی پیدا می‌کرد. در آلمان بیکار ننشست، در کنار نویسندگی به کارهای مطبوعاتی و انتشاراتی ادامه داد. هر روز گردهمایی یا نشستی برنامه‌ریزی می‌کرد، در جلسه یا کنفرانسی شرکت می‌کرد، جوانان را به خواندن و آموختن تشویق می‌کرد، و همواره مراقب بود که فعالیت فرهنگی و ادبی او در بند مرزبندی‌ها و رویارویی‌های سیاسی اسیر نشود.  

در آلمان کوشید مجله گردون را بار دیگر منتشر کند اما موانع و دشواری‌ها به حدی بود که به او اجازه نداد بیش از چند شماره منتشر کند. با آگاهی از موانع ساختاری و مشکلات مالی به سوی فعالیت‌هایی کشیده شد که به تعهدات مالی کمتری نیاز داشت. در سال‌های گذشته با رشد و پیشرفت امکانات سایبری تماس‌ها و فعالیت‌های تعهدآمیز معروفی رونقی بیش از پیش گرفت.    

او در برلین «خانه هنر و ادبیات هدایت» را پایه‌گذاری کرد که از ۱۳۸۲ به مثابه یک کانون یا آموزشگاه فرهنگی، کلاس‌ها و کارگاه‌های متعدد ادبی برگزار نمود. شایان ذکر است که معروفی علاقه‌ای خاص به صادق هدایت داشت. یکی از رمان‌های او به نام «پیکر فرهاد» نوعی ادای دین به هدایت است؛ او همچنین نام نویسنده بزرگ را بر بنیاد کتابفروشی و انتشاراتی خود گذاشت. فضای کتابخانه را با مجموعه بزرگی از تندیس‌های کوچک و بزرگ جغد تزیین کرده بود، که طبعا یادآور «بوف کور» بود. 

یکی از دستاوردهای او انتشار کتاب‌های «سمفونی مردگان»، سال بلوا و «فریدون سه پسر داشت» به زبان آلمانی بود؛ که به ویژه کتاب نخست با استقبال فراوانی روبرو شد. از معروفی آثاری نیز به زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسوی منتشر شده است.  

بیشتر بخوانید:

‘نویسندگان ایرانی بسیار نجیب‌اند’؛ گفت‌و‌گو با عباس معروفی

عباس معروفی: من یک زنم؟

گپی با عباس معروفی درباره «سمفونی مردگان»

گفتگو با عباس معروفی در برنامه به عبارت دیگر

مطالب بیشتری درباره عباس معروفی از آرشیو بی‌بی‌سی

گفتگو با عباس معروفی، ژوئیه ۲۰۰۴

درباره «سمفونی مردگان» و «فریدون سه پسر داشت»، ژوئیه ۲۰۰۴

بخشی از رمان «سال بلوا»، ژوئیه ۲۰۰۴

خلاصه ای از دو رمان «فريدون سه پسر داشت» و«سمفونی مردگان»، ژوئیه ۲۰۰۴ 

تجربه عباس معروفی از کار در کتابفروشی، ژوئن ۲۰۰۴

‘نویسندگان ایرانی بسیار نجیب‌اند’؛ گفت‌و‌گو با عباس معروفی، مه ۲۰۱۱

موضوعات مرتبط

مطالب مرتبط

عباس معروفی

عباس معروفی، نویسنده شهیر ایرانی

گزارش و تحلیل

گزارش و تحلیل

عباس معروفی نویسنده شناخته شده و پرکاری است که در عرصه‌های مختلفی مانند روزنامه نگاری، نمایشنامه نویسی و شعر فعالیت دارد. او متولد سال 27 اردیبهشت سال 1336 در تهران است و دیپلم ریاضی و فیزیک دارد اما تحصیلات خود را در رشته ادبیات دراماتیک در دانشکده هنرهای زیبا به اتمام رسانده است. قبل از آنکه زندگی کاری و هنری او دچار فراز و نشیب های فراوان شود به مدت 11 سال معلم ادبیات دبیرستان خوارزمی و هدف بود.

اگرچه عباس معروفی در یک خانواده مرفه به دنیا آمده است اما در دوران نوجوانی خود شغل‌های مختلفی را امتحان کرد و به کارهای یدی زیادی جمله طلاسازی روی آورد.  اما همیشه در رویای نوشتن به سر می‌برد. او زمانی که تنها 18 سال داشت به سختی تلاش می‌کرد با بزرگان ادبیات ایران ارتباط برقرار کند تا اینکه در سال 1358 توانست به یکی از آرزوهای خود برسد و هوشنگ گلشیری را ملاقات کند. اقبال با او همراه بود چرا که توانست با محمد سپانلو نیز ملاقات داشته باشد و از آنها بیاموزد. او تنها یک سال  پس از این ملاقات توانست اولین داستان کوتاه خود را با نام روبه‌روی آفتاب منتشر کند.

عباس معروفی بنیانگذار ماهنامه‌ای فرهنگی ادبی و اجتماعی  به نام گردون در سال 1369 بود. این نشریه فعالیت خود را تا سال 1374 ادامه داد. اما به دلیل شکایات زیادی که علیه محتوای آن انجام گرفته بود این نشریه توقیف و عباس معروفی از هر عالیت فرهنگی منع شد. تعطیلی این ماهنامه، مهاجرت ناخواسته را برای عباس معروفی رقم زد. او که به آلمان مهاجرت کرده بود نشریه گردون را مجددا در آن کشور افتتاح کرد.

هم چنین او در سال 1371 در مجله ادبی آیینه اندیشه  فعالیت خود را شروع کرد این نشریه نیز در سال ۱۳۷۱ پس از سه شماره چاپ، منتقل شد.

همسر عباس معروفی

اکرم ابویی در سال 1343 در تهران متولد شد. او فارغ التحصیل آکادمی هنر در آلمان است و در برلین زندگی می‌کند. اکرم ابویی علاوه بر تدریس نقاشی تاکنون نمایشگاه های انفرادی و گروهی مختلفی را برگزار کرده است هم چنین او سه کتاب از مجموعه آثار خود با نام‌های نگاهی به آن سوی جهان، طرح‌ها و اینک تولد منتشر کرده است.

آثار عباس معروفی

نام عباس معروفی به سمفونی مردگان گره خورده است. سمفونی مردگان نام معروف ترین اثر عباس معروفی است که او را نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل نیز به شهرت رساند. این اثر به زبان های مختلفی از جمله آلمانی، ایتالیایی و یونانی نیز ترجمه شده است. عباس معروفی رمان سمفونی مردگان را در سال 1363 آغاز کرد اما این اثر 5 سال بعد و در سال 1368 منتشر شد که به خوبی بازتاب دهنده سبک کاری شاخص اوست.

کتاب سال بلوا از دیگر آثار برجسته عباس معروفی است که در سال 1371 منتشر شده است. اگرچه این کتاب نیز یک رمان عاشقانه است اما مضامین دیگری چون مردسالاری را به تصویر می‌کشد. عباس معروفی به مدت 10 سال فعالیت فرهنگی کمی داشت که می‌توان آن را تا حدودی به مهاجرت و چالش های آن مرتبط دانست. او در سال 1381 با کتاب پیکر فرهاد، فعالیت خود را ادامه داد و در سال 1382 کتاب فریدون سه پسر داشت را منتشر کرد. تماما مخصوص نام کتاب دیگر اوست که در نگاه اول شباهت زیادی با داستان زندگی خودش دارد. داستان از این قرار است، روزنامه نگاری که به جرم فعالیت های سیاسی به مهاجرت اجباری محکوم شده است.

مجموعه داستان‌ها و نمایشنامه‌های عباس معروفی در سایه رمان‌های برجسته او کمی ناشناخته مانده و کمتر کسی به آن پرداخته است. او تاکنون 7 مجموعه داستان و 6 نمایشنامه از خود به یادگار گذاشته است. دریاروندگان جزیره آبی تر یکی از شناخته ترین مجموعه داستان های او و خداوند گاو را آفرید آخرین نمایشنامه او است که در سال 1397 منتشر شد.

جوایز عباس معروفی

آثار معروفی به زبان های مختلفی ترجمه شده است و از این جهت تاثیر زیادی در شناساندن ادبیات فارسی به جهان داشته است. او در کارنامه خود جوایز بین المللی متفاوتی ثبت کرده است. اولین جایزه بین المللی او، جایزه هلمن/هامت بود که به صورت مشترک با هوشنگ گلشیری در سال 1996 به آنها اختصاص داده شد. در همین سال او از جانب اتحادیه روزنامه نگاران کانادا جایزه رونامه نگار آزاد را از آن خودش کرد. سمفونی مردگان که شاهکاری از عباس معروفی است در سال 2001 جایزه بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ را کسب کرد .

اشعار عباس معروفی

عباس معروفی به شعر نیز علاقه زیادی دارد و فردوسی یکی از شعرای مورد علاقه اوست. او در سال های اخیر فعالیت خود به شعر نیز پرداخته است. کتاب شعر نامه‌های عاشقانه و منظومه‌ی عین‌القضات و عشق در سال 2001 و چهل ساله تر از پیامبر در سال 2018 از او منتشر شد. عشق در اشعار او ساده و دوست داشتنی  به دور از هرگونه تکلف و پیچیدگی توصیف می‌گردد.البته بخشی از منتقدان به شیوه شعرنویسی معروفی انتقاد داشته‌اند و بسیاری از این نوشته‌ها را شعر نمی‌دانند. 

ﺗﻮ
اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻦ ﻧﺒﻮدي
عشق من!
ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﺑﻮدي
ﺗﻨﻬﺎ اﻧﮕﻴﺰة ﻣﺎﻧﺪﻧﻢ
در اﻳﻦ واﻧﻔﺴﺎي ﺷﻠﻮغ

معنی شیطان

مقصود از #شیطان مردمی هستند که همواره به هر عنوان که میسر باشد خلق جهان را فریب می دهند واز راست منحرف می کنند در کتب مقدسه  آسمانی ذکر شیطان مکرر آمده است و از ابتدای خلقت و از دوره آدم وحوا که درعرف  سر سلسله  بنی نوع انسان بوده اند شیطان نقش مهمی را به عهده داشته  است

مقصود  اصلی از شیطان در مقامی نفس اماره انسانی ودر مقامی نفوسی هستند که سبب اظلال و فریب مردم می شوند  جمال قدم در لوحی میفرماید مظاهر شیطانیه در نهایت مکر وخدعه مشهود و مشغول و ما بین ناس بصورت انسان ظاهر … قاموس مختصر ایقان ص ۱۷۷

در مثل مناقشه نیست ،  ولی در واقعیت شیطانی بجز اندیشه های مخرب وجود ندارد هر اندیشه مخربی شیطانی است و کاملا محسوس است چرا که دیوث بصورت واقعی وجود ندارد  و غیر قابل محسوس است در واقع شیطان مقابل رژیم جمهوری اسلامی لنگ انداخته است

 الله مقصودش را از روز قیامت که ظهور حضرت بها،الله است را به دفعاات مکرر در قرآن کریم به ما رسانده است مثلآ در یکی از آیه های روز قیامت انسان به شیطان می گوید 

منظور از این عکس نشان دادن نفس اماره بشر است برای مرد ، زن است و برای زن ، مرد

لَوْ لَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِين‏» (سبأ/ 31)

اگر شما نبودید ما خوب بودیم، تو من را گمراه کردی،  «لَوْ لَا أَنتُمْ» اگر تو نبودی من خوب بودم، تو من را خراب کردی.

او جواب می‌دهد: برو گمشو «بَل لَّمْ تَكُونُواْ مُؤْمِنِين‏» (صافات/ 29) تو خودت ایمان نداشتی.

به شیطان می‌گویند: «خدا ذلیلت کند، تو مرا گمراه کردی»، شیطان می‌گوید: «فَلَا تَلُومُونىِ وَ لُومُواْ أَنفُسَكُم‏» (ابراهیم/ 22) چرا من را ملامت می‌کنی، خودت را ملامت کن.

می‌گوید: آخر تو وسوسه‌ام کردی. می‌گوید: من وسوسه‌ات نکردم، من امتحانت کردم هُلت که ندادم. بغلت نگرفتم بگذارمت این اتاق، کیش کیشت کنم، خودت آمدی پیداست منظور وسوسه و پیروی خود انسان از نفس اماره است

شیطان می‌گوید: «فَلَا تَلُومُونىِ وَ لُومُواْ أَنفُسَكُم‏» (ابراهیم/ 22) چرا من را ملامت می‌کنی، نفس اماره خودت ذا سرزنش کن

شرط بلاغ این سه کلمه است ..

رضای خود را به رضای من اختیار نکنید

آنچه را برای شما نخواهم هرگز برای خود نخواهید

وبا دل های مرده که به آمال وآرزو آلوده شده نزد من میائید

اگر فردی به مقام رضا فائز شود معلوم است جز آنکه 

حق برای او خواسته است نمی خواهد 

واسیر نفس اماره نیز نمی شود که سبب  مردگی  دل او شود

قلب محل اجلال حق است چنانچه میفرمایند 

ای پسر خاک جمیع آنچه در آسمان ها وزمین است برای تو مقرر داشته ام 

مگر قلوب را که محل نزول تجلی جمال واجلال خود معین فرمودم …

 .. بحث در باره یک فقره از کلمات مکنونه .. شهید کمال الدین بخت آور 

  • نفس امّاره (روان بَدفَرما)[۵]: در آیه ۵۳ از سوره یوسف به این نفس اشاره شده‌است. نفس اماره انسان را بسوی کارهای زشت هدایت می‌کند.[۶]
  • نفس لَوّامه (روان سرزنشگر): در آیه ۲ سوره قیامت به این نفس اشاره شده‌است. این نفس انسان را بخاطر اعمال زشتی که مرتکب می‌شود، سرزنش می‌کند. از این نفس به وجدان تعبیر شده‌است. بر اثر تکرار کردارهای زشت و گناهان، این نفس کارکرد خود را از دست می‌دهد.
  • نفس مُلهَمه (روان الهام‌گیرنده): در آیه ۷ و ۸ سوره شمس به این نفس اشاره شده‌است. این نفس، موجب نوعی پیوند میان انسان و عالم غیب است و از عالم غیب به آن الهام می‌شود.
  • نفس مُطمَئنّه (روان بی‌گمان): در آیه ۲۷ سوره فجر، به این نفس اشاره شده‌است. این نفس متصل به خدا است و به واسطه این پیوند، دارای اطمینان است. کسی که این نفس در او بیدار می‌شود، راه و روش خود را می‌یابد و به دنبال یقین حرکت می‌کند.

آموزه های بهائی گونه‌های دیگری از نفس را نیز ذکر می‌کند: بطور مثال

برای داشتن قلب صافی چون دَر باید به مرحله ارتقاع و لیاقت  و در ابتدا به 

  • نفس راضیه (روان خرسند):رسید  در این مرحله، جان فرد از آن‌چه بر او می‌گذرد خرسند است.و بعد به
  • نفس مَرضیه (روان خرسندی‌یافته): جانی که خدا از او خرسند است. و در انتها آنچه باقی میماند خودت هستی و یک آینه که
  • نفس صافیه (روان پالوده): را منعکس میکند یعنی جانی که به کمال رسیده‌ است.

دسته بندی انواع نفس ویرایش

نفس (ذهن)

نفس (صورت خیالی در عالم مثال منفصل که جدای از نفس کل نیست)

نفس (نفس مُدرک)

نفس (نفس ناطقه)

نفس (نفس عارض)

نفس (نفس به لحاظ اخلاقی؛ اماره، لوامه، مطمئنه)

يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

کافران می‌خواهند که نور خدا را با دهانشان (به نَفَس تیره و گفتار جاهلانه خود) خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند کافران ناراضی و مخالف باشند.

ترجمه های انگلیسی

(English translations)

  • Qarai
  • Shakir
  • Pickthall
  • yusufali

They desire to put out the light of Allah with their mouths, but Allah is intent on perfecting His light though the faithless should be averse.

معانی کلمات آیه

يطفئوا: طفء: خاموش شدن. اطفاء: خاموش كردن «ان يطفئوا»: اينكه خاموش كنند.[۱]

تفسیر آیه

  • تفسیر نور
  • اثنی عشری
  • روان جاوید
  • اطیب البیان
  • برگزیده تفسیر نمونه
  • سایر تفاسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ «32»

مى‌خواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش سازند، ولى خداوند جزاين نمى‌خواهد كه نور خود را به كمال برساند، هرچند كفّار، ناراحت باشند.

نکته ها

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند به اهل زمين نگاه كرد و من را انتخاب كرد، سپس بار ديگر نگاه كرد و على‌بن ابى‌طالب عليهما السلام را انتخاب فرمود، او بعد از من نور زمين است. آنگاه حضرت اين آيه را تلاوت كردند.1-  دائمى «يُرِيدُونَ» (فعل‌مضارع، نشانه استمرار و تداوم و در آینده است حتمآ دین جدیدی قرار بوده بیاید )

2- دين خدا، نور است ونور، سرچشمه‌ى حيات. «نُورَ اللَّهِ»

3- هرچند گروه‌هاى كفّار هر دسته‌اى به نوعى تلاش مى‌كنند، امّا هدف همه‌ى آنها خاموش ساختنِ فروغ دين است. «يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ»

4- تلاش‌هاى كافران در مبارزه با دين، مثل فوت كردن به خورشيد است. «2» «يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ»

5- يكى از تلاش‌هاى دشمنان دين، تبليغات است. «بِأَفْواهِهِمْ»

6- نداى اسلام از زبان پيامبر نور ، بها،الله است، تداوم آن تکمیل نور است. «3» «يُتِمَّ نُورَهُ»


«1». بحار، ج 23، ص 320.

«2».طایفه قاجار ، بعضی از علمای اسلامی ، خاندان پهلوی ، جمهوری اسلامی ، نمرودها، فرعون‌ها، بنى‌اميه و بنى‌عباس و امثال آنان، که جلوی انتشار این نور را گرفته اند نمونه‌هاى عملى تلاش كفّارند.

«3». چنانكه در آيه‌ى اكمال دين، اتمام نعمت به حساب آمده است: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى». مائده، 3.

جلد 3 – صفحه 410

7- خداوند به طرفداران حق، وعده‌ى پيروزى داده است. أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ‌ …

8- خداوند، فروغ دين را نه تنها حفظ مى‌كند، بلكه گسترش مى‌دهد. «يُتِمَّ نُورَهُ»

9- كفّار بدانند كه با اراده‌ى حتمى خداوند براى پيروزى دين حقّ، طرف‌اند و هرگونه تلاش بر عليه [ آیین  جدید ]محكوم به شكست است. «يُتِمَّ نُورَهُ

خیلی ها  با مطالعه کتاب ایقان که از آثار حضرت بهاءالله است مومن به دیانت بهائی شدند از جمله فاضل که ایمان آورد  و  ترک خانواده کرد و عازم عکا شد.کتاب کامل  ایقان و  فال صوتی زندگی کامل جناب فاضل شیرازی

https://giphy.com/gifs/grim-reaper-horror-creepy-h5NLPVn3rg0Rq ،،

درمیان نامهای نیکوی فرشتگان  نام ملک الموت زیبا هم است واقعا ، او شاه مرگ استیعنی می اید و با ازرم و بزرگواری شاهوار روانهایمان را تا سرزمین نور و سرور می برد و پندأشتن او با داس در دست اندیشه ای دیوانه است

#Taizz 

کلمات کلیدی

فروغ فرخزاد #فریدون_فرخزاد #حضرت_بها،الله #حضرت_عبدالبها،

#حضرت_بهاالله  #فروغ فرخزاد #فریدون_فرخزاد #حضرت_بها،الله #حضرت_عبدالبها،#حضرتبها،الله #tagify_app #حضرت _عبدالبها،

music #vocal #song #singing #pop #vocals #singers #bestmusic #lovemusic #musica #singingcover #photography #avazehjavaherian #singer #avaz #fineart #piano #musician #2017 #musical #arman_music_institute #avazirani #avazsonati #november #iran #guitar #vocalist #bnw #live #theaterphotography تماشا در #یوتیب #فارسی 

..https://www.youtube.com/playlist?list=PLa0L_XoE3uM56Ix3-klhCJuyFCZ6I5Ooc..
https://www.facebook.com/groups/717559601648780/permalink/6126880960716590/
 تما شا در یوتیب فارسی ..
https://www.youtube.com/playlist?list=PLa0L_XoE3uM56Ix3-klhCJuyFCZ6I5Ooc
….

تعدادی از راه های کسب در آمد

راه های زیادی وجود  دارد که  بصورت ON LINE است و شما برای داشتن درآمد میتوانید از آنها  استفاده کنید در این رابطه بهترین آنها را با آموزش برای شما انتخاب نموده ایم 

چگونه از علی بابا بخریم و در آمازون بفروشیم 

فروش در آمازون با نرم افزار 

چگونه مدارک خود  نگهداری کنیم

How can sell by fiveer com

کسب در آمد از یوتیب http://داشته باشید می بایست روی هم ..

https://ataizizseler.wordpress.com/2022/02/15/%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%a8/

چگونه از ایسناگرام در آمد کسب کنیم

چگونه از گوگول در آمد کسب کنیم

چگونه تابلو دیجیتال درست کنیم ؟

Switch to shopify 

کسب در آمد از معدن Helltoum

چگونه فیلم کوتاه بسازیم 

 چگونگی کسب جوایز گوگول

چگونه یک وب سایت رایگان درست کنیم 

چگونه در ایسناگرام کسب در آمد کنیم 

چگونه کپی و پستا بکنیم و در آمد از آن

کسب در آمد از پرورش قناری

Monetization with testing

چگونه با جواب به سئوالات  در آمد کسب کنیم 

60oo?feature=share

چگونه ویدیو دانلود کنیم 

این نه شکل من است با آموزش ساخت لینگ

اطلاعات کلیدی

 چگونگی افزایش سرعت کامپیوتر 

چگونگی سرعت لب تاپ

چگونه در چند دقیقه پنچ دلار بسازیم

Intriducing a 3Apps that generates revenue

The best tool for Amazon sellers use Hellum 10

How to find prducts to sell on Amazon in 2021

How make money in tik tok

How make money in youtiube PART III

Seveeral ways to ways to find in come

fY8BVODnCU?feature=share

How to make money on goole maps steb 1

Income with textbrker .com 

Business ideas

Design for making

Best Affilliate offers to promote

Craigslist

Pey you for listening to music

How make money on line  RED BABUBBLE

Several ways to find income in youtiub 

How pubsh a book 

Account on Amazon

فواید و درس های از نا امیدی

همه اتفاقاتی که برای افراد در زندگی ، چه خوب و چه بد می افتد ، درسی همراه خود دارد ، ناامیدی نیز از آن دسته اتفاق های منفی است که 4 درس بزرگ به ما می دهد.

درس هایی که نا امیدی به شما می دهند

از آنجا که شما نمی توانید به طور کامل از ناامیدی در زندگی خود اجتناب کنید، باید یاد بگیرید چگونه به وجه مثبت هر یک از افراد و اتفاقات نگاه کنید همه ی چیزهایی که برای افراد در زندگی اتفاق می افتد، چه خوب و چه بد ،درسی همراه خود دارند به طور کلی، آن دسته از اتفاق هایی که منفی هستند، بیشتر به ما درس می دهند.

 4 درس بزرگ که ناامیدی به ما می آموزد

از نا امیدی، چه چیزی می توانید در زندگی یاد بگیرید

بعضی افراد، از میان نا امیدیهای بزرگ که بیرون می آیند ،بسیار قوی تر می شوند یک نام برای آن وجود دارد:انعطاف پذیری. این اصطلاح از فیزیک می آید به عنوان مثال، مواد تشکیل دهنده ای را که از حالت نرمال خود خارج و دوباره به حالت طبیعی خود باز می گردند، توصیف می کند. در مورد این که چرا نا امیدی وجود دارد، باید به یاد داشته باشید، که زندگی پر از مشکلات و درگیری هاست ، هیچ دنیای کاملاً درخشان و خوش آب و رنگی وجود ندارد، فقط موجوداتی که در طول زندگی خود واقعا زندگی می کنند، بهترین کاری که می کنند توانایی تبدیل موقعیت منفی خود به لذت و خوش بینی ست. 

ناامیدی

چه چیزی از ناامیدی می آموزید 

مهمترین چیز در دوران سختی، این است که از نگرش های شکست خورده خود دفاع کنند و از رشد روزافزون خود بیشترین بهره را ببرند. این بخش از نمناک ،در مورد نگرش های مثبتی است که می تواند به شما کمک کند، از نا امیدی در زندگی خود درس بگیرید و اگر این چیزی است که شما می خواهید انجام دهید ،در مورد آن مطالعه کنید. تجربیات نا امید کننده ،از انواع ناامیدی هایی که ممکن است در زندگی بوجود آید، وجود دارد:شکست، اخراج، خیانت، دروغ، بی اطلاعی .

برخی از عمیق ترین علل ناامیدی ها

  • از دست دادن عزیزان
  • مشکلات مالی
  • از دست دادن شغل
  •  مهاجرت اجباری
  • خشونت 
ناامیدی

علت های ناامیدی و مقابله با آن

می توانید از نا امیدی در زندگی یاد بگیرید ،اما نمی توانید همه چیز را در زندگی کنترل کنید متاسفانه، این درس پس از گذار از نا امیدی های بزرگ، می آید. شما، باید بدانید که تنها چیزهایی که می توانید کنترل کنید، نگرش، تصمیم گیری، احساسات و اقدامات خودتان است. تمرکز بر چیزهایی که نمی توانید کنترل کنید ،اتلاف کامل انرژی است.

فواید و نکات مثبت در مورد ناامیدی که می توانید در زندگی بدست آورید

ناامیدی به شما می آموزد که :

1.صبور باشید :

برای دوری از ناامیدی مهم است که صبر کنید شما میدانید که نمیتوانید همه چیز را در زندگی کنترل کنید، به خصوص چیزهایی که تحت کنترل دیگران است. این نوعی نگرش است، آنچه که شما می توانید کنترل کنید، نگرش خودتان است و اجتناب کردن از همه چیز در مدت زمان طولانی به شما آسیب خواهد زد. شما باید از آنچه که برای شما خوب نیست، دور بمانید و زمانی که از بابت نامناسب بودن چیزی یا تصمیمی اطمینان حاصل کردید، یا وقتی هیچ ضمانتی نیست «نه» بگوئید، و در روابط خود احترام، خلوص و صداقت بخواهید. چشم انداز خود را در مورد مشکلات خود داشته باشید، تمام ابعاد مشکلتان را تحلیل کنید به این ترتیب شما قادر به دیدن آن از دیدگاه دیگر هستید و تصمیمات آینده بهتر را اتخاذ خواهید کرد.

ناامیدی

 فواید و نکات مثبت که از ناامیدی می آموزیم

2.بپذیرید:

یاد بگیرید ،که چطو مواردی که در گذشته رخ داده را قبول کنید و بپذیرید که دیگر نمیتوان آنها را تغییر داد بهترین راه برای رهایی از نا امیدی، استفاده از شأن خودتان است.تلاش برای تغییر وضعیتی که نمی تواند تغییر کند، مگر اینکه فقط بدتر شود باعث خستگی و نا امیدی شما خواهد شد. 

 ناامیدی

علل ناامیدی و راهکارهای درمان آن

3.قدر زمان را بدانید:

قدر آنچه رو به جلو است را بدانید؛ برخی از افراد هرگاه که درد و احساسات منفی، غصه و نارسایی را تجربه می کنند، استعفا می دهند، یا تسلیم می شوند به طوری که انگار هیچ چیز خوبی در ماهیت آن جریان وجود نداشته باشد. به جای آن نگرش ناسالم، از هر اتفاقی تجربه ای مثبت حاصل کنید نگرشهای مثبت را تشخیص دهید، آن ارزش را که سزاوار آن است، به جا آورید، آن را تغذیه و از نو متولد کنید. بین خوب و بد، تعادل ایجاد کنید و بدانید که اینکه زمان همه چیز را حل میکند ،کاملا درست است و دیدن مشکلات شما، مهمتر از آن است که هرکاری انجام دهید  پیش از آنکه، کاری انجام دهید و یا چیزی را که از گفتنش پشیمان میشوید بگوئید، اجازه بدهید گاهی نگاهی بیندازید و هرچیزی را از دورنمای خود ببینید. 

دریافت کمک، خوب و لازم است چرا که ممکن است در سکوت رنج ببرید و هر چیز را سخت تر از آنچه که باید باشد، تجربه کنید با این حال، نیازی به نگرانی نیست، وقتی که از دوستان یا متخصصان کمک بگیرید، توجه داشته باشید که سلامت روان شما در معرض خطر است.

ناامیدی

چه درس هایی از ناامیدی می آموزید

4.در مورد خودتان فکر کنید:

بله، موانعی وجود دارد، اما اهداف زندگی خود را از دست ندهید ، نا امیدی های زیادی وجود دارد که هیچ ارتباطی با ماموریت شما در زندگی ندارد. ماموریت؟ حال خوب شما!این یک مرحله ضروری است، قبل از اینکه بتوانید به دیگران کمک کنید چیزهای بسیار زیادی وجوددارد، که می توانید از نا امیدی در زندگی یاد بگیرید. شما واقعا می توانید امید خود را بازگردانید ،و یک آینده جدید را پیش رو ،از خودتان ببینید .فراموش نکنید،که صبر، امید و استقامت، نگرش های ضروری در زندگی، خواهندبود.

بازیگرانی که بچه هاشون هم بازیگرنبازیگران خسیس؛ پول خرج نکن های معروف

این مطلب مفید بود ؟61

منبع : بخش سبک زندگی نمناک / ن / ف

از سراسر وب

yektanet-logo-type

فقط با دعوت کردن دوستات 15 میلیون تومان برای خودت ببر!

زانو درد داری؟! به هیچ وجه جراحی نکن | درمان فوری با «اسپیلا»

معجزه درمان "دردهای زانو" با تکنولوژی روز اروپا!!! (مشاوره رایگان)

این تست رو بده ببین چه قدر هوش اقتصادی داری!

در ایران درآمد بالا و دلاری داشته باش! با بی پولی خداحافظی کن!

درمان قطعی کبد چرب با داروی 100% گیاهی

فقط با دعوت کردن دوستات 15 میلیون تومان برای خودت ببر!

فقط با دعوت کردن دوستات 15 میلیون تومان برای خودت ببر!

زانو درد داری؟! به هیچ وجه جراحی نکن | درمان فوری با «اسپیلا»

زانو درد داری؟! به هیچ وجه جراحی نکن | درمان فوری با «اسپیلا»

معجزه درمان "دردهای زانو" با تکنولوژی روز اروپا!!! (مشاوره رایگان)

معجزه درمان “دردهای زانو” با تکنولوژی روز اروپا!!! (مشاوره رایگان)

این تست رو بده ببین چه قدر هوش اقتصادی داری!

این تست رو بده ببین چه قدر هوش اقتصادی داری!

در ایران درآمد بالا و دلاری داشته باش! با بی پولی خداحافظی کن!

در ایران درآمد بالا و دلاری داشته باش! با بی پولی خداحافظی کن!

درمان قطعی کبد چرب با داروی 100% گیاهی

درمان قطعی کبد چرب با داروی 100% گیاهی

فقط با دعوت کردن دوستات 15 میلیون تومان برای خودت ببر!

زانو درد داری؟! به هیچ وجه جراحی نکن | درمان فوری با «اسپیلا»

معجزه درمان "دردهای زانو" با تکنولوژی روز اروپا!!! (مشاوره رایگان)

این تست رو بده ببین چه قدر هوش اقتصادی داری!

در ایران درآمد بالا و دلاری داشته باش! با بی پولی خداحافظی کن!

درمان قطعی کبد چرب با داروی 100% گیاهی

مطالب پیشنهادی

نظرات

وبگردی

همچنین بخوانید

هم اکنون دیگران می خوانند

تغییری که 10 سال دیگر در بدن شما رخ می دهد

.

sabavision

این مقالعه

  1. منظور از شیطان همین آخوندها هستند اسلام ناب پشمکی بهترین نوع اسلام، اسلام ناب پشمکی است هم خوشمزه است و…

  2. در قرآن حکایتی بیان میفرمایند که جسد متلاشی شده ای را ديد كه بكلي پاشيده شده و استخوانها از هم…

  3. Ali Hajiabadi ممنون برای #ایران و چقدر این پست به موقع بود زیرا ایران نگران ترین سال بی آبی را…

درس های فریلنسر برای شروع

در گذشته برای کسب درآمد کار در بیرون از منزل مرسوم بوده و اشتغال در منزل تعریف به خصوصی نداشت. اما اخیرا و به خصوص در چند سال گذشته با افزایش چشمگیر فضای اینترنت و در طبع آن کسب‌وکارهای اینترنتی، مشاغل خانگی از جمله فریلنسینگ مطرح شد. به عبارتی امروزه بیشتر افراد دوست دارند در…

درس های فریلنسر برای شروع

در گذشته برای کسب درآمد کار در بیرون از منزل مرسوم بوده و اشتغال در منزل تعریف به خصوصی نداشت. اما اخیرا و به خصوص در چند سال گذشته با افزایش چشمگیر فضای اینترنت و در طبع آن کسب‌وکارهای اینترنتی، مشاغل خانگی از جمله فریلنسینگ مطرح شد. به عبارتی امروزه بیشتر افراد دوست دارند در…

جامعه مطبوعات ایران به سوک نشست

احمد احرار، روزنامه‌نگار صاحب‌سبکی با چشمان همه‌سونگر جواد طالعی مقاله نویسنده مهمان ۱۴۰۱/۱۰/۲۱۴۰۱ دی ۲, جمعه با درگذشت احمد احرار جامعه مطبوعات ایران یکی از برجسته‌ترین چهره‌های خود را از دست داد. جواد طالعی، روزنامه‌نگار باسابقه، احرار را شخصیتی توصیف می‌کند با وسعت دیدی کم‌نظیر و همه‌سونگر در عرصه فرهنگ و سیاست. تبلیغاتhttps://889e95e6bdb2a76a8bfca5c3dc8e1243.safeframe.googlesyndication.com/safeframe/1-0-40/html/container.html?n=0 احمد احرار،…

اهمیت و راه های سالم حفظ غرور مردانه

غرور مردانه یکی از ویژگی‌های جدانشدنی از شخصیت مردان است چرا که معمولا مردها بیش از زنان طالب غرور، اقتدار و بزرگی هستند. شکستن غرور مردانه را باید جزو خط قرمز‌های زندگی مشترک بدانیم که حتی ممکن است منجر به از هم پاشیدن زندگی مشترک شود. یک مرد به سختی می‌تواند شکستن غرورش را از طرف کسی (مخصوصا همسرش) بپذیرد و تحمل کند. همان طور که شکستن غرور مرد عواقب سنگینی دارد، ارضا غرور مردانه نیز پیامدهای مثبتی در ایجاد زندگی مشترک موفق به همراه خواهد داشت. در ادامه مقاله به بررسی خصوصیات غرور مردانه و راه‌های حفظ آن می‌پردازیم. برای دانستن راهکارهای داشتن یک زندگی مشترک موفق می توانید از طریق مشاوره خانواده آگاهی بیشتری کسب نمایید.

غرور مردانه و نیازهای اساسی مردان

به طور کلی مردان چند نیاز اساسی روحی دارند که توجه به آن‌ها از جانب همسر، باعث ارضا آن‌ها شده و زندگی مشترک به خوبی دوام پیدا می‌کند. این نیازها عبارتند از:

تائید شدن از طرف همسر

یکی از مهمترین مسائلی که غرور مردانه را حفظ می‌کند و احــساس ارزشمندی به مردان می‌دهد تایید شدن از سوی همسرشان است. این رفتار به حــفظ عزت نفس مردان کمک می‌کند. بطور خلاصه خوب است که زنان این چهار مشخصه مردان را در نظر داشته باشند:

-مردان دوست دارند که مورد علاقه‌ترین شخص در نظر همسرشان باشند

-مرد دوست دارد که همسرش علاقه خود را به او نشان دهد

-مردان نیاز زیادی به تشویق‌های همسرشان دارند
-آن‌ها دوست دارند که از طرف همسرشان مورد قدردانی قرار گیرند

. برای مطالعه در زمینه قــدردانی از همسر کلیک کنید.

غرور مردانه | چه مسائلی غرور مردان را می‌شکند؟

صحبت کردن از برخی از موضوعات غرور مردان را به شدت جریحه‌دار می‌کند. البته غرور مردان به صورت‌های مختلفی شکسته می‌شود اما تحقیقات نشان داده که موضوعات زیر از خط قرمزهای مشترک میان همه ی مردان است. پیشنهاد می کنیم برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص پیشگیری از اختلافات زناشویی مقاله مربوطه را مطالعه فرمایید

1- وضعیت مالی

2- موی سر مهم است

اکثر مردان به مرور زمان و با افزایش سن موهای خود را از دست می‌دهند. همه مردان نگران این موضوع هستند که با از دست دادن موهای خود جذابیتشان را از دست بدهند و دیگر مورد علاقه همسرشان نباشند. شاید آن‌ها نگرانی از این موضوع را واضح نشان ندهند اما این یکی از موضوعاتی است که روی آن حساس هستند و حتی ممکن است منجر به اخــتلال بدریخت انگاری بدنی در آن ها شود و زنان باید مراقب آن باشند.

3- مرد باید قدبلند باشد

وضعیت و قدرت مالی هم برای مردان و هم برای زنان بسیار حائز اهمیت است. تامین نیازهای مالی از وظایف مشخص شده مردان است و به همین دلیل مردان احساس می‌کنند که قدرت مالی آن‌ها نشان‌دهنده ارزش‌های درونی و شخصیت‌شان است. زمانی که زن چه به صورت کنایه و چه به صورت مستقیم وضعیت مالی مرد را تحقیر می‌کند، مرد دچار اســترس مالی شده و غرور او نیز به شدت آسیب می‌بیند. متاسفانه وضعیت مالی چیزی نیست که یک مرد بخواهد به سرعت آن را تغییر دهد و نیازمند مدت زمان طولانی کار و فعالیت است

قد بلند یکی از ویژگی‌های مردانه است که نشان دهنده قدرت و جذابیت است و به صورت ناخودآگاه، همه ی افراد مردان را با قد بلند تصور می‌کنند. همان طور که چاقی و اضافه وزن برای زنان یک امری حساسیت ‌برانگیز است، قد کوتاه نیز از نقطه ضعف‌های اکثر مردان محسوب می‌شود. مردانی که قد کوتاهی دارند به خودی خود از این موضوع رنج زیادی می‌برند. حالا کافیست که به دلیل اخــتلاف قد در ازدواج از طرف همسرشان سرکوفت بشنوند؛ غرورشان جریحه دارد می‌شود و حتی ممکن است دچار افسردگی شوند.

غرور مردانه : چگونه می‌توان غرور مردان را ارضا کرد؟

همان طور که شکستن غرور مرد پیامدهای سنگینی دارد، ارضای آن نیز پیامدهای بسیار مثبتی در زندگی مشترک به وجود می‌آورد. زنان می‌توانند با برخی رفتارهای ساده و سیاست‌های زنانه همچون ابــراز عشق غرور همسر خود را ارضا کنند و او را پیش از پیش عاشق خود کنند.

1- حفظ خط قرمزها

همان طور که در بالا گفته شد، مردها خط قرمزهایی دارند که حفظ آن‌ها ضروری است. اگر همسرتان مشکلی دارد که می‌دانید برایش مهم است، آن را بازگو نکنید و حتی طوری برخورد کنید که آن مشکل را بی‌اهمیت جلوه دهید. با مــحبت به همسر به گونه‌ای رفتار کنید که نشان دهد حتی با وجود مشکلات نیز بازهم عاشق او هستید و برایش احترام قائلید.

2- ایراد نگرفتن از مرد

به صورت مستقیم از همسرتان ایراد نگیرید. اگر کارش مشکل دارد به صورت غیر مستقیم به او بگویید. ابتدا از کارش تعریف کنید و سپس مشکل را غیر مستقیم مطرح نمایید. نقش همدم و همراه داشته باشید نه آقابالاسری ایرادگیر. مثلا اگر فکر می‌کنید که همسرتان در کار تجاری خود اشتباه می‌کند به او بگویید «من مطمئنم تو همیشه درست‌ترین کارها را می‌کنی و بهترین تصمیم‌ها را می‌گیری، اما احساس نمی‌کنی که اگر…». توصیه می کنیم مقاله لجبازی در زندگی زناشویی را نیز مطالعه کنید.

3- استقبال محبت آمیز

هنگام سرکار رفتن او را با محبت بدرقه کنید و موقع بازگشت نیز با محبت و آغوش گرم به استقبالش بروید. اینگونه او متوجه می‌شود که شما برای او ارزش زیادی قائل هستید و نبودش در خانه به چشم می‌آید. همچنین این برخورد نشان دهنده این است که شما برای کارهایی که همسرتان می‌کند ارزش قائلید و از او قدردانی می‌کنید. برای مطالعه مقاله آموزش زندگی زناشویی موفق و عاشقانه کلیک کنید.

4- واگذار کردن تصمیم نهایی به مرد

ممکن است برخی‌ها فکر کنند که با انجام این کار از قدرت خود در خانه و تصمیم‌گیری‌شان کم می‌کنند. اما این طور نیست؛ شما به عنوان یک زن می‌توانید نظر خود را مستقیما بگویید و ترجیح خود را مشخص کنید. اما برای اینکه غرور و قدرت همسرتان حفظ شود، بهتر است در آخر، تصمیم نهایی را به عهده او بگذارید.

5- غرور مردانه : تکریم مرد در جمع

حتی اگر در خانه با همسرتان مشکل دارید، در جمع این موضوع را عنوان نکنید و او را مقابل اطرافیان تکریم کنید و بزرگ نشان دهید. همسرتان را در جمع با کلمات محبت‌آمیز صدا بزنید و از ویژگی‌ها و شایستگی‌هایش بگویید. مردان از این که توسط همسرشان در جمع تایید و ستایش شوند، به شدت لذت می‌برند و احساس غرور می‌کنند. احــترام به همسر موجب می شود که مردان بیشتر به همسرشان علاقه‌مند می‌شوند. اگر مساله حفظ غرور مردانه دغدغه‌ی شماست می‌توانید راجع به آن با روانشناس متخصص مشورت کنید و به راه‌حل‌هایی برسید.

مرکز مشاوره روانشناسی حامی هنر زندگی

همانطور که گفته شد، شکستن غرور مردانه تاثیر منفی بسیار زیادی بر روی روابط میان زوجین می‌گذارد و از سوی دیگر حفظ و ارزش نهادن به آن، کیفیت رابطه میان زن و شوهر را افزایش می‌دهد. برای کسب آگاهی در زمینه برخورد بهتر با همسر، توصیه می‌شود که با یک روانشناس صحبت نمایید. مرکز مشاوره حامی هنر زندگی این امکان را برای شما مهیا کرده تا در هر کجا که هستید، به صورت تلفنی با متخصصان این مرکز تماس بگیرید و از خدمات مشاوره روانشناسی بهره‌مند شوید. 

کلمات کلیدی :

مقالات مرتبط

بحران سی سالگی | علل و درمان بحران سی سالگی

بحران سی سالگی | علل و درمان بحران سی سالگی

باورهای غلط درباره دوستی | 12 باور اشتباه درباره دوستی ها

باورهای غلط درباره دوستی | 12 باور اشتباه درباره دوستی ها

غرور مردانه | اهمیت و راه های سالم حفظ غرور مردانه

غرور مردانه | اهمیت و راه های سالم حفظ غرور مردانه

ثبت دیدگاه فقط برای اعضای سایت امکانپذیر است. لطفا ثبت نام کنید.

برای ارسال دیدگاه باید در سایت ثبت نام کنید (همین جا کلیک کنید)

اينستاگرام هنرزندگی
تماس بامرکز مشاوره حامی هنرزندگی

جدیدترین مقالات

ادرار کردن بعد از رابطه جنسی | دلایل مهم برای ادرار کردن بعد از نزدیکی

ادرار کردن بعد از رابطه جنسی | دلایل مهم برای ادرار کردن بعد از نزدیکی

روابط زناشویی و مشکلات جنسی

بعد از رابطه زناشویی چکار کنیم؟

بعد از رابطه زناشویی چکار کنیم؟

روابط زناشویی و مشکلات جنسی

چرا عاشق می شویم؟ | دلیل عاشق شدن و مراحل عشق

چرا عاشق می شویم؟ | دلیل عاشق شدن و مراحل عشق

ارتباط با جنس مخالف

اختلالات خلقی در کودکان | علل، علائم و راه های درمان کدامند؟

اختلالات خلقی در کودکان | علل، علائم و راه های درمان کدامند؟

اختلالات و مشکلات کودک

تفاوت نگاه مردان و زنان به دوستی

تفاوت نگاه مردان و زنان به دوستی

خانواده سالم

باورهای غلط درباره دوستی | 12 باور اشتباه درباره دوستی ها

باورهای غلط درباره دوستی | 12 باور اشتباه درباره دوستی ها

جوانی

بازی های افزایش خلاقیت | تاثیرات مثبت بازی های ویدیویی بر کودک

بازی های افزایش خلاقیت | تاثیرات مثبت بازی های ویدیویی بر کودک

مهارت های فرزند پروری

راه های افزایش عزت نفس | چگونه عزت نفس را پرورش دهیم؟

راه های افزایش عزت نفس | چگونه عزت نفس را پرورش دهیم؟

رشد و توسعه فردی

مطالب بیشتر..

.

پربیننده ترین مقالات

اختلال پردازش حسی | علائم، روش های تشخیص و درمان

اختلال پردازش حسی | علائم، روش های تشخیص و درمان

اختلالات و مشکلات کودک

بعد از رابطه زناشویی چکار کنیم؟

بعد از رابطه زناشویی چکار کنیم؟

روابط زناشویی و مشکلات جنسی

خواص ماهی سالمون برای کودکان | بهترین ماهی برای کودکان

خواص ماهی سالمون برای کودکان | بهترین ماهی برای کودکان

دوران کودکی

مصاحبه انگیزشی | روش های انگیزه سازی برای مخاطب در جهت تغییر رفتار

مصاحبه انگیزشی | روش های انگیزه سازی برای مخاطب در جهت تغییر رفتار

انگیزش و موفقیت

مطالب بیشتر…

بحث برانگیزترین مقالات

مطالب بیشتر…

درباره ما

هنر زندگی اولین سامانه مشاوره روانشناسی تخصصی کشور با مجرب ترین مشاوران روانشناسی پاسخگوی سوالات و مشکلات شما در زمینه های مشاوره خانواده ، ازدواج ، طلاق ، تربیت کودک ، جوانان ، مهارت های ارتباطی ، ترک اعتیاد ، مشاوره روانشناسی ، روان درمانی و … می باشد. به امید زندگی شاد و سالم برای یکایک مردم ایران…

لینک های مشاوره ای

دسترسی

شبکه های اجتماعی هنر زندگی

عضویت در خبرنامه هنر زندگی

با عضویت در خبرنامه، از جدیدترین و بهترین کتاب ها و مقالات روانشناسی اطلاع پیدا کنید…

ثبت نام

© کلیه حقوق برای حامی هنر زندگی محفوظ می باشد. انتشار مقالات با ذکر منبع بلامانع می باشد.

مشاوره آنلاین

مشاوره تلفنی

مشاوره حضوری

خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو

شدت بی رحمی خمینی و هیتلر به اندازه هم بود

باید توجه داشت که اگر خمینی به اندازه هیتلر آدم نکشت

از این روست که به اندازه هیتلر قدرت نداشت

میزان کشتار در دادگاههای انقلاب به اندازه ای بود

که بقول مکارم شیرازی امام جمعه قم :

به این آسانی که در دادگاههای انقلاب آدم میکشند

گوسفند هم سر نمی برند ..

.علم و دانشی که خمینی دارد با صراحت می گوید که “همه گرفتاری ما از این دانشگاه و دانش دیده هاست،هر چه می کشیم از این طبقه ای است که می گویند روشنفکریم و دانشگاه رفته ایم و حقوق دانیم. هر چه می کشیم از اینهاست” و البته یک نگاه اجمالی به کتاب کشف الاسرار خمینی نشان می دهد که چقدر به دیده تحقیر آمیز به دانش روز می نگرد. و هیتلر تاکید داشت که “هیچ آموزش فکری نخواهم داشت. دانش سبب تباهی جوانان من است”

… رفتار ددمنشانه با اقلیتهای خاص: یهودیان، همجنسگراها و کولیها در آلمان و جامعه بهایی در ایران از اقلیتهایی بودند که به اندازه اقلیتهای دیگر خوش شانس نیودند. کلا رفتار با بهاییان در قبل از انقلاب، با استاندارهای حقوق بشری فاصله بسیار داشت ولی بعد از انقلاب تمام حقوق شهروندی از آنان سلب شد. نگارنده گفتگویش را با یکی از افسران سپاه به خاطر می آورد که به دلیل انجام موفقیت آمیز ماموریتش در پراکنده ساختن اعضای روستایی که بهایی بودند ترفیع گرفت. و البته رفتار با یهودیان در آلمان نیاز به توضیح ندارد.

معلوم نیست دیکتاتورهای خون‌آشام چرا در اواخر عمرشان شاعر از آب درمی‌آیند! این چطور شاعری بود که در هواپیما وقتی از او سؤال کردند، هیچ احساسی نه به ایران، و نه به توده‌های میلیونی که به استقبال او آمده بودند، نداشت؟!

خمینی اولین درنده‌ی حلول کرده در جلد انسان نیست، جناب جلالت‌مآب! امیر تیمور لنگ نیز هنگامی‌که از شدت شراب‌خواری سقط شد، قرآن، هم‌چنان جلوی رویش گشاده بود. جالب این که، برخلاف خمینی ـ که فارسی معمولی را چپ و چوله و کج‌وکوله صحبت می‌کرد و حرف زدن عادی یک بچه‌ مدرسه‌ را هم بلد نبود ـ تیمور لنگ حافظ قرآن بود، می‌توانست سوره‌ها را از آخر به اول هم بخواند. از شدت زهد و دیانت! باید در سفر و جنگ مسجد بزرگ و چوبی او را حمل می‌کردند؛ تا حضرتش نماز بخواند!

.هزار رحمت به ارواح نداشته و خبیث هولاکو و چنگیز که رک و پوست‌کنده می‌گفتند، ما آمده‌ایم غارت و کشتار کنیم و هیچ موجود زنده ـ حتی گربه‌ها را هم ـ زنده نگذاریم؛ کتاب‌ها را باید سوزاند و شهرها را ویران کرد.

 بلایی که در ایران بر سر بهاییان و در آلمان نازی بر سر یهودیان آمد به بهترین شکل واقعیت را بیان می کند.

لااقل صف‌بندی‌ها مشخص بود. چنگیز، جای نجم الدین کبری و عطار نیشابوری نمی‌نشست. … این بار قابیل حسابی چهره‌ی خود را بزک‌ کرده بود. گرگ لباس میش را پوشیده بود؛ و دیو، خلعت انسان. آقا ! نمی‌گفت به سبک سلاطین قدیم، رؤیای کشورگشایی و خیال امپراطوری در سر می‌پروراند، دم از صدور اسلام ! می‌زد. نمی‌گفت دیکتاتوری، می‌گفت: جمهوری؛ آن‌هم از نوع اسلامی‌اش. می‌گویند یکی را به ده راه نمی‌دادند، سراغ کدخدا را می‌گرفت!

جاسوسی مردم بر علیه مردم: هر دو حکومت برای تسلط بیشتر بر ارکان زندگی مردم، مردم را تشویق می کردند که جاسوسی همدیگر را بکنند. خمینی در پاییز ۶۱ از دانش اموزان می خواهد که معلمان خود را زیر نظر بگیرند و انحرافات آنها را به مسئولان امنیتی گزارش کنند و از معلمان نیز می خواهد که رفتار مشکوک دانش اموزان یا اولیای آنها را به همین مسئولان گزارش کنند.

در آلمان این کار صورت سیستماتیک داشت به طوری که راینهارد هایدریش رییس گشتاپو بیش از صد هزار خبرچین نیمه وقت را اجیر و تربیت کرده بود که وظیفه شان نوشتن نام هر کسی بود در باره دولت یا پیشوا نظر انتقادی ابراز می کرد.

البته خصوصیات دیگری هست که در ان تفاوتهایی بین دو دیکتاتور دیده می شود. هیتلر اگر چه به آموزش دانش علاقه ای نداشت ولی سطح دانش خود وی کم و بیش به روز بود ولی خمینی هنوز در صدر اسلام و یونان باستان سیر می کرد.

این مقاله با استفاده از منابع اطلاعاتی زیر نیز تهیه شده است

خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو – کدام یک سنگدل تر، ضد مردمی، و جنایت کار تر بود؟

از مقاله .. خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو

– روجوع به مقاله : رفتار ددمنشانه با اقلیتها

خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو – کدام یک سنگدل تر، ضد مردمی، و جنایت کار تر بود؟

https://ataizizseler.com/2020/10/08/kh

omeini-and-hitler-on-two-scales/

خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو – کدام یک سنگدل تر، ضد مردمی، و جنایت کار تر بود؟

ASRAREPOSHTEPARDEHA.BLOGSPOT.COM

خمینی و هیتلر بر روی دو کفه ترازو – کدام یک سنگدل تر، ضد مردمی، و جنایت کار تر بود؟

  1. منظور از شیطان همین آخوندها هستند اسلام ناب پشمکی بهترین نوع اسلام، اسلام ناب پشمکی است هم خوشمزه است و…

  2. در قرآن حکایتی بیان میفرمایند که جسد متلاشی شده ای را ديد كه بكلي پاشيده شده و استخوانها از هم…

  3. Ali Hajiabadi ممنون برای #ایران و چقدر این پست به موقع بود زیرا ایران نگران ترین سال بی آبی را…

به مناسبت بزرگداشت فریدون فرخزاد

فریدون فرخزاد  را باید از آثارش شناخت

گفتاوردها فریدون فرخزاد
«یک روزی ملت ما آزاد می‌شود و این روز زیاد دور نیست. فرهنگ همیشه غالب می‌شود بر زور و ستم و قلدری! فرهنگ ایران هزاران سال غالب شده، بر چنگیز مغول غالب شده‌است. این‌ها چه کسی هستند که فرهنگ ایران بر این‌ها غالب نشود؟!»

کنسرت آلبرت هال لندن

«من خجالت می‌کشم که در زمان شادی شما روی صحنه بودم ولی اکنون در زمان ناکامی مردم کشورم بروم در فاحشه خانه‌های لس آنجلس هرویین بکشم و به ریش ملت ایران بخندم و فکر کنم که با ویسکی ام به سلامتی ایران زندگی می‌کنم! نه، من با قلبم به سلامتی ایران زندگی می‌کنم و به همین دلیل فحش می‌خورم»

کنسرت تورنتو کانادا

«اولین هنرمند ایران و اولین ایرانی هستم که واقعن زندگی ام را دارم می‌گذارم برای اینکه بقیه بهتر زندگی بکنند. زندگی من گذشت، خوب هم گذشت… مهم نیست؛ ولی در این روزگار بد بهتر است که شما درست زندگی بکنید؛ و اگر من دردی داشته باشم آن مسئله‌ای نیست، درد شما باید درمان شود.»

مصاحبه با ستار

«حافظ در زمانی زندگی می‌کرد که حکومت ایران بدتر از حکومت امروز ایران بود. دورهٔ امیر مبارزالدین! بدترین دورهٔ اسلامی آن دوره بوده‌است. به همین دلیل می‌گوید «در میخانه ببستند خدایا مپسند، که در خانهٔ تزویر و ریا بگشایند.» درست مثل امروز!»

سخنرانی در سوئد – یادبود شعر فروغ

«من خجالت می‌کشم که بگویم ایرانی هستم، در حالیکه ایرانی بودن در طول تاریخ باعث افتخار مردم بوده. چه بر سر ما آمده که مثل آلمان‌های دورهٔ هیتلر خجالت می‌کشیم که بگوییم رهبر ما آدولف هیتلر است؟!»

کنسرت تورنتو کانادا

«تمام سعی و کوششم بر این است که در طول این راه پر از درد و رنج و غم و مشقت چیزی به بار فرهنگی مردم بیافزایم. برای آن که بیافزایم باید از خود بکاهم. شاخه‌ها و برگ‌های زاید را ببُرم، خاسته‌های طبیعی را نادیده بگیرم و به جای سیری شکم یا سیری بدنم، گرسنگی را بیاموزم. نمی خاهم عکسم روی جلد مجله‌ها باشد، می خاهم کلامم در ذهن مردم باقی بماند.»

مقدمهٔ کتاب “در نهایت جمله آغاز است عشق”
لس آنجلس ۱۲ ژانویه ۱۹۸۹

«باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهرهٔ مردم بدرخشد و عشق آن سپیده دمی گردد که به سوی آن گام برمی‌داریم. من با عشق به دنیا آمده‌ام، با عشق زندگی کرده‌ام، و با عشق هم از دنیا می‌روم تا آن چیزی که از من باقی می‌ماند فقط عشق باشد»

مقدمهٔ کتاب “در نهایت جمله آغاز است عشق”
لس آنجلس ۱۲ ژانویه ۱۹۸۹

«یکی دو جا دیدم که وقتی من توی برنامهٔ نوروزی ام گفتم برنامه تلویزیونی اجرا نمی‌کنم یا کم اجرا می‌کنم خیلی خوشحال یکی دو نفر مژده دادند که الحمدالله از دستش راحت شدیم! من نمی‌فهمم این چه فرم همبستگی انسانی است که یک آدمی نشسته در دنیا و فقط منتظر این است که یه آدم دیگه کار نکند و از کار نکردن آن آدم خوشحال شود. من خوشحال می‌شوم اگر تمام شما سلامت باشید و کار بکنید و بسازید زندگی را و دنیایی که فردا هست و مال شماست و مال بچه‌های شماست»

شو میخک نقره‌ای

«شما در ایران پادشاه زن داشتید به نام پوران دخت و آذرمیدخت، شما در ایران پای پادشاه زن را می‌بوسیدید و هنوز در میان خانواده‌های قدیمی ایرانی رسم است که وقتی به دیدن مادربزرگ یا پدربزرگ می‌روند پای او را می‌بوسند. من فقط دست بوسیدم هم خودم خراب شدم، هم فامیلم خراب شدند، هم مردم ایراد گرفتند، هم از تلویزیون اخراج شدم!»

کنسرت آلبرت هال لندن

«پول ما کم ارزش‌ترین پول جهان است، فرهنگ ما با اینکه لگدمال شد ولی از بین نرفت. حتی دینی که خودشان آوردندهٔ آن بودند از بین بردند و برای مردم دینی باقی نگذاشتند

کشوری که من امروز در آن زندگی می‌کنم ویرانه است. این کشور را محمد رضا پهلوی ویرانه نکرد، این کشور را آقایانی ویرانه کردند که خمینی را به مهرآباد آوردند و گفتند ایشان امام دوازدهم ماست!»
کنسرت آلبرت هال لندن

«به ما نگفته بودند ایران در زمان احمدشاه قاجار چگونه بوده‌است. همیشه به ما دادند، ما هم فکر کردیم باید می‌داده‌اند و تازه خیال می‌کردیم کممان است باز هم می‌خواستیم!»

فریدون فرخزاد  را باید از آثارش شناخت

وقتی میخواهید به گنجشکی غذا بدهید فرار میکند؛ چرا که میداند آزادی با ارزشتر از نان‬ ‫است‪.‬‬ ‫‪ ‬یک روزی ملت ما آزاد میشه و این روز زیاد دور نیست؛ انگلیسها هم نمیتونند زیاد‬ ‫خمینیها رو نگه بدارند‪ .‬فرهنگ همیشه غالب میشه بر زور و ستم و قلدری؛ 

فرهنگ ایران‬ ‫هزاران سال غالب شده‪ ،‬بر چنگیز مغول غالب شده‪ ،‬اینها کی هستند که فرهنگ ایران بر‬ ‫اینها غالب نشه؟ ‪ .

ــ..‬بعضیها هنوز نشستن میگن که انشاءاهله آمریکاییها چراغ‬ ‫سبز میدن ماها میریم ایران! آمریکاییها چراغ سبز دادن‪ ،‬ما را بیرون کردن از کشورمون؛ ما‬ ‫هنوز نمیخوایم این واقعیتها رو قبول بکنیم‪ .‬آمریکاییها چراغ سبز دادن که روح الله  خمینی‬ ‫بر جان و مال و ناموس من و شما غالب بشه؛ انگلیسها هم به اونها کمک کردن؛ طراحشون‬ ‫همینها بودن‪ ،‬توی همین لندن‪ .‬ولی فرهنگ‪ ،‬حافظ‪ ،‬سعدی‪ ،‬مولوی یک روزی باعث میشن‬ ‫که خمینی ساقط بشه و فرهنگ بر ایران غالب بشه؛ مثل هزاران بار که این مسئله در تاریخ ما‬ ‫پیش آمده ‪#فروغ فرخزاد #فریدون_فرخزاد

..‬انتهای ما ایرانه؛ پرچم شیر و خورشیده‪ ،‬فرهنگه‪ ،‬و ملت ایرانه‪.‬‬ ‫‪ ‬برای ما چی مونده؟ ما چه جور میتونیم ایرانو حفظ بکنیم وقتی دستمون بهش نمیرسه؟ وقتی‬ ‫دست وزارت خارجه انگلستان پشت خمینیه؟ من چطور میتونم دست اونها رو از پشت‬ ‫خمینی بردارم؟ فقط با زنده نگاه داشتن سنتهای ملیمون‪.‬‬ ‫‪ ‬کشوری که رئیسش هاشمی رفسنجانیه‪ ،‬ولی شاعرش حافظه! کشوری که دادستان انقالبش‬ ‫موسوی اردبیلیه که با گاو شباهت تام و تمامی داره‪ ،‬شاعرش مولویه! من از کشوری نمیام که‬ ‫رهبر اون کشور امروز باعث افتخار من باشه؛ من خجالت میکشم که بگم ایرانی هستم‪،‬‬ ‫درحالیکه ایرانی بودن باعث افتخار مردم بوده در طول تاریخ‪ .‬چه بر سر ما آمده که مثل

‬ ‫‪‫آلمانهای زمان هیتلر خجالت میکشیم که بگیم رهبر ما آدولف هیتلره؟ ولی تو همین جاها‪،‬‬ ‫تو همین مغازهها‪ ،‬تو همین دکونها‪ ،‬تو همین مجالس‪ ،‬خیلیا هستن که مجیز ]چاپلوسی[ همین‬ ‫آدولف هیتلر رو توی تهران میگن بخاطر خونهشون که پس بگیرن‪ .‬وطن من و شما رفته‪،‬‬ ‫خونه چیه؟ کشور من رفته‪ ،‬من اصالً کسی نیستم دیگه‪ .‬من اگه شما نباشین کجای دنیا آواز‬ ‫بخونم؟ کی به من توجه میکنه؟ پس بدونین که منم خیلی دوستتون دارم‪ .‬نیاز به هیچیتون‬ ‫ندارم؛ من میتونم مثل همه ایرونیا کار بکنم‪ ،‬دوهزار دالر که میگیرم باالخره کرایه خونهمو‬ ‫بدم و پول آب و برق و تلفن؛ ولی خجالت میکشم که در زمان شادی شما روی صحنه بودم

 و‬ ‫در زمان ناکامی کشورم برم توی فاحشهخانههای لسآنجلس هروئین بکشم و به ریش ملت‬ ‫ایران بخندم و فکر کنم که با ویسکیام به سالمتی ملت ایران زندگی میکنم؛ نه‪ ،‬من با قلبم به‬ ‫سالمتی ایران زندگی میکنم و با ذهنم برای وطنم قدم برمیدارم‪ ،‬به همین دلیل فحش میخورم!‬ ‫ولی زنده هستم‪ ،‬شما هم زنده هستین و به ایران برمیگردین

‪ .‬شما بدونین مردم ایران به ایران‬ ‫برمیگردن؛ ولی خاک بر سر اون مردمی بکنن که در طول تمام این سالها نفهمیدن که فرقی‬ ‫است بین جانی و عالِم! حتی دنبال جانی رفتن‪ ،‬نمازخون شدن‪ ،‬ریش گذاشتن‪ ،‬برای اینکه‬ ‫صدتومن پول بگیرن‪ .‬جهان میگذره‪ ،‬با صد تومن و بی صد تومن‪ ،‬برای من ]که[ ده سال دیگه‬ ‫بیشتر زنده نیستم؛ 

ولی خیلی بده برای آدم که فاحشه مغزی باشه‪ ،‬چه بهتر که آدم تنش رو‬ ‫بفروشه‪ ،‬ولی مغزش رو به جانی در جماران نفروشه! ‪ …‬ما به ایران برمیگردیم تا کشورمون رو‬ ‫بسازیم ‪ …‬ایران وطن من و شماست‪ ،‬نه وطن اینها که سرکار هستند!‬ ‫‪ ‬چاره درد من و شما گریه نیست‪ 

،‬مبارزه سیاسی است؛ نه در لسآنجلس‪ ،‬در تهران‪ ،‬در‬ ‫خانیآباد‪ ،‬که مردم دارن میکنن! مردم دارن میمیرن برای اینکه من و شما زنده بمونیم‪ ،‬و ما‬ ‫زنده میمونیم برای اینکه ملت ایران زنده بمونه‪.‬‬

‫‪9‬‫‪‬یکی به من میگفت تو که حقوق سیاست خواندی چطور شو اجرا میکنی؟! گفتم خب درست‬ ‫همونه! اجرا کردن شو هم سیاست میخواد‪ ،‬اصالً زندگی کردن سیاست میخواد‪ .‬حتی من فکر‬ ‫میکنم هوایی که تنفس میکنیم سیاسی است‪ .‬مگه میشه آدم زنده از سیاست جدا باشه؟! یا‬ ‫سیاست از ما جدا باشه؟! ما با سیاست به دنیا میآییم‪ ،‬با سیاست از دنیا میریم‪ ،‬با همون بمبی که مثالً توی هیروشیما میافته و سیصدهزار نفر رو در آنِ واحد از‬ ‫بین میبره‪ ،‬این سیاسته! خیلیهاشون داشتن آواز میخوندن که از دنیا رفتن اون موقع؛‬ ‫بعضیهاشون شو اجرا میکردن! پس باید آدم با سیاست آشنا بشه و بدونه که کی دقیقاً بمب‬ ‫میافته تا با سیاست از زیرش در بره!‬ ‫‪ ‬هنرمند معلم اخالق اجتماعش نیست و وظیفه هم ندارد که تکلیف ملتی را روشن کند؛ ولی‬ ‫هنرمندی که بخاطر مردم باال رفته‪ ،‬از مردم بهره مالی گرفته و با پول مردم اگر چه با کار‬ ‫هنریاش‪ ،‬ولی با دستمزدی که از مردم به دست آورده خوب زندگی کرده‪ ،‬وظیفه دارد که در‬ ‫زمانی که ملتی گرفتار می شود و کشوری در بند است راه بیفتد و حداقل کاری که میتواند‬ ‫بکند این است که حرف بزند‪ .‬وظیفه یک هنرمند گفتن واقعیتهاست‪ .‬بنابراین از همه چیز‬ ‫بریدهام‪ ،‬از پدر‪ ،‬مادر‪ ،‬خواهر‪ ،‬برادر‪ ،‬خانه‪ ،‬سگ و گربه‪ ،‬از همه چیز که داشتهام بریدهام‪ .‬از‬ ‫تمام مادیات‪ ،‬از تمام مسائل روحی‪ ،‬عشقی‪ ،‬قضایی‪ ،‬از هرچیزی که فکر میکنید بریدهام؛ دور‬ ‫دنیا راه افتادهام برای اینکه برای مردم کشورم قدمی بردارم‪ .‬ممکن است که بعضیها به این قدم‬ ‫من ارج نگذارند و آن را نپسندند‪ ،‬آن مساله بعضیهاست‪ .‬وظیفه من است به عنوان انسان زنده‬ ‫ایرانی به دور دنیا بروم و آن قدمها را بردارم‪ .‬بعدها مردم خواهند گفت که آیا درست قدم‬ ‫برداشتهام یا اشتباه کردم‪.‬‬ ‫‪ ‬یک هنرمند اولین تعهدی که دارد نسبت به میکروفونی است که دستش است!‬

‫‪ ‬یک هنرمند پایان و آغازش دست حکومت نیست؛ هنرمند با هنرش و با فرهنگش ملتش را‬ ‫میسازد‪ ،‬دگرگونی بوجود میآورد‪ ،‬اندیشه دارد‪ ،‬بهره میدهد و همیشه زنده است‪ .‬نه یک‬ ‫پادشاه میتواند هنرمند را از بین ببرد‪ ،‬نه یک امام میتواند جان هنرمند را بگیرد‪ .‬هیچ فرقی‬ ‫نمیکند که کی سرکار است؛ هنرمند هست که کشوری را میسازد و به آن فرهنگ میدهد‪.‬‬ ‫‪ ‬وای به حال ملتی که فکر کند خوانندهاش بیسواد هست! خواننده یعنی یک هنرمند؛ او باید‬ ‫مانند یک شاعر یا یک نویسنده آگاهی داشتهباشد‪ ،‬باید سیاسی باشد‪ ،‬باید بداند‪ ،‬باید بتواند‪ ،‬باید‬ ‫با مردم صحبت کند 

و آنها را جلب خودش کند‪.‬‬ 

‫‪ ‬بعد از اینکه در ایران انقالب اسالمی شد

 نخستین باری که در ایران یک گروه تظاهرات کرد‬ ‫زنهای ایرانی بودند‪

 ،‬نه مردها‪

 .‬مردها همه فرار کردند! 

تیمسارها فرار کردند‪ ،‬سروانها هم به‬ ‫دنبالشان فرار کردند‪ ،‬همه فرار کردند و کسی نبود که از ایران دفاع بکند‪

 .‬این زنها بودند که‬ ‫از دم دادگستری تا جلوی تلویزیون علیه روسری تظاهرات گذاشتند‪ .‬پس از آن جنجالهای‬ ‫دانشگاه در زمان بنی صدر رخ داد‪ ،‬ولی ابتدا زنها بودند‪ 

،‬زنهایی که آموخته بودند از پروین‬ ‫اعتصامی‪ ،‬از سیمین دانشور‪ ،‬از فروغ فرخزاد که بایستیم‪ ،‬خم نشویم؛ همچون درختها که‬ ‫ایستاده میمیرند‪.‬‬ ‫‪ ‬ما از تمرین دموکراسی حرف میزنیم ولی هر کدام سعی میکنیم که عقاید خودمان را به مردم‬ ‫تحمیل بکنیم‪ ،‬چون ما خودمان تک تک میتوانیم بزرگترین دیکتاتورهای روی زمین باشیم‪،‬‬ ‫اگر دستمان به صندلی قدرت برسد‪.‬‬ ‫‪ ‬زندگی من گذشت‪ ،‬خوب هم گذشت؛ مهم نیست‪ 

ــــ.‬ولی در این روزگار بد بهتر است که شما‬ ‫درست زندگی کنید؛ و اگر من دردی داشتهباشم آن مسئلهای نیست؛ درد شما باید درمان شود‪.‬‬

#فروغ فرخزاد #فریدون_فرخزاد #Taizzمعرفیکننده 

‫‪‫‪ ‬وظیفه هر زن و مرد ایرانی امروز این است که برای آزادی وطنش مبارزه بکند‪ ،‬بلند شود و‬ ‫نظرش را ابراز بکند ‪ …‬باید که شما مردان و زنان ساده ایرانی که نه ادعایی داشتید و نه دارید‪،‬‬ ‫به خاطر آزادی وطنتون بلند شید و مبارزه بکنید

‪ .‬من تنها نیستم؛ این باال تنها هستم‪ ،‬اون پایین‬ ‫با شما هستم‪.‬‬ ‫‪ ‬درد ما نه این است که جدا از وطن هستیم ‪ …‬درد ما این است که هنوز تصمیم نگرفتیم‬ ‫یکصدا بلند شویم و بگوییم برای ملتمان و برای کشورمان و برای حکومتی که حکومت ما‬ ‫خواهدبود‪ ،‬میخواهیم بجنگیم و مبارزه کنیم‪.‬‬ ‫‪ ‬من میدونم که مردم ایران امروز راضی نیستند‪ ،‬هیچ شکی در این نیست‪ .‬من میدونم که زمان‬ ‫پادشاه سیب زمینی بیشتر بوده تا امروز‪ ،‬گوشت ارزانتر بوده‪ ،‬گوگوش هم آواز میخونده‪ ،‬من‬ ‫هم شو داشتم‪ ،‬کتاب شعر شعرای دست چپی هم همشون چاپ میشده‪ ،‬هم مردم سهراب‬ ‫سپهری رو میشناختند در زمان شاه‪ ،‬هم فروغ فرخزاد‪ ،‬هم احمد شاملو‪ ،‬هم اخوان ثالث‪ ،‬هم به‬ ‫قول بعضیها معلم شهید ما آقای دکتر علی شریعتی! خب مردم اینها رو میخوندن؛ پس آن‬ ‫چنان قدغنبازی هم نبوده ‪ …‬اما امروز دریغ از اندیشه ‪ …‬در زمانی که فکر باعث کشتار میشه‪،‬‬ ‫اندیشه باعث این میشه که یه دختر مجاهد ‪-‬من مجاهد نیستم‪ ،‬ولی یه دختر مجاهد باالخره در‬ ‫وهله اول یه دختر ایرانیه‪ -‬تیربارون میشه‪ ،‬یه بهایی به خاطر اینکه بهاییه تیربارون میشه‪ ،‬یه‬ ‫یهودی به خاطر اینکه یهودیه کشته میشه‪ ،‬عین امام حسین سر یه مسلمون شیعه رو میبُرن‬ ‫چون نمی خواد با این حکومت همکاری کنه‪ ،‬خب اینجا دیگه جای این نیست که من و تو‬ ‫بشینیم و صحبت اینو بکنیم که این گذشته بوده؛ صحبت یه چیز دیگهاس‪ :‬االن چیکار باید‬ ‫بکنیم؟ ‪

 …‬اصالً مسئله اسم یک سیستم نیست‪ ،‬مسئله محتوای یک سیستمه که شما به من چی‬ ‫عرضه میکنید‪ .‬یک پادشاه مثل شاه سلطان حسین صفوی به درد من نمیخوره امروز‪ ،‬ولی‬
‫واقعاً یک نادر میخواستم که بلند میشد‪ ،‬حاال شما میخواید کاوه آهنگر ]بلند شه[؛ اوکی‪،‬‬ ‫فرق نمیکنه‪ ،‬خود شما بلند بشید! یک مرد که اونقدر شهامت داشته باشه که برخیزه‪ ،‬بتونه مردم‬ ‫رو بلند بکنه‪ ،‬این مرد قابل احترام هست

؛ فرقی نمیکنه که کیه و چه رژیمی رو میخواد پیاده‬ ‫کنه و اسم رژیمش چیه ‪ …‬ما یک ملتی هستیم در تبعید؛ نه یک حزب درست سیاسی داریم‪ ،‬نه‬ ‫رهبر درست قدم جلو میگذاره تا ما دنبالش بریم‪ ،‬همه منتظر امام زمان هستیم ‪ .

..‬ما هم یک‬ ‫مرد سیاسی میخوایم که دنبالش بریم‪ .‬من فکر میکنم وقتش رسیده که مردم ایران به این‬ ‫نتیجه برسند‪ :‬اون مرد و زن سیاسی

 خود ماها هستیم! 

یکی از ما باید بلند بشه! یکی بلند خواهد‬ ‫شد‪ ،‬دیر نیست‪.‬‬ ‫‪ ‬اونا ]رؤسای جمهور ایران[ که الحمداهلل یکیشون آبدارچی بوده‪ ،‬یکی دیوانه بوده‪ ،‬یکیشون‬ ‫نمیدونم خمیرگیر بوده‪ ،‬یکیشون بنا بوده‪ ،‬رئیس مجلس نانوا بوده تو نجف‪ ،‬اون یکی هم‬ ‫بماند! با قصاب و عطار و بقال خوب بشید؛ اینها ممکنه فردا رئیس جمهور ایران بشن! اینقدر‬ ‫بد نباشید باهاشون!‬ ‫‪ ‬هرموقع که در ایران پادشاهی بوده که میخواسته 

قدم بسیار کوچکی حتی به نفع منافع ملت‬ ‫ایران برداره‪ ،‬آیتاهللها در سفارت روس و انگلیس مینشستند و پلوی اونها رو میخوردند و‬ ‫بیرون نمیاومدند و ملت رو به خریت و قیام وادار میکردند که علیه پادشاه و اصالحات‬ ‫انقالب کنند‪.‬‬ ‫‪ ‬در کشوری که من نمیگویم بهترین کشور جهان بود؛ من نمیگویم از نظر فرهنگی‪ ،‬از نظر‬ ‫عدالت اجتماعی‪ ،‬از نظر هنر‪ ،‬از نظر سیاست‪ ،‬در صدر تمام کشورهای جهان قرار داشت؛ من‬ ‫میگویم ما در اون کشور‪ ،‬در کشوری که ازش صحبت میکنم‪ ،‬از امنیت و آرامش و آسایش‬ ‫حداقل برخوردار بودیم! مردم کشور ما کار میکردند تا این که بهتر زندگی کنند‪ ،‬زنان و‬
‫مردان ایرانی کوشش میکردند تا با فرهنگی واال آشنا بشوند‪ ،‬مردان و زنان ایرانی تالش‬ ‫میکردند برای این که بچههای اونها در دنیای بهتری زندگی کنن؛ اما طبقهای به اصطالح‬ ‫روشنفکر برخاست و توی خیابون رفت‪ ،‬مردان و زنان ناآگاه رو به دنبال خودش کشوند؛ با‬ ‫این که من امروز معتقدم که هر ملتی در تمام دنیا میتواند برای دگرگونی برای بهتر زیستن‬ ‫بایستد و بجنگد و مبارزه کند؛ ولی نه برای خراب کردن‪ ،‬نه برای قتل و کشتار‪ ،‬نه برای‬ ‫ویرانی! طبق های که در ایران برخاست و مدعی شد که از زور و رنج و ستم به عذاب آمده و‬ ‫طالب آزادی و آزادهخواهی است‪ ،‬طبقهای است که ملت ‪ 6‬هزار ساله ایرانی را به بند کشیده‪.‬‬ ‫

زن‪ ،‬مرد و بچه ‪ ۸-۹‬ساله ایرانی رو اعدام می کنند و این طبقه به اصطالح روشنفکر ما بوده که‬ ‫این کارو کرده‪.‬‬ ‫‪ ‬ما حق نداریم به عنوان اینکه یک پاسپان مثالً روزی توی گوش ما زده‪ ،‬بریم و قبر فردوسی رو‬ ‫ال من رو یکی دو بار از رادیو و تلویزیون ملی‬ ‫خراب بکنیم! ما حق نداریم به خاطر اینکه مث ً‬ ‫ایران بیرون کردن‪ ،‬یه بمب بردارم برم ایران رو منفجر بکنم ‪ ..

https://www.youtube.com/watch?v=hTL6ulzHtzM

.‬ما اون جوری رفتار کردیم که‬ ‫وطنمون رو از بین بردیم‪ ،‬پرچممون از بین رفت‪ ،‬ملیتمون از بین رفت‪ ،‬زبانمون از بین رفت‪،‬‬ ‫فرهنگمون از بین رفت‪ ،‬ناموسمون جانمون مالمون از بین رفت‪ ،‬و بعد آمدیم همه میگیم که‬ ‫ما نمیدونستیم که اینجوری میشه‪ ،‬ما غلط کردیم ‪ …‬اگر من واقعاً بیام بگم من نمیدونستم‪،‬‬ ‫حق دارم؛ من هنرمند بودم‪ ،‬به هیچ کسی هم نمیگفتم من سیاسی هستم ‪ …‬ولی آقای دکتر‬ ‫‪14‬‬

‫سنجابی یا آقای بازرگان یا آقای فروهر میتونن امروز واقعاً شرافتاً خیلی صادق بیان به من‬ ‫بگن ما نمیدونستیم که اینجوری میشه؟! اگر نمیدونستند‪ ،‬چرا هر سوالی که از اونها میشد‬ ‫‪ …‬چرا برای هر پاسخ اول از امام اجازه میگرفتند؟! اونها باید میدونستند که چه بر سر ملت‬ ‫ایران میخوان بیارن؛ برای اینکه من که نرفتم خمینی رو به ایران بیارم‪ ،‬سنجابیها رفتند و او‬ ‫رو آوردند‪ ،‬مدنیها رفتند و خمینی رو آوردند‪.‬‬ ‫‪ ‬کتاب تاریخ رو بخونید؛ هیچ بخشیاش مثل بخش سابقش نیست‪ .‬شخصی به نام آدولف هیتلر‬ ‫آمد در آلمان‪ ،‬گفت من یک کشور هزار ساله میخوام بسازم‪ ،‬و بعد از دوازده سال سرنگون‬ ‫شد! ‪ 50‬میلیون مردم دنیا رو کشت‪ 7 ،‬میلیون آلمانی رو کشت‪ 21 ،‬میلیون روسی رو کشت‪،‬‬ ‫میلیونها یهودی رو کشت ‪ …‬ولی با وجود تموم طرفداریهای ملت آلمان از آدولف هیتلر ‪-‬‬ ‫که امروز میگن ما نبودیم؛ مثل ایرانیا که امروز همه میگن ما نبودیم‪ ،‬پس کی بود من‬ ‫نمیدونم‪] -‬که[ همه میگفتن زنده باد هیتلر‪ ،‬با این وجود‪ ،‬بعد از ‪ 12‬سال آلمان شکست خورد‬ ‫]و[ حکومت فاشیستی هیتلر سقوط کرد‪ .‬غیر از او فرانکو بوده‪ ،‬غیر از او در ایتالیا موسولینی‬ ‫بوده‪ ،‬غیر از او پرون بوده‪ ،‬غیر از او استالین بوده؛ تمام این دیکتاتورها میآن و میرن و‬ ‫]فقط[ یک اسمی از خودشون در تاریخ‪ ،‬به خوب یا بد‪ ،‬به جا میگذارن‪.‬‬ ‫‪ ‬به یک کسی گفتم که شما چرا دنبال این آدم ]خمینی[ رفتید؟ گفت «کتابهاش در ایران‬ ‫قدغن بود؛ ما نتونستیم بخونیم و بفهمیم او واقعاً چه میگوید»! گفتم اگر کتاب او قدغن بود‪،‬‬ ‫کتاب آقایانی نظیر او آزاد بود‪ .‬اختالف در این نبود که شما چه گونه میل به پرواز دارید و چه‬ ‫‪15‬‬

‫گونه آزادمنش و آزاده هستید‪ ،‬چون از این کلمات در این کتب اصالً وجود نداره! اختالف سر‬ ‫این بود که شما با پای چپ به خالء ]مستراح[ برید یا با پای راست برید؟! مردی را آوردند بر‬ ‫کشوری ‪ 6000‬ساله حاکم کردند که مینویسد‪« :‬اگر به خالء رفتید‪ ،‬دستتون رو جلوتون‬ ‫بگیرید و بسم اهلل الرحمن الرحیم بگید که شیطان بر عورت شما نگاه نکند»! اینه فرهنگ‬ ‫پروین اعتصامی؟! اینه فرهنگ فروغ فرخزاد؟! اینه فرهنگ ملکالشعرای بهار؟! اینه حافظ و‬ ‫مولوی و سعدی؟! اینه؟! بهتره که تمام دنیا عورت شما رو ببینند‪ ،‬ولی آزاده باشید و آزاد‬ ‫باشید‪.‬‬ ‫‪ ‬یک خانومی میگن که‪« :‬فرخزاد سینهاش رو باز میذاره با این پشمهای سینه؛ همین کارها شد‬ ‫که در ایران انقالب شد و ما به این روزگار افتادیم»! من فکر میکردم که پشم ریش دیگران‬ ‫باعث انقالب شده؛ نمیدونستم که پشم سینه بنده باعث انقالب شده و این خانوم به تبعید اومدن‬ ‫به خاطر پشم سینه بنده! حاال من سینهام رو میتراشم‪ ،‬شاید خدا بخواد این خانوم برگردن و‬ ‫تشریف ببرن به تهران‪.‬‬ ‫‪ ‬من خیلی از خوانندهها را روی صحنه آوردهام‪ .‬امروز از اینکه با آنها روی صحنه رفتهام‪ ،‬گاهی‬ ‫اوقات بسیار متاسفم‪ .‬از این ‪ ۹0‬تا خواننده‪ ۸5 ،‬تای آنها کار دست من هستند‪ ،‬ولی سالم‬ ‫علیک هم با من نمیکنند! میترسند مثالً اگر کنار من بایستند و سرود سیاسی بخوانند‪،‬‬ ‫کاسبیشان خراب شود!‬

‫سخنان عقیدتی‬ ‫‪ ‬میگویند آدمهای خوب به بهشت میروند؛ اما من میگویم آدمهای خوب هرکجا که‬ ‫باشند‪ ،‬آنجا بهشت است‪.‬‬

‫‪16‬‬

‫‪ ‬متاسفم که توی فرهنگی بزرگ شدم که مردمش تصور میکنند با اندوه به خدا‬ ‫نزدیکترند!‬ ‫‪ ‬مهمتر از این که کسی به اعتقاداتمان توهین نکند‪ ،‬این است که اعتقاداتمان به ما توهین‬ ‫نکند!‬ ‫‪ ‬بزرگترین معجزه قرآن این است که میلیونها مسلمان در سراسر جهان نه این کتاب را‬ ‫خواندهاند و نه درک کردهاند‪ ،‬ولی به درستی آن یقین دارند!‬ ‫‪ ‬با شناختی که بنده از این آخوندها پیدا کردم‪ ،‬بهشت اگر واقعا وجود داشت‪ ،‬هیچ آخوندی‬ ‫امکان نداشت لو بدهد چنین جایی وجود دارد‪ ،‬چه برسد بخواهد ملت را به زور ببرد!‬ ‫‪ ‬دمای بهشت باید حدود ‪ ۸0‬درجه سانتیگراد باشه تا عسلها در جویها روان باشن؛ گولتون‬ ‫زدن‪ ،‬میخوان ببرنتون جهنم!‬ ‫‪ ‬مشکل از اونجا شروع شد که لکه روی پیشونی ارجحیت پیدا کرد به محتوی توی پیشونی!‬ ‫‪ ‬از همون اول اگه به جای «علم بهتر است یا ثروت» ازمون میپرسیدن «دین بهتر است یا‬ ‫عقل»‪ ،‬االن وضعمون این نبود‪.‬‬ ‫‪ ‬مادرم میگفت‪« :‬شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است؛ نمازش ترک نمیشود‪ ،‬زیارت‬ ‫عاشورا میخواند‪ ،‬روزه میگیرد‪ ،‬مسجد میرود؛ خیلی پسر باخدایی است»‪ .‬لحظهای دلم‬ ‫گرفت‪ .‬در دلم فریاد زدم‪ :‬باور کنید منم ایمان دارم؛ دستهای پینهبسته پدرم را دستهای‬ ‫خدا میبینم؛ زیارت عاشورا نمیخوانم‪ ،‬ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا به پا میکند؛ به‬ ‫صندوق صدقه پول نمیاندازم‪ ،‬ولی هر روز از آن دخترک فالفروش فالی را میخرم که‬ ‫هیچگاه نمیخوانم؛ مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایی است که با دیدن من کلی دلش‬ ‫شاد میشود؛ برای من تولد هر نوزادی تولد خداست‪ .‬مادرم! خدای من و خدای همسایه‬

‫‪17‬‬

‫یکی است؛ فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم‪ .‬خدای من دوست‬ ‫انسانهاست‪ ،‬نه پادشاه آنها‪.‬‬ ‫‪ ‬در مقابل مذهب‪ ،‬ملیت رو قرار میدیم؛ در مقابل اهلل اکبر‪ ،‬زنده باد ایران رو میذاریم؛ در‬ ‫مقابل عاشورا وتاسوعا‪ ،‬عید نوروز رو میذاریم‪ ،‬چارشنبهسوری رو میذاریم‪ .‬این دیگه‬ ‫طبیعت بشره که اینجوری مقاومت ملی بکنه‪.‬‬ ‫‪] ‬در نقد رساله خمینی‪ [:‬آب کُر آبی است سه وجب در سه وجب در سه وجب ‪ …‬بر‬ ‫مسلمان واجب است یک وجب از آن آب ببوید‪ ،‬اگر بوی ادرار نداد‪ ،‬یک قلپ از آن آب‬ ‫میل بفرماید ‪-‬حاال مثل اینکه ما یه عمر شاش خوردیم میدونیم مزه ادرار چه جوریه‪ -‬اگر‬ ‫مزه ادرار نداد‪ ،‬بعد اون آب‪ ،‬آب کره‪ ،‬من میتونم برم باهاش نماز بخونم‪ .‬من چه میدونم‬ ‫مزه ادرار چه جوریه؟ میخوام بگم شما که امام هستید بخورید‪ ،‬به ما بگید مزه ادرار میده‬ ‫یا نه! چرا من باید شاش بخورم که مسلمان باشم؟! بنده بو کردم مثالً بوی کریستین دیاُل‬ ‫داد؛ خوردم‪ ،‬مزه شاش داد؛ خب چه کار بکنم؟! شاش بخورم که مسلمان باشم؟! چرا؟! آخه‬ ‫این چه دینیه که همهاش با پایین تنه و معده کار داره؟! همهاش شاش و نمیدونم سوراخ‬ ‫فالن و سوراخ فالن! یک کلمه از مغز توش نیست‪. …‬‬

‫سخنان اجتماعی ‪ -‬فرهنگی‬ ‫‪ ‬شانههایت ساعتی چند؟ بگو؛ میخرمش! گاه خرج گریههایم سخت باال میرود‪.‬‬ ‫‪ ‬نه مرگ آنقدر تلخ است نه زندگی آنقدر شیرین‪ ،‬که انسان شرفش را برای این دو بدهد‪.‬‬ ‫‪ ‬کودک که بودم گفتند کودک است‪ ،‬نمیفهمد؛ جوان که بودم گفتند جوان است‪،‬‬ ‫نمیفهمد؛ پیر که شدم میگویند پیر است‪ ،‬حالیاش نیست‪ ،‬نمیفهمد؛ بعد مرگم همه‬ ‫میگویند خدا رحمت کند‪ ،‬آدم فهمیدهای بود!‬ ‫‪18‬‬

‫‪ ‬انصاف نیست یک بار به دنیا آمدن و این همه مُردن‪.‬‬ ‫‪ ‬کل عمرمان دپرس هستیم‪ ،‬ولی توی اعالمیهمان میزنند شادروان!‬ ‫‪‬‬

‫کاش دلقک شدهبودم‪ ،‬نه شاعر! در کشور من‪ ،‬ارزش انسان به نقاب است‪ .‬اینجا پر است از‬ ‫دستهایی که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب‪.‬‬

‫]این جمله به فروغ فرخزاد هم منسوب شدهاست‪[.‬‬

‫‪ ‬منصفانهتر بود هرکس فقط تاوان نفهمی خودش را میداد‪.‬‬ ‫‪ ‬مردم کشور من با نفرت به صحنه بوسیدن دو عاشق نگاه میکنند‪ ،‬اما با اشتیاق برای صحنه‬ ‫اعدام جمع میشوند! با چنین مردمی‪ ،‬زندگی دردناک است‪.‬‬ ‫‪ ‬درد ما مردمی است که قبل از نگاه کردن به خود میخواهند کشورشان را تغییر دهند؛‬ ‫مردمی که همه مینالند‪ ،‬ولی خودشان را نمیبینند‪ .‬درد ما مردم است‪ ،‬آدمهاست‪ ،‬همین‬ ‫خودمانها!‬ ‫‪ ‬مردم کشور من دیگر گرسنه نیستند؛ آنها روزی چند وعده گول میخورند!‬ ‫‪ ‬جامعه ما قهرمان زنده قبول نمیکند‪ .‬باید مُرد تا قهرمان شد!‬ ‫‪ ‬سرزمین من سرزمین گل و بلبل است؛ گلهای پژمرده و بلبلهای خاموش‪. …‬‬ ‫‪ ‬یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد‪ ،‬کسی قاب نمیگیرد! برای‬ ‫ماندگاری‪ ،‬باید حرفی برای گفتن داشت‪.‬‬ ‫‪ ‬چه کردیم با فروغ و فروغها؟ تازه با نویسندگان مَردمون چه کار کردیم؟ با حافظ چه کار‬ ‫کردیم؟ با مولوی چه کار کردیم؟ مولوی رو اونقدر اذیت کردند‪ ،‬اونقدر رنجش دادند که‬ ‫مینویسه ‪ِ -‬کی؟ صدها سال پیش ‪” -‬دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر‪ /‬کز دیو و دَد‬ ‫ملولم و انسانم آرزوست”! با چراغ میگشته دنبال انسان! همه رو دیو و دد میدیده توی‬ ‫ایران! اون زمان هم پس مثل االن بوده‪ ،‬فرقی هم نمیکرده‪ ،‬ما همیشه در پی آزار دادن‬

‫‪19‬‬

‫یک کسی بودیم‪ ،‬اصالً فرهنگ ما اینجوریه! ما باید اذیت بکنیم‪ ،‬ما هر چیزی که داریم‬ ‫ارزشی نداره‪ .‬برامون اگه بخوایم از فرهنگ اسالمی بگیم‪ ،‬امام حسین رو چون شهید شده‬ ‫دوست داریم؛ اون امام حسن هست که بهش عالقهای نداریم‪ ،‬توی تاریخ ایران بعد از اسالم‬ ‫می بینیم! ما کی از امام حسن یاد کردیم؟ اون رو زنش بهش سم داده کشته‪ ،‬ولی همه‬ ‫عاشق امام حسینن چون اونو یزید سرش رو بریده‪ ،‬ما همیشه به دنبال مردههاییم که بگیم‬ ‫خدا بیامرزتشون و اونها چقدر بزرگ بودن‪ ،‬همین‪.‬‬ ‫‪ ‬تمام سعی و کوششم بر این است که در طول این راه پر از درد و رنج و غم و مشقت‪،‬‬ ‫چیزی به بار فرهنگی مردم بیافزایم‪ .‬برای آن که بیافزایم باید از خود بکاهم‪ ،‬شاخهها و‬ ‫برگهای زاید را ببُرم‪ ،‬خواستههای طبیعی را نادیده بگیرم و به جای سیری شکم و یا سیری‬ ‫بدنم‪ ،‬گرسنگی را بیاموزم‪ .‬نمیخواهم عکسم روی جلد مجلهها باشد‪ ،‬میخواهم کالمم در‬ ‫ذهن مردم باقی بماند! و بدین ترتبی قدم برمیدارم تا شاید روی راه اثری باقی بگذارم ‪…‬‬ ‫شاید کتاب من ]در نهایت جمله آغاز است عشق؛ تالیف فریدون فرخزاد[ نسیم معطری‬ ‫باشد به مشامهای خسته از خیانت و جنایت‪ .‬باشد که این روزگار ننگین به سر آید؛ به‬ ‫کشورم بازگردم و در سایه زبان زیبای فارسی و در کنار انسانهایی که در این روزگار‬ ‫بیکسی‪ ،‬کس وکار یکدیگر بودهاند‪ ،‬برای ساختن ایران قدم بردارم ‪ …‬باشد که روزگار‬ ‫ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهره مردم بدرخشد و عشق آن سپیدهدمی‬ ‫گردد که به سوی آن گام برمیداریم‪ .‬من با عشق به دنیا آمدهام‪ ،‬با عشق زندگی کردهام‪ ،‬و‬ ‫با عشق هم از دنیا میروم تا آن چیزی که از من باقی میماند‪ ،‬فقط عشق باشد‪.‬‬ ‫‪ ‬از ایران میخونم‪ ،‬از ایران صحبت میکنم‪ ،‬برای ایران قدم برمیدارم‪ ،‬با یاد ایران میخوابم‬ ‫و با یاد ایران بیدار میشم‪ .‬اینا رو واقع ًا صمیمانه بهتون میگم؛ برای اینکه هیچ نیازی ندارم‬

‫‪20‬‬

‫که دروغ بگم‪ .‬دروغ زندگی ما رو تباه کرد؛ ما امروز به هم باید راست بگیم‪ .‬من راست‬ ‫میگم؛ من غیر از ایران و غیر از اینکه یک روزی حداقل در اون مملکت بمیرم‪ ،‬هیچ‬ ‫چیزی برای من مهمتر نیست‪.‬‬ ‫‪] ‬نامهای به یک فاحشه‪ [:‬اندیشیدن به تو رسم‪ ،‬و گفتن از تو ننگ است؛ اما میخواهم برایت‬ ‫بنویسم‪ .‬شنیدهام تن میفروشی برای لقمه نان‪ .‬چه گناه کبیرهای! میدانم که میدانی همه تو‬ ‫را پلید میدانند؛ من هم مانند همه ام‪ .‬راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین‬ ‫من و تو‪ ،‬زنی زنانگیاش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون میزند؛ اما‬ ‫اگر همان زن کلیهاش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانیاش آزاد شود این ایثار‬ ‫است؟ مگر هردو از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان‬ ‫ننگ است‪ .‬بفروش! تنت را حراج کن‪ .‬من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب‬ ‫میزنند به قیمت دنیایشان؛ شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن میفروشی‪ ،‬نه از دین‪.‬‬ ‫شنیدهام روزه میگیری‪ ،‬غسل میکنی‪ ،‬نماز میخوانی‪ ،‬چهارشنبهها نذر حرم امامزاده صالح‬ ‫داری‪ ،‬رمضان بعد از افطار تن فروشی میکنی‪ ،‬محرم تعطیلی‪ .‬من از آن میترسم که روزی‬ ‫با ظاهری عالمانه‪ ،‬جمعه بازار دین خدا را به راه کنم‪ ،‬زهد را بساط کنم‪ ،‬غسل هم نکنم‪،‬‬ ‫چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم‪ ،‬پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم‪ ،‬محرم‬ ‫هم تعطیل نکنم! فاحشه؛ دعایم کن‪.‬‬ ‫‪ ‬عجب رسمی است؛ جماعت فاحشهپسند مینالند از کمبود دختر پاک!‬ ‫‪ ‬من از مملکتی میآیم که آغاسی از حافظ در آن مملکت معروفتر بوده‪ ،‬گوگوش هزاران‬ ‫بار از خانم فروغ فرخزاد معروفتر بودهاست‪ .‬آن زمان چه کسی به فکر فروغ فرخزاد‬ ‫و پروین اعتصامی بوده؟! حاالست که مردم از بیچارگی به کتاب پناه بردهاند‪ ،‬چون دیگر‬

‫‪21‬‬

‫هیچ چیز در آن مملکت نیست‪ .‬حاال کتاب فروغ شده چاپ ‪ ،46‬ولی در زمان زندگیاش به‬ ‫چاپ سوم هم نمیرسید! آن زمان همین شعرها بود‪ ،‬همین فروغ بود‪ ،‬همین زبان پارسی بود‬ ‫و همین مردم بودند‪.‬‬ ‫‪ ‬ما ایرانیا متاسفانه آدمهای عجولی هستیم‪ ،‬و قاضیهای بسیار بدی هستیم‪ .‬ما همیشه درمورد‬ ‫خودمون خیلی خوب قضاوت میکنیم‪ ،‬خودمون رو بهترین دنیا میدونیم؛ ولی هر چیز‬ ‫دیگهای رو میبینیم که از خودمون بهتره‪ ،‬بد قضاوت میکنیم و او رو نفی میکنیم که مبادا‬ ‫جای خودمون تنگ بشه‪.‬‬ ‫‪ ‬من آرزو می کنم که یک روزی بمیرم برای یک مسئله مهم؛ برای فرهنگ‪ ،‬برای هنر‪ ،‬برای‬ ‫سیاست واال‪ ،‬برای آزادیخواهی ‪ …‬آدم باید روزی از دنیا بره که باید بره‪ ،‬و تا روزی که‬ ‫میتونه زنده باشه و مثمر ثمر باشه‪ ،‬باید ثمر و بهره بده‪ .‬من میتونستم بهره بدم؛ بنابراین از‬ ‫ایران اومدم بیرون‪ ،‬از راه کوهستان اومدم به ترکیه‪ ،‬کاری که در عمرم فکر نمیکردم‬ ‫بکنم!‬ ‫‪ ‬خنداندن یکی از بزرگ ترین هنرهای دنیاست‪ .‬مردم خیلی راحت میتوانند یکدیگر را‬ ‫گریه بیندازند‪ .‬کافیست یکی بیاید کمی آه و ناله کند‪ ،‬دل مردم ایران هم که خیلی ضعیف‬ ‫و رحمدوست است‪ ،‬بالفاصله اشک جاری میشود! ولی آن کسی که بدون چشمداشت به‬ ‫چیزی بیاید و مردم را بخنداند‪ ،‬به نظر من او آدم بسیار خوب و باشرفی است‪.‬‬

‫برخی از اشعار‬ ‫‪ ‬افسانه زندگی‪:‬‬ ‫دردا که سخن پر از سیاهی است ‪ /‬افسانه زندگی‪ ،‬تباهی است‬ ‫‪22‬‬

‫اشک است هر آنچه آب دریاست ‪ /‬درد است هر آنچه فلس ماهی است‬ ‫قلبی که درون سینه میسوخت ‪ /‬خاکستر نور صبحگاهی است‬ ‫از حرف نمانده سایهای بیش ‪ /‬طوفان سخن‪ ،‬شکستهآهی است‬ ‫مرغی که هوای آسمان داشت ‪ /‬پر بسته‪ ،‬اسیر کورهراهی است‬ ‫وان ابر که بر قلل میآویخت ‪ /‬آویزه آویزه گوش ذرهکاهی است‬ ‫ای عمر‪ ،‬به درد ما بیندیش ‪ /‬کاین درد‪ ،‬سرود پادشاهی است‬

‫‪ ‬در نهایت جمله آغاز است عشق‪:‬‬ ‫هیچ میدانی ز درد ما هنوز؟ ‪ /‬از درون گرم و سرد من هنوز؟‬ ‫هیچ میدانی چه تنها ماندهام؟ ‪ /‬چون صدف در عمق دریا ماندهام؟‬ ‫هیچ میبینی زوال برگ را؟ ‪ /‬ابتدا و انتهای مرگ را؟‬ ‫هیچ میبینی نهاد و ریشه را؟ ‪ /‬یاد داری لذت اندیشه را؟ ‪…‬‬ ‫گوییا بشکسته بالم در سخن ‪ /‬شمع بیرنگ زوالم در بدن‬ ‫خستهام از باور و ناباوری ‪ /‬مینخواهم ارتفاع دیگری‬ ‫عمق تبدار زمینم آرزوست ‪ /‬یا شبی در مسلخ تاریک دوست‬ ‫سینهام پر بار و بارم از صداست ‪ /‬نیک اگر بینی‪ ،‬همه مقصد تو راست‬

‫‪23‬‬

‫رنگ تدبیر جهان من تویی ‪ /‬برگ سبز استخوان من تویی ‪…‬‬ ‫تو دگر چیزی به جز من نیستی ‪ /‬من تو هستم‪ ،‬تو به جز من کیستی؟ ‪…‬‬ ‫من جهان را در ته شب یافتم ‪ /‬از سیاهی آفتابی بافتم‬ ‫آفتاب من تویی در عمق شب ‪ /‬بس که تابیدی به من‪ ،‬مُردم ز تب ‪…‬‬ ‫چون صدا عشق است و پرواز است عشق ‪ /‬در نهایت جمله آغاز است عشق ‪…‬‬

‫‪ ‬زنان سرزمین من‪:‬‬

‫]اصل شعر به آلمانی سروده شده و متن زیر ترجمه آن توسط خود فریدون فرخزاد است[‬

‫وقتی که شب میآید و آواز زنجیرها میان گیسوان دخترکان شعلهور میشود‪ ،‬با زغال چشمهایشان‬ ‫تصویر کشتزارهای از یاد رفته را روی زمین پهناور کشورم نقاشی میکنند‪ .‬زنان ایرانی‪ ،‬پرندگانی‬ ‫که عطر نقرهای صبح و لطافت گلهای اطلسی را به یاد میآورند؛ پرندگانی که رنگ سکوت‬ ‫دارند و پیش از حرکت چشم‪ ،‬در مسیری دیگر اوج میگیرند‪ ،‬و همواره مهربانی یک دست میان‬ ‫پرهایشان خواب میبیند‪ .‬زنان ایرانی‪ ،‬پرندگانی که گلدستهها از ظرافت پروازشان فرو میریزند و‬ ‫گنبدها از تصور تصویرشان دوبرابر میشوند‪.‬‬

‫‪ ‬تصویر تو‬ ‫تا تو در من ساکنی‪ ،‬من چیستم؟ ‪ /‬من به جز شکلی از انسان نیستم ‪…‬‬ ‫من هوایم‪ ،‬من بخار شبنمم ‪ /‬من بهاری در ترازوی غمم‬ ‫من سبک ابری بدون ریشهام ‪ /‬من رها در وسعت اندیشهام ‪…‬‬ ‫آن من دیگر تویی در متن من ‪ /‬میشکافی ذره را در بطن من ‪…‬‬ ‫‪24‬‬

‫آه‪ ،‬من دیگر تو ام‪ ،‬تو شکل من ‪ /‬من کسی دیگر درون این بدن‬ ‫التهاب جسم و جان من تویی ‪ /‬من نه اینم‪ ،‬چون که آن من تویی‬

‫‪ ‬هستی‪:‬‬ ‫افسوس که از عشق به جز رنگ ندیدم ‪ /‬از دوست به جز خدعه و نیرنگ ندیدم‬ ‫در سینه تبدار شرابی که دمی داشت ‪ /‬چندان صفتی جز صفت سنگ ندیدم‬ ‫با چنگ به سازم زد و چون چنگ سخن گفت ‪ /‬از چنگ به جز الشه آهنگ ندیدم‬ ‫تقدیر چو از عشق به طوفان بال زد ‪ /‬در دایره غیر از غم آونگ ندیدم‬ ‫چون شد همه واالیی و بیداری مقصود ‪ /‬بر قبح زمان جامه فرهنگ ندیدم‬ ‫گفتند که از عمر به جز عشق نبینیم ‪ /‬جز درد از این هستی دلتنگ ندیدم‬

‫‪ ‬بعد از این‪:‬‬ ‫بعد از این عشق زبان دگری خواهد داشت ‪ /‬خلوت خانه مکان دگری خواهد داشت‬ ‫بعد از این‪ ،‬آن همه اندیشه که از ریشه گریخت ‪ /‬مرتع سبز و جهان دگری خواهد داشت‬ ‫بعد از این‪ ،‬آن گله گمشده در مطلع عشق ‪ /‬نای تبدار شبان دگری خواهد داشت‬ ‫بعد از این دست به دستی نرسد از سر قهر ‪ /‬مهربانی سیالن دگری خواهد داشت‬ ‫بعد از این ابر ز باران نکشد درد فراق ‪ /‬غرش رعد‪ ،‬توان دگری خواهد داشت‬

‫‪

‫جویباری که به جز منزل مقصود ندید ‪ /‬چشمه آب روان دگری خواهد داشت‬

‫متن برخی از ترانهها‬ ‫‪ ‬آبشار‪:‬‬ ‫اگر همه قصهان‪ ،‬من یه حماسه هستم؛ یه قله زیر پامه‪ ،‬یه دریا توی دستم ‪ //‬زخم ستبر کوهم‪،‬‬ ‫بزرگم و عمیقم؛ زبون خشم آبم‪ ،‬نثار بیدریغم ‪ //‬آبشار انتهای رود قدیمیام من؛ یه قطره‬ ‫درشت گرم و صمیمیام من ‪ //‬همیشه سر به زیرم‪ ،‬اگرچه سربلندم؛ یه عاشقم که آسون‪ ،‬به هر‬ ‫چی دل میبندم ‪ //‬صدام پر از حماسهاس‪ ،‬اگر شنیدهباشی؛ غریو افتخاره‪ ،‬وقتی بخوای رها شی‬ ‫‪ //‬اگر شنیدهباشی‪ ،‬پر از سقوط لحظهام؛ مخمل آب چهرهام‪ ،‬زالله مثل زمزم ‪ //‬دلم خیلی‬ ‫بزرگه‪ ،‬من آبشار هستم؛ موندنی نیستم آری‪ ،‬که رهسپار هستم‪.‬‬

‫‪ ‬ای شرقی غمگین‪:‬‬

‫]شعر از ایرج جنتی عطایی[‬

‫ای شرقی غمگین‪ ،‬وقتی آفتاب تو رو دید ؛ تو شهر بارونی‪ ،‬بوی عطر تو پیچید ‪ //‬شب راهشو گم‬ ‫کرد‪ ،‬تو گیسوی تو گم شد؛ آفتاب آزادی‪ ،‬از تو چشم تو خندید ‪ //‬ای شرقی غمگین! تو مثل کوه‬ ‫نوری؛ نذار خورشیدمون بمیره ‪ //‬تو مثل روز پاکی‪ ،‬مثل دریا مغروری؛ نذار خاموشی جون بگیره‬ ‫‪ //‬ای شرقی غمگین‪ ،‬بازم خورشید در اومد؛ کبوتر آفتاب‪ ،‬روی بوم تو پر زد ‪ //‬بازار چشم تو‪ ،‬پر‬ ‫از بوی بهاره؛ بوی گل گندم‪ ،‬تو رو به یاد مییاره ‪ //‬ای شرقی غمگین! تو مثل کوه نوری؛ نذار‬ ‫خورشیدمون بمیره ‪ //‬تو مثل روز پاکی‪ ،‬مثل دریا مغروری؛ نذار خاموشی جون بگیره ‪ //‬ای شرقی‬ ‫غمگین‪ ،‬چه سخته بی تو مُردن؛ سخته به ناچاری‪ ،‬به دندون لب فشردن ‪ //‬سخته توی مرداب‪ ،‬گل‬ ‫تنهایی کاشتن؛ اما مجالی نیست‪ ،‬برای غصه خوردن ‪ //‬ای شرقی غمگین! تو مثل کوه نوری؛ نذار‬ ‫‪26‬‬

‫خورشیدمون بمیره ‪ //‬تو مثل روز پاکی‪ ،‬مثل دریا مغروری؛ نذار خاموشی جون بگیره ‪ //‬ای شرقی‬ ‫غمگین‪ ،‬زمستون پیش رومه؛ با من اگه باشی‪ ،‬گِل و بارون کدومه؟ ‪ //‬آواز دست ما‪ ،‬میپیچه تو‬ ‫زمستون؛ ترس از زمستون نیست‪ ،‬که آفتابش رو بومه ‪ //‬ای شرقی غمگین! تو مثل کوه نوری؛‬ ‫نذار خورشیدمون بمیره ‪ //‬تو مثل روز پاکی‪ ،‬مثل دریا مغروری؛ نذار خاموشی جون بگیره‪.‬‬

‫‪ ‬شب بود‪ ،‬بیابان بود‪:‬‬

‫]شعر از ناصر رستگارنژاد[‬

‫شب بود‪ ،‬بیابان بود‪ ،‬زمستان بود؛ بوران بود‪ ،‬سرمای فراوان بود ‪ //‬یارم‪ ،‬در آغوشم هراسان بود؛ از‬ ‫سردی افسرده و بیجان بود ‪ //‬در فکر آن سیمینبَر خوشگل‪ ،‬از فکر و جان خود بودم غافل؛‬ ‫میکوشیدم بهرش‪ ،‬از جان و دل؛ میبردمش با خود‪ ،‬سوی منزل ‪ //‬گیسویش‪ ،‬از باد و باران گشته‬ ‫آشفته؛ در هر تار مویش؛ گویی مرواریدی غلتان سُفته ‪ //‬طی شد راه دشوار‪ ،‬آخر بر من و یار‪ ،‬با‬ ‫بوسهای گرمی به او دادم؛ با لبهایی چون قند‪ ،‬بر رویم زد لبخند‪ ،‬برده همه غم و رنج از یادم‪.‬‬

‫‪ ‬سفر‪:‬‬ ‫سفر چهگونه دست من را از آن همه گرمی جدا کرد ؛ گویی صدایی از ته گور چون مرگ من‪،‬‬ ‫من را صدا کرد ‪ //‬من و ِترَن در هم خزیدیم‪ ،‬از تو دگر چیزی ندیدیم ؛ میان راه آهن شهر‪،‬‬ ‫چهگونه از هم دل بریدیم ‪ //‬از پشت دیواری پر از دود تو را میان خانه دیدم ؛ سبکتر از ابری‬ ‫سبکبال به سوی آغوشت دویدم ‪ //‬زمین از آغازش جدا شد‪ ،‬هوا پر از قهر صدا شد ؛ صدای اندوه‬ ‫درونم‪ ،‬چهگونه خالی از صدا شد ‪ //‬آیا در این لحظه ندیدی که من پر از احساس دردم ؛ میمردم‬ ‫از این غم که دیگر هرگز به خانه برنگردم ‪ //‬اکنون تو تنها مینشینی‪ ،‬تنها میان خاطراتت ؛ من‬ ‫میخزم چون سایهای دور‪ ،‬روی نگاه سرد و ماتت ‪ //‬حس میکنم چیزی نمانده جز فکر خانه در‬ ‫سر من ؛ با من یکی شو بعد از این راه‪ ،‬ای ابتدا و آخر من ‪ //‬سوت ترن آواز تلخی است کز‬ ‫‪27‬‬

‫ارتعاشش میشوم سست ؛ با آن چهگونه میتوان زیست‪ ،‬در آن چه چیزی میتوان جُست ‪ //‬روزی‬ ‫دوباره میشود باز‪ ،‬دروازههای بازوانم ؛ میگیرمت هرجا که باشم در بازوان ناتوانم ‪ //‬سوت ترن‬ ‫آواز تلخی است کز ارتعاشش میشوم سست ؛ با آن چهگونه میتوان زیست‪ ،‬در آن چه چیزی‬ ‫میتوان جُست‪.‬‬

‫‪ ‬یاد ایران بخیر‪:‬‬ ‫قلب من یادگار محبت شما‪ ،‬قلب من با نگاه شما چه آشنا ؛ دست من معدن مهربانی است و عشق‪،‬‬ ‫میخک نقرهای یادگار لحظهها ‪ //‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬خاک پر صالبتم ؛‬ ‫درد من بیکسی است‪ ،‬خاک ایران که نیست‪ ،‬ذرهای بیثمر در نهایتم‪ ،‬در نهایتم ‪ //‬من اگر‬ ‫خستهام خالی از سیاهیام ‪ ،‬ور زبان بستهام در پی رهاییام ؛ قصههایم پر از روزگار کودکی است‪،‬‬ ‫تشنه وصل و بیگانه با جداییام ‪ //‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬خاک پر صالبتم‬ ‫؛ درد من بیکسی است‪ ،‬خاک ایران که نیست‪ ،‬ذرهای بیثمر در نهایتم‪ ،‬در نهایتم ‪ //‬با من ای‬ ‫هموطن سخن مرا بگوی‪ ،‬در دل هر سخن هدف مرا بجوی ؛ حرف ما را ببر به سراسر جهان‪ ،‬ما که‬ ‫جان میدهیم به بهای آبروی ‪ //‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬خاک پر صالبتم ؛‬ ‫درد من بیکسی است‪ ،‬خاک ایران که نیست‪ ،‬ذرهای بیثمر در نهایتم‪ ،‬در نهایتم ‪ //‬گر به من‬ ‫بنگری به ستاره میرسی‪ ،‬من همان میخکم که شکستهام بسی ؛ چون زمین مانده در حسرت نهال‬ ‫تو‪ ،‬دست من را بگیر رهسپار خانه شو ‪ //‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬خاک پر‬ ‫صالبتم ؛ درد من بیکسی است‪ ،‬خاک ایران که نیست‪ ،‬ذرهای بیثمر در نهایتم‪ ،‬در نهایتم ‪//‬‬ ‫صحبت من هنوز از زمان روشنی است‪ ،‬از زمانی که در ذهن خانه ماندنی است ؛ ما در این رهگذر‬ ‫رهرو شبانهایم‪ ،‬لیک از اینجا به بعد رهسپار خانهایم ‪ //‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران بخیر‪ ،‬یاد ایران‬

‫‪28‬‬

‫بخیر‪ ،‬خاک پر صالبتم ؛ درد من بیکسی است‪ ،‬خاک ایران که نیست‪ ،‬ذرهای بیثمر در نهایتم‪ ،‬در‬ ‫نهایتم‪.‬‬

‫‪ ‬انتظار‪:‬‬ ‫هرگز‪ ،‬سکوت من‪ ،‬عالمت انتحارم نیست ‪ /‬قلبم‪ ،‬اگر شکست‪ ،‬لحظه مرگ کارم نیست ‪ //‬ایران‪،‬‬ ‫همیشه هست‪ ،‬هرکجا که سالمی هست ‪ /‬در عمق آن سالم‪ ،‬از شرافت پیامی هست!‬ ‫آنها‪ ،‬که آمدند‪ ،‬تبار ایران را کشتند ‪ /‬ما را‪ ،‬به جرم عشق‪ ،‬به خون ایران آغشتند ‪ //‬فریاد ما‬ ‫شکست‪ ،‬در گلوی هزاران مَرد ‪ /‬از میهنم‪ ،‬چه مانده اکنون‪ ،‬جز سکوت سیاه درد؟‬ ‫امّا‪ ،‬اگر‪ ،‬پرچم شیر و خورشیدمان ‪ /‬تکه پاره شد‪ ،‬مثل ذرات امّیدمان ‪ //‬چون که زندهایم‪ ،‬به خاطر‬ ‫شرافت انسان ‪ /‬خیزیم‪ ،‬همه ز جای‪ ،‬به نام تاریخ ایران!‬ ‫هرگز‪ ،‬گَمان مکن‪ ،‬که در وطن تنها هستی ‪ /‬من در کنار تو‪ ،‬و تو میان ما هستی ‪ //‬ایران‪ ،‬همیشه‬ ‫هست‪ ،‬هرکجا که سالمی هست ‪ /‬در عمق آن سالم‪ ،‬از شرافت پیامی هست!‬ ‫اکنون‪ ،‬زمان ماست‪ ،‬زمان کاوههای آهنگر ‪ /‬در جنگ‪ ،‬علیه ظلم‪ ،‬علیه ضحاکی دیگر ‪ //‬شیریم و‬ ‫در قفس‪ ،‬برای ایران میجنگیم ‪ /‬ایران‪ ،‬از آن ماست‪ ،‬که ما به ایران پابندیم!‬ ‫امّا‪ ،‬اگر‪ ،‬پرچم شیر و خورشیدمان ‪ /‬تکه پاره شد‪ ،‬مثل ذرات امّیدمان ‪ //‬چون که زندهایم‪ ،‬به خاطر‬ ‫شرافت انسان ‪ /‬خیزیم‪ ،‬همه ز جای‪ ،‬به نام تاریخ ایران!‬

‫‪ ‬آوازهخوان‪:‬‬

‫‪29‬‬

‫اکنون دوباره این جا منم‪ ،‬با یک بغل ترانه ؛ آوازهخوان عاشق منم‪ ،‬با حرف عاشقانه ؛ آواز من در‬ ‫گوش تو‪ ،‬آواز درد خانه ‪ //‬با هم‪ ،‬با هم‪ ،‬همدرد و آشناییم ؛ غربت‪ ،‬هیچ است‪ ،‬وقتی که‬ ‫یکصداییم ‪ //‬هر چه که بود‪ ،‬از خوب و بد‪ ،‬رفتهاست و پیش ما نیست ؛ خورشید و نور‪ ،‬در دست‬ ‫ماست‪ ،‬در دست آشناییست ؛ بیگانگی‪ ،‬دلمردگی‪ ،‬راه و طریق ما نیست ‪ //‬با هم‪ ،‬با هم‪ ،‬همدرد و‬ ‫آشناییم ؛ غربت‪ ،‬هیچ است‪ ،‬وقتی که یکصداییم ‪ //‬آمدم‪ ،‬که آواز نو‪ ،‬به گوش ترانه بسپارم ؛‬ ‫آمدم‪ ،‬که در ذهن آب‪ ،‬گل روشنایی بکارم ‪ //‬دانههای امید و عشق‪ ،‬به دلهای خسته بسپاریم ؛ در‬ ‫سکوت غربت کنون‪ ،‬غریو طلوع آبشاریم ‪ //‬با هم‪ ،‬با هم‪ ،‬همدرد و آشناییم ؛ غربت‪ ،‬هیچ است‪،‬‬ ‫وقتی که یکصداییم‪.‬‬

‫‪ ‬همرزمانم‪:‬‬ ‫همرزمانم‪ ،‬هم رزمانم‪ ،‬انسان بودند و آزاده ؛ مردان و زنانی با غیرت و ساده ؛ در طغیان وطن خود را‬ ‫جال داده ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪ //‬کفنهاشان پرچم سهرنگ ایران ؛ در ذهنشان نه چیزی جز عهد‬ ‫و پیمان ؛ پیمانی که آنها را میبُرد به میدان ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪ //‬آنها لبریز از عشق وطن‬ ‫بودند ؛ دور از وسوسههای روح و تن بودند ؛ سرسبزی صداقت سخن بودند ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم‬ ‫‪ //‬همرزمان قهرمانان شرف بودند ؛ تمام عمر دنبال یک هدف بودند ؛ تا درهای آزادگی را‬ ‫گشودند ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪ //‬همرزمانم چون قطرات باران بودند ؛ پاک و صادق و همرزم‬ ‫یاران بودند ؛ شیر و خورشید پرچم ایران بودند ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪ //‬آنها در میدان شهادت‬ ‫غلتیدند ؛ هستیهای جهان را درنوردیدند ؛ تا به شرافت انسانی رسیدند ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪//‬‬ ‫برای ماندن ما رفتند و مُردند ؛ میان بازوانمان جان سپردند ؛ تا ذرات وطن را به ما سپردند ؛‬ ‫همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪ //‬کودکانی که فردا دنیا میآیند ؛ داستان همرزمانم را میدانند ؛ روی‬ ‫خورشید نامشان را میخوانند ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪ //‬کجا هستند امروز آن زنان و مردان ؛ که هستی ما هست از قیام آنان ؛ قلبشان میتپد 

در پرچم ایران ؛ همرزمانم‪ ،‬همرزمانم ‪ //‬زمانی باز‬ ‫میآییم گرد هم ؛ سخن میگوییم از همرزممان با هم ؛ مینویسیم 

ـدر تاریخ‪ ،‬روی غم ؛ همرزمانم‪،‬‬ ‫همرزمانم ‪ //‬هزاران بهار و تابستان میآید ؛ هزاران بار بر تو باران میبارد ؛ مردم دوباره عشق را‬ ‫ت همرزمانم‪.‬‬ ‫دوست میدارند ؛ با هم ِ

همرزمانم‪.‬‬ ‫دوست میدارند ؛ با هم ِ‬

‫‪ ‬افسانه هستی‪:‬‬ ‫گذشت افسانه این عمر کوتاه؛ نشد کس از دل تنگ من آگاه ‪ //‬تو را همراه میدانستم‬ ‫افسوس؛ تو هم بودی رفیق نیمه راه ‪ //‬تا دیار نیستی راهی نمانده ؛ در سرای سینه جز آهی‬ ‫نمانده؛ حاصلی از عمر کوتاهی نمانده ‪ //‬به دریای طوفانی زندگانی؛ شکسته چرا زورق مهربانی‬ ‫‪ //‬در این شهر سر تا به دامن خموشی؛ بیا مُردم از رنج بیهمزبانی ‪ //‬خدایا فراموشیام ده؛ لب‬ ‫بسته‪ ،‬خاموشیام ده ‪ //‬چه حاصل ز هشیاری دل؛ تو مستی‪ ،‬تو مدهوشیام ده ‪ //‬چه میشد خدایا‬ ‫که از من؛ کسی این محبت بگیرد ‪ //‬دل با همه مهربانم؛ در این سینه روزی بمیرد ‪ //‬خدایا‬ ‫فراموشیام ده؛ لب بسته خاموشیام ده ‪ //‬چه حاصل ز هشیاری دل؛ تو مستی‪ ،‬تو مدهوشیام ده‪.‬‬

‫‪ ‬درو وا نمیکنم‪:‬‬ ‫اگه ماه از آسمون پایین بیاد دربزنه‪ ،‬اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه؛ اگه رعد آسمون داد‬ ‫بزنه‪ ،‬تو سرم هزار تا فریاد بزنه؛ چون تو مهمون منی‪ ،‬درو وا نمیکنم؛ مونس جون منی‪ ،‬درو وا‬ ‫نمیکنم؛ درو وا نمیکنم‪ ،‬نه‪ ،‬درو وا نمیکنم ‪ //‬اگه بر بال هما تخت سلیمون بذارن‪ ،‬پریا هدیه‬ ‫برام تاج جواهر بیارن؛ ستارهها زمین بیان در بزنن‪ ،‬شب تا سحر صد بار به من سر بزنن؛ چون تو‬ ‫مهمون منی‪ ،‬درو وا نمیکنم؛ مونس جون منی‪ ،‬درو وا نمیکنم؛ درو وا نمیکنم‪ ،‬نه‪ ،‬درو وا‬ ‫نمیکنم ‪ //‬اگه از قصر بلند آسمون‪ ،‬اگه از بهشت عشق پریون؛ کنیزای مو طالیی سحر‪ ،‬بیارن‬

 ‫‪

‫هزارتا مژده و خبر؛ ستارهها پایین بیان در بزنن‪ ،‬شب تا سحر صد بار به من سر بزنن؛ چون تو‬ ‫مهمون منی‪ ،‬درو وا نمیکنم؛ مونس جون منی‪ ،‬درو وا نمیکنم؛ درو وا نمیکنم‪ ،‬نه‪ ،‬درو وا‬ ‫نمیکنم‪.‬‬

‫‪ ‬آشیانه‪:‬‬ ‫تا از آشیانه‪ ،‬سویت پر بگیرم؛ از بندم رها ساز‪ ،‬تا از غم نمیرم ‪ //‬این آواز غمهاست‪ ،‬بر روی لب‬ ‫من؛ یا آوازی تنها است‪ ،‬همگام شب من ‪ //‬به تمنای سخن تو‪ ،‬سوی تو میآیم به رهت باز؛ این‬ ‫چه سخن باشد‪ ،‬که شکوفد در دل هر آواز ‪ //‬بومبابا بومبام‪ ،‬بَدی بَبه بومبام‪ ،‬بدی ببه بومبام‪ ،‬بدی‬ ‫بیَده بوبابام؛ بومبابا بومبام‪ ،‬بدی ببه بومبام‪ ،‬بدی ببه بومبام‪ ،‬بام بام بام!‬

#فروغ فرخزاد #فریدون_فرخزاد #Taizzمعرفیکننده 

‫] #شعر_معاصر #موسیقی #شعراء #فارسی_وان #شعر_غزل #عاشقانه #بواريك #ایران #الرياض #نوروز #شعر_نو #جم #باروكة #عشق #شاعر #farsi1 #السعودية #فارسی1یادت_بخیر #خواطر #فیلم #سریال_ترکی #شعر_شعبي #film #الكويت #farsi1tv #شعر_کوتاه #فارسی_انگلیسی

،،،

اگه ماه آسمون پائین بیاد

..