سالهای بد آبی

پیش‌بینی سعدی درست از آب درآمد؛  چنان قتل عامی شد اندر دمشق

که یاران فراموش کردند عشق ..دمشقی ندیدی که آواره شد

ندیدی حلب هم حلب پاره شد …خصوصا آنجا که ترسیم کرده بود این اوضاع وخیم را  و حتی نام شهر موردنظر را هم از قلم نینداخته بود.

اما  سعدی اصلا فکرش را هم نمی‌کرد که «بخل آسمان بر زمین» آنقدر زیاد شود که مردم سوریه روزی مجبور شدند به جای «ملخ»، آخرین موجودات زنده باغ‌وحش را هم  تکه‌تکه کنند و بخورند …

بی‌آبی و خشکسالی جان هامون و جازموریان را گرفته است. سیستان و بلوچستان بدترین روزهای خود را سپری می‌کنند. زمانی تالاب و رودخانه‌هایش آنقدری آب داشت که مردمانش گذشته از کشاورزی و باغداری به ماهیگیری هم مشغول بودند ولی حالا زمین‌ها خشک شده‌اند و از مزارع و باغ‌‌ها چیزی جز زمینی برهوت و لم یزرع به جا نمانده.

خشکسالی امان مردم اهالی جنوب‌شرق را  نیز بریده است  تا جایی که آنهایی که طاقت‌شان طاق شد زندگی‌شان را بار کردند و مستأجران حاشیه شهرها شدند، آنهایی که چاره‌ای جز ماندن نداشتند با سرنوشت می‌جنگند.

جازموریان تا همین چند سال پیش کلی آب داشت. از زمانی که بارندگی‌ها کم شد و جلوی رودخانه‌های فصلی سد زدند دیگر از نفس افتاد. در گرمای تابستان باد خنکی از جازموریان توی روستایمان می‌پیچید

ولی الان خاک می‌آید. کلی مسافر و گردشگر برای تماشای تالاب و پرندگان مهاجر اینجا می‌آمدند. آنقدر آب داشت که اهالی حتی ماهیگیری می‌کردند. کلی قایق توی آب بود. جازموریان خشک خشک شده و زمین‌های کشاورزی ما هم به سرنوشت تالاب دچار می‌شوند.»

برگی از تاریخ 

 تاریخ خود را فراموش نکنیم محمد علی جمالزاده دو سال آخر جنگ جهانی   را این طور توصیف می‌کند:

“جنگ اول جهانی در آستانه اتمام بود 

که در دل شبی تاریک و هولناک سه سوار ترسناک که هر کدام شمشیر و شلاقی به بر داشتند

 به آرامی از دیوارهای شهر عبور کردند و به آن وارد شدند.

یک سوار نامش قحطی، دیگری آنفلوانزای اسپانیایی و آخری وبا بود. طبقات فقیر، پیر و جوان، همچون برگ پائیزی در برابر حمله این سواران بی‌رحم فرو می‌ریختند.

هیچ غذایی پیدا نمی‌شد، مردم مجبور بودند هرچه را که می توانستند بجوند 

و بخورند. به زودی گربه و سگ و کلاغ را نمی‌شد یافت. 

حتی موش‌ها نسلشان بر افتاده بود.

برگ، علف و ریشه گیاه را مانند نان و گوشت معامله می‌کردند.

 در هر گوشه و کنار، اجساد مردگان بی‌کس و کار پراکنده بود.

 بعد از مدتی مردم به خوردن گوشت مردگان روی آوردند.”

“ما در تاریخ داستان خشکسالی زیاد می‌خوانیم ولی گمان نمی‌دارم از این بدتر خشکسالی بوده. ما آنها را ندیده‌ایم تا با این بسنجیم ولی دلیل می‌داریم که این از سخت‌ترین خشکسالی‌ها بوده، زیرا نه ماه بیشتر آسمان از باریدن ایستاد و از تابستان که زمان برداشت خرمن‌ها بود کمیابی نمودار گردید. از آن سوی روسیان در بسیار جاها انبارها را مهر کرده و آنچه گندم و جو یافتند برای خود گرفتند.”

“بدتر از همه آنکه خشکی و نایابی در هر سوی ایران رو داده و آوردن گندم و جو اگر چه از جاهای دوری باشد، نشدنی بود. در این میان زمستان هم فرا رسیده و سرما گرفتاری دیگری برای بینوایان بود.”

“کم‌کم رنگ‌ها زرد و تیره شدن گرفت و کسانی که از گرسنگی مرده بودند در کوچه‌ها دیده می‌شدند… یک زمستان سخت و دلگدازی می‌گذشت.”

..

بیشتر بخوانید.

..خشکسالی روند مهاجرت به شهر را در گناباد افزایش داد+ تصاویر بی رحمی خشکسالی در مناظق پرآب/

چشمه تامین آب ۴ روستای بویراحمد خشک شد

 افت چشمگیر ذخایر آبی ‌استان یزد /

ادامه خشکسالی‌های پی در پی در منطقه کویری ایران

خشکسالی‌های پی در پی، خشک شدن چاه‌های آب، کاهش میزان آب‌های زیر زمینی، افزایش تعداد دشت‌های ممنوعه آب، افزایش هزینه‌های پروژه‌ها از جمله خطوط آبرسانی، مجتمع‌های آب و غیره، نبود منابع آبی پایدار همگی دست به دست هم داده‌اند

تا همچنان ۵۷۰  هزار نفر در ۲۰۰ روستا همچنان چشم انتظار آبرسانی باشند. شرایطی که در استان هرمزگان به دلیل گرمای طاقت فرسا، شرجی بالا شرایط را برای تحمل تأخیر در آبرسانی سخت و دشوار می‌کند.

خرم آباد – رهاورد ۱۳ سال خشکسالی برای دیار چشمه‌ها حکایت بی‌آبی در دامنه‌های برف‌گیر اشترانکوه و سفید کوه است، جایی که دشت ها از فرط بی آبی دست به خودسوزی زده و آتش بالا می‌آورند.

وضعیت کم آبی در جنوب لرستان وخیم تر است، کوهدشت و پلدختر و رومشکان این روزها مشق هر شب و روزشان بی آبی است

نبود آب آشامیدنی باعث شده که بیشتر اهالی برای تهیه آب با چرخ دستی به چشمه اطراف روستا رفته و پس از گذشت چند ساعت و رسیدن نوبت ظروف خود را از آب پر کرده و راهی روستا شوند که برای طی این فرآیند متحمل صرف وقت و انرژی زیادی شده و استمرار این روند بسیار مشکل زا است.

در جنوب لرستان وضعیت کم آبی به گونه ای است که زمین با خالی شدن سفره هایش دست به خودسوزی زده است، فرونشست دشت های کوهدشت این روزها در کشور رکود زده تا شاهد نفت دادن چاههای آب باشیم!

بررسی آخرین اطلاعات دفتر مطالعات پایه منابع آب از وضعیت بارندگی روزانه به تفکیک حوضه‌های آبریز نشان می‌دهد از ابتدای سال آبی جاری تاکنون (از اول مهر ۱۳۹۹ تا شامگاه ۱۵مرداد ۱۴۰۰) میانگین ارتفاع بارش‌های جوی در کشور به ۱۵۳میلی‌متر رسیده که نسبت به‌ مدت مشابه در سال آبی قبل ۵۱درصد و نسبت به میانگین دوره‌های مشابه در ۵۲سال اخیر ۳۴درصد کمتر است

و اما خبر مهم این است که نیمی از ظرفیت سد‌های مهم برای تامین آب آشامیدنی و کشاورزی خالی است

و به گزارش حکایت گیلان |  رئیس مرکز خشکسالی گفت: بنابر مدل‌های اقلیمی مبنی بر کاهش ۴۱ درصدی بارش نسبت به دوره نرمال، کم بارشی در کل کشور حاکم است

سال بد آبی در انتظار ایران | طرح سازگاری با کم آبی به تصویب دولت رسیده است

و

مردومان آسیا همه جور سختی کشیده اند یکی از بزرگترین سختی ها حمله مغول ها و بعد از آن خشکسالی ها ی پی در پی بود ولی برای خشکسالی فعلی ایران دلیلی بجز بازتاب ظلم جمهوری اسلامی ایران به اقلیت های مذهبی بخصوص هموطنان بهائی ما نیست زیرا بها،الله فرموده است این امری است که اگر یک قطره از آن کم شود صد بحر جزای آنر مشاهده خواهند نمود

جلوی پیشرفت امرش را در ایران گرفته اند یکبار خق فرموده بود :

این دسته بتمام قوى براى ضرّ امرالله و ایجاد و احداث اختلاف کمربستند و بتخدیش اذهان بجمیع وجود قیام نمودند و قصور ننمودند… ولی چنان

اسم اعظم بساطشان را جمع فرمود که آثارى باقى نماند 

و حالا تاریخ تکرار شد 

این دسته بعد از اینکه به حکومت رسیدن  بتمام قوى براى ضرّ امرالله و ایجاد و احداث اختلاف کمربستند و بتخدیش اذهان بجمیع وجود قیام نمودند و قصور ننمودند

از هر چهل حادثه طبیعی  در جهان ، است که

 پیش  از سی مورد آن در ایران رخ داده است

آیا این عجیب نیست ایران تنها یک درصد  جمعیت  جهان را دا شته باشد 

ولی شش درصد از تلفات بلایای طبیعی غیر مترقبه جهان را به خود

اختصاص دهد  ؟   آیا میدانید مرگ و میر ناشی  از حوادث طبیعی تنها در ایران  در طول چهل سال گذشته 

بیش از چهار برابر میزان مرگ و میر مشابه

 در طول هفتاد سال گذشته بوده است

آیا این عجیب نیست ایران در حوزه مخاطرات طبیعی جزو ۱۰ کشور با تعداد بالای بلایای طبیعی است. در واقع بین ۱۰ کشور اول جهان، ایران رتبه چهارم را دارد.

پناه بر خدا

 حضرت بها،الله میفرمایند :

….  چند مرتبه بلا بر شما نازل 

و ابدآ التفات ننمودید

یکی احتراق که اکثر مدینه بنار عدل سوخت  چنانچه شعرا، قصائد انشا، نمودند و نوشته اند که چنین حرقی تا بحال نشده

و همچنین وبا مسلط شد و متنبه نشدید و لیکن منتظر باشید که غضب الهی آماده شده

زود است که آنچه از قلم امر نازل شده ،  مشاهده نمائید

دریای دانش ص ۴۷- ۴٨

​…  صاعقه قهر الهی متتابعآ بر اهل فتور عصبهّ مغروره و ثله مقهوره نازل …

توقیعات مبارکه خطاب به احبای شرق صفحه ۴۰۳

Sky Bahai-Taizz GIF - Find & Share on GIPHY

چنان قحط شد سالی اندر دمشق

که یاران فراموش کردند عشق

چنان آسمان بر زمین شد بخیل

که لب تر نکردند زرع و نخیل
بخوشید سرچشمه‌های قدیم …

نماند آب، جز آب چشم یتیم

نبودی بجز آه بیوه زنی

اگر برشدی دودی از روزنی

چو درویش بی برگ دیدم درخت

قوی بازوان سست و درمانده سخت
نه در کوه سبزی نه در باغ شخ

ملخ بوستان خورده مردم ملخ
در آن حال پیش آمدم دوستی

از او مانده بر استخوان پوستی

وگرچه به مکنت قوی حال بود

خداوند جاه و زر و مال بود

بدو گفتم: ای یار پاکیزه خوی

چه درماندگی پیشت آمد؟ بگوی

بغرید بر من که عقلت کجاست؟

چو دانی و پرسی سوالت خطاست

نبینی که سختی به غایت رسید
lمشقت به حد نهایت رسید؟

نه باران همی آید از آسمان

نه بر می‌رود دود فریاد خوان

بدو گفتم: آخر تو را باک نیست

کشد زهر جایی که تریاک نیست
گر از نیستی دیگری شد هلاک

تو را هست، بط را ز طوفان چه باک؟

نگه کرد رنجیده در من فقیه

نگه کردن عالم اندر سفیه

که مرد ارچه بر ساحل است، ای رفیق

نیاساید و دوستانش غریق
من از بی مرادی نیم روی زرد

غم بی مرادان دلم خسته کرد

نخواهد که بیند خردمند، ریش

نه بر عضو مردم، نه بر عضو خویش

یکی اول از تندرستان منم

که ریشی ببینم بلرزد تنم

منقص بود عیش آن تندرست

که باشد به پهلوی رنجور سست

چو بینم که درویش مسکین نخورد

به کام اندرم لقمه زهرست و درد

یکی را به زندان بری دوستان

کجا ماندش عیش در بوستان؟

درآن شهرما را یکی دوست بود
که شاگرد یک تاجر پوست بود!
به بازارشامش بدیدم ولو
شکم داده چون طبل جنگی جلو!
بدو گفتم ای جاسم روی زرد
غم بینوایان تو را گرد کرد؟!
بغرید بر من: کلاست کجاست؟
چنین با بزرگان درشتی خطاست!
تو کزمحنت دیگران بی غمی
یقین جزئ یک درصد عالمی!
دمشقی ندیدی که آواره شد
ندیدی حلب هم حلب پاره شد؟!
من اینجا کف پای مستضعفم
به خدمت کمربسته جان برکفم!
زاندوه مسکین و همنوع خویش
دلم گشته ریش ورخم ریش ریش!
برای حمایت ز کشت نخیل
کنم وارد از مرزها دسته بیل!
به سوق حرم جمعه خرجی دهم
فلافل ز آرد نخودچی دهم!
تسلا دهم رنج بیوه زنان
به عقد موقت و با امتنان!
دراین شهریک مردغمناک نیست
کراک است هرجا که تریاک نیست!
به امر تجارت شدم نابغه
ز نفت و گن و پشمک و جغجغه!
اقامت زچین دارم و انگلیس
ذخیره کمی سیم وزر در سویس
هوادار صلحم در این منطقه
زمستعف و قدرت مطلقه!

کلو مالهم چون سنین حق حقو
کی اونان سورا اول پی پل وق وقو !!؟ ۴
” کیشو ”
۱-احتمالا برخی تاتارهای مرزنشین شمال روسیه
۲-منظورازملخ همان میگوست و سس سوسمار نوعی مارک سس بوده که در حوالی
کره ساخته می شده و به دلیل گرانی کمیاب هم بوده اند قطعا کنایه به برخی عادات غذایی نبوده است.

این قتل عام ها و خشکسالی ها در این سرزمین بارها تکرار شد ناشناسی نوشته
چنان قتل عامی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق

هر آن کس که با دیگری یار بود
کنون عامل قتل دلدار بود!

همی بمب می ریخت هرگوشه ای
گهی خمسه خمسه گهی خوشه ای!

عرب با عجم ترک و قوم یهود
فرنگی و اعجوج و عاد و ثمود ۱

همه صلحجو گشته و چاره ساز
دموکرات و عادل چو شاه حجاز!

به اطعام ایتام و بیوه زنان
بدان سو روان بود کوفی عنان!

طعام عرب بود آن روزگار
کباب ملخ با سس سوسمار! ۲
….